
ایمان مطهری منش- تلاش یک گروه مردمی برای مستندسازی فتنه 88، عصبانیت نویسندگان سایتهای ضدانقلاب را برانگیخت. طی روزهای گذشته یک سایت ضدانقلاب با ارائه اطلاعاتی مخدوش و غیرواقعی، تلاش کرد برگزاری مسابقه داستاننویسی ویژه فتنه 88 را تحتالشعاع تبلیغات سیاسی قرار دهد.
آنچنان که از نوشته این سایت برمیآید، نویسنده مطلب با لحنی عصبی در پی تخطئه جایزه «داستان فتنه» است. این موضوع، نشانگر حساسیت معاندین جمهوری اسلامی بر روی ثبت تاریخی و داستانی حوادث سال 88 است.
جایزه فتنه چیست؟
طی هفته گذشته، روزنامه جوان با درج خبری از فراخوان جایزه «داستان فتنه» خبر داد. طبق دانستههای خبرنگار «جوان» این جایزه به ابتکار «رحیم مخدومی» نویسنده و خاطرهنگار دفاع مقدس برپا میشود. در پسِ این جایزه، نام مؤسسه فرهنگی- هنری «رسولان آفتاب» آمده است؛ مؤسسهای خصوصی واقع در یکی از شهرستانهای حاشیهای استان تهران.
طبق فراخوان این جایزه، پدیدآورندگان میتوانند آثاری در قالب داستان کوتاه و مینیمال درباره فتنه سال 88 بنویسند و آثار خود را تا پایان آبانماه 89 به دفتر مؤسسه رسولان آفتاب ارسال کنند.
بنا است آثار برگزیده این جایزه، پس از اهدای جوایز در قالب کتابی منتشر شود. برخلاف دیگر جوایز ادبی، نویسندگان محدودیتی در تعداد آثار ارسالی ندارند، اما نباید داستان کوتاهشان بیش از 5 صفحه A4 باشد. این محدودیت برای داستان مینیمال، نیم صفحه A4 است.
تخیل یا بیدانشی؟
برخلاف واقعیت، خبرنگار سایت ضدانقلاب با وابسته خواندن جایزه مردمی «داستان فتنه» به «پولهای کلان و امکانات وسیع» هدف برگزارکنندگان جایزه را «خریدن نویسندگان و جذب هنرمندان» عنوان کرده است. این در حالی است که ارزش مادی مجموع جوایز «داستان فتنه» -حتی با افزایش بیرویه و ناگهانی ارزش طلا- به مرز یک میلیون تومان هم نمیرسد! جایزه نفر اول این جایزه یک سکه بهار آزادی، جایزه نفر دوم نیم سکه و جایزه نفر سوم ربع سکه بهار آزادی است. طبیعتاً این جوایز با توصیفاتی نظیر «پولهای کلان و امکانات وسیع» برابری نمیکند. البته این موضوع نشان میدهد که خبرنگار این سایت از توجه به اطلاعات جشنواره غافل بوده است.
نویسنده مطلب مذکور مطلبش را اینچنین ادامه میدهد تا بیاطلاعیاش از سادهترین و بارزترین مسائل فرهنگی کشور را آشکارتر کند:«رحیم مخدومی به همراه محمدرضا رهگذر مشهور به (سرشار)، حمید گروگان، علیاکبر ولایتی، راضیه تجار، سمیرا اصلانپور، سهیلا عبدالحسینی، تشکیلاتی تحت عنوان «انجمن قلم» به راه انداختهاند.»
در همین حال، محمدرضا سرشار در واکنش به این مطلب، یادداشتی نگاشت. در یادداشت این نویسنده و عضو هیئت مؤسس و هیئت مدیره انجمن قلم ایران آمده است:«متأسفانه جناب آقای مخدومی -نمیدانم چرا- تاکنون به عضویت انجمن قلم ایران درنیامدهاند (و کاش این اتفاق افتاده بود، یا بعد از این بیفتد).»
نمایش عصبانیت ضدانقلاب از ثبت وقایع سال 88 با وصله نچسب دیگری به این جایزه ادامه پیدا میکند و مدعی میشود افراد نامبرده در تماس با نویسندگان گفتهاند:«از نظر مالی مشکلی وجود ندارد. هر چقدر پول لازم داشته باشید در اختیار قرار میگیرد.»
سرشار در واکنش به این نوشته در وبسایت شخصیاش مینویسد:«انجمن قلم ایران متأسفانه نه پیش از انتشار خبر فراخوان مذکور توسط آقای مخدومی از این مسابقه خبر داشت، نه در این ارتباط و نه در ارتباط با هیچ موضوع دیگری؛ از بدو تأسیس خود تاکنون، هیچ گونه تماس و ارتباطی با جناب مخدومی یا مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا بیت مقام معظم رهبری - که خداوند سایه ایشان را برسر کشور و امت مستدام بدارد و نه شخص یا جای دیگری داشته است و دارد. بنابراین به طور طبیعی نمیتواند در این ارتباط پول و امکاناتی دریافت کرده باشد.»
این در حالی است که نویسنده مطالب جعلی سایت ضدانقلاب مینویسد:«نامبردگان با پول کلانی که از برخی منابع (از جمله بیت رهبری و وزارت ارشاد) دراختیار خود گرفتهاند، درصدد شناسایی و جذب نویسندگان - خصوصاً نویسندگان و هنرمندانی که مشکل مالی دارند – میباشند.»
این درحالی است که رحیم مخدومی از کمترین امکانات رسانهای برای اطلاعرسانی درباره جایزه «داستان فتنه» بیبهره بوده است و طی دو هفته از آغاز فراخوان، تنها یکی-دو رسانه به بازتاب آن پرداختهاند. تا آنجا که وی از تلفن همراه شخصی خود (که از قضا اعتباری است) برای اطلاعرسانی درباره مسابقه استفاده کرده است. از رنگ و روی نزارِ پوستر جایزه نیز هویدا است که تا چه میزان «امکانات و پول کلان» در اختیار مخدومی قرارگرفته است! به نظر میرسد مدعیان آزادی بیان و فرهنگ، برای طرف مقابل خود کوچکترین حقی را تحمل نمیکنند. اگرچه او نویسندهای باشد مثل مخدومی که در غیر وابسته بودنش به همه جریانات ـ جز دینی ـ هیچ شکی نیست.
جهلی به نفع حقیقت
انتشار گزارش پر اشتباه سایت ضدانقلاب جای شادمانی دارد. این شادمانی برآمده از عصبانیتِ دشمنان، نشانگر نقطه ضعف آنها است. ذهن تیزبین پس از انتشار چنین واکنشی به خوبی درمییابد که دشمنان جمهوری اسلامی ایران از ثبت حقایق سال 88 دستپاچه شدهاند و میکوشند با متهم کردنِ افراد و ربط دادن بیدلیل افراد و مراکز به یکدیگر، دروغهای خود را توجیه کنند.
باید امیدوار بود که این عصبانیت، نویسندگان انقلاب را در ثبت درست، سریع و کیفی فتنه 88 دلگرمتر کند. این در شرایطی است که برخی از دشمنان نظام، هماکنون در حال نگارش یا انتشار آثاری درباره وقایع سال گذشتهاند و حتی در کشورهای مختلف به برپایی نمایشگاههایی از جریانات سال 88 اقدام کردهاند.
اینروزها باید امیدوار بود که مبادا تاریخ را برعکس ثبت کنند آن هم از طرف کسانی که در وارونه جلوه دادن حق سابقه درخشانی دارند.