
در کشورهای توسعهیافته اغلب سرمایهگذاریها از طریق بازار سرمایه یعنی بورس اوراق بهادار صورت میپذیرد زیرا دریافتهاند که گسترش چنین بازاری میتواند هم بر فرآیند انباشت سرمایه در کشور تأثیر مثبت بگذارد و هم میزان رشد اقتصادی را افزایش دهد، زیرا یکی از کارکردهای این بازار تجمیع سرمایههای خرد و کلان مردم جامعه و تزریق آن به بنگاههایی است که به منظور اجرای طرحهای توسعهای به سرمایه نیاز دارند .
آنها زمانی که مزایای گسترش و رشد این بازار را در عرصه اقتصادی درک کردند، به سرعت از طریق فرهنگسازی و آشنا کردن کل جامعه ( نه با نگاه بخشی و منطقهای) درصدد گسترش و توسعه هرچه بیشتر این بازار بر آمدند تا با طی کردن فرآیند منطقی و تحقق ضربالمثل «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود» رشد و توسعه اقتصادیشان را تضمین کنند.
از سوی دیگر طراحان این موضوع با تجربه رکود اقتصادی در دهه سوم قرن بیستم به مرور دریافته بودند که مهار این پساندازهای خرد نه تنها مفید بلکه الزامی است. آنچنان که در بازار مالی و پولی کشور ما امروز، پدیدههایی چون ورود سرمایهها به شرکتهای هرمی یا پدیده خطرناک و جدید خرید پولهای خارجی هستیم که به دلیل نبود فرهنگ درست سرمایهگذاری و تفکر پولدار شدن یکشبه و راحت در حال بسط و گسترش است که اگر با این پدیدهها ریشهای برخورد نشود و فرهنگ سرمایهگذاری در بورس گسترش نیابد مانند آب ضروری بدون مهار سیلاب و خرابی در اقتصاد به بار میآورد .
شاید پیشبینی بروز چنین پدیدهای در اقتصاد امسال بود که مقام معظم رهبری در ابتدای سال بر سوق دادن صحیح پساندازها و رونق بورس تأکید کردند.
بنابراین بر سکانداران کشتی اقتصاد کشور است که با ژرف نگری دوباره به سخنرانی ابتدای سال رهبر اندیشمند پساندازهای مردم را هرچه سریعتر به سمت تالار شیشهای هدایت کنند تا این تالار هم به وظیفه خود به خوبی عمل کرده، هم سودی منطقی که حاصل تولید است و نه سودا گری وسفته بازی متوجه سرمایهگذاران کنند و هم سرمایه مورد نیاز بنگاههای اقتصادی را تأمین کنند که همان طورکه گفته شد حاصل هدایت سرمایهها به چنین بازاری در نهایت به رشد و توسعه اقتصادی منجر شود. نکته دیگر اینکه متأسفانه شواهد حاکی از آن است که سیاستگذاران اقتصادی دچار نوعی بخشینگری شدهاند و در بازار بورس تنها به قسمتی از جزیره تالار شیشهای چشم دوختهاند و اگر چه با توجه به تبلیغات صورت گرفته از سوی مسئولان شاهد افزایش روز افزون کدهای معاملاتی که بیانگر حضور سهامداران جدید در بازار بورس اوراق بهادار بودیم ولی چنانچه میزان کدهای معاملاتی ایجاد شده را به تفکیک در تالارهای مختلف بورس اوراق بهادار در سطح کشور مورد بررسی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که اغلب کدهای ایجاد شده متعلق به کلانشهرها است.
بر اساس آمار در شش ماهه ابتدایی سال جاری به طور کل39 هزار و258 کد معاملاتی جدید در سامانه معاملات بورس اوراق بهادار ایجاد شده است به طوری که از این تعداد کد معاملاتی جدید 8/41 درصد در بورس تهران ایجاد شده و پس از آن مشهد با 1/7 درصد، اصفهان با 5/6 درصد، زنجان با 5درصد، تبریز با 4.3 درصد، کرج با 8/3 درصد، شیراز با 7/3 درصد و قزوین با 5/3 درصد بیشترین کدهای معاملاتی را به خود اختصاص دادهاند.
این در حالی است که کشور ما با جمعیتی بالغ بر 70 میلیون نفر دارای ظرفیتی بسیار بالاتر از آنچه دولتمردان در راستای گسترش فرهنگ سهامداری در جامعه مورد توجه قرار دادهاند، است. به عبارت دیگر اگرچه کارنامه عملکرد بورس نسبت به گذشته قابل توجه است اما بروز پدیدههای ناهنجار برشمرده شده در بالا و عدم توازن جغرافیایی در حجم خرید و فروش و کدهای معاملاتی ایجاد شده در بورس اوراق بهادار بیانگر تناسب نداشتن پیشرفت حاصل با تقاضا و بازار است به نحوی که با شعارهای دولت در تمرکز زدایی و گسترش عدالت در سطح کشور همخوانی ندارد. کدهای معاملاتی ایجاد شده در شش ماهه ابتدایی سال جاری نیز مهر تأییدی بر تمرکز بیش از حد سرمایه در شهرهای بزرگ و بی عدالتی ذکر شده است از طرفی بیش از 80 درصد ارزش معاملات کل بورس کشور متعلق به تالار تهران می باشد و پس از آن تالار اصفهان، کیش و مشهد با مشارکتی بالغ بر 8/2، 53/2 و 1/2 درصد قرار دارند و 29 تالار دیگر بورس با سهم بسیار کم خود از ارزش معاملات بورس کشور عملاً نقش آفرینی خاصی در بازار سرمایه کشور ندارند. یعنی بسیاری از مردم جامعه از میانگین 48 درصدی سود بازار بورس به علت عدم آشنایی با این بازار از این میزان سود محروم ماندهاند و آنچه قابل استنتاج از این آمارهاست عدم بهرهمندی قشر وسیعی از اجتماع 70 میلیونی کشور از بازده فوق العاده، بیسابقه و بدون رقیب بازار سرمایه کشور در 6 ماهه ابتدایی سال می باشد وهنوز بخش اعظمی از پساندازهای سرگردان، مستعد ایجاد سیلاب وتخریب در جغرافیای اقتصادی کشورهستند.