کد خبر: 415988
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۵
بای بسم الله
رئوف موسوی - پیش از این هم به چند بهانه نوشته بودم که در فضای فرهنگی کشورمان و در میان تمامی دست‌اندرکاران جوایز ادبی برگزار شده در طول سال، چه آنها که داغ دولتی بودن را بر خود دارند و چه آنها که به هر دلیل بر خود می‌‌بالند که مستقلیم و بنابراین استقلال هر چه انجام می‌‌دهیم به جا و رواست، بیماری خود بزرگ بینی رواج پیدا کرده است.
گفته بودیم که عده‌ای از دوستان جشنواره دوست و جشنواره راه انداز به هر دلیل مربوط یا غیر مربوطی خود را و نه اثر را، عیار و میزان کیفیت اثر می‌‌دانند و با داوری‌هایی که بی‌اغراق به صورتی موروثی میان عده‌ای در دست جابجایی است، به این موضوع دامن زده‌اند که کیفیت پایین آثار ما را به این نتیجه رساند که نگوییم اثری برتر داریم.
قبل از آنکه بخواهم به بهانه اصلی این یادداشت بپردازم چیزی که ذهن نگارنده را به خود مشغول کرده بود اهدای جایزه نوبل ادبیات در پنج شنبه گذشته است که امسال به نویسنده نام آشنای پرویی ماریو وارگاس یوسا رسید، نویسنده‌ای که مخاطبان ایرانی نیز با آثار او به خوبی آشنایی دارند، جایزه‌ای که سال گذشته به نویسنده گمنام اهل جمهوری چک هرتا مولر اهدا شد.
بی‌شک انتخاب یوسا و نیز انتخاب مولر هیچ کدام عیار این جایزه ادبی را زیر سوال نمی‌برد بلکه نشان دهنده برآیند کمیت و کیفیت ادبیات و عناصر مؤثر بر آن در سالی است که آن اثر هنری در آن برتر بوده است و خوب به تبع آن برآیند آن انتخاب نیز از نظر کیفیت و کمیت ادبی برای مخاطبان غیر قابل باورتر بوده و در سالی که اثر و نویسنده‌ای نام آشنا و مقبول به عنوان برگزیده معرفی می‌‌شود نیز نماینده رشد ادبیاتی است که آن جایزه را نمایندگی می‌‌کند.
این رابطه ساده در ادبیات داستانی کشور ما به نوعی عجیب فراموش شده است. انگار نه انگار که اساساً برپایی یک جایزه تهییج و امیدوار کردن نویسندگان و فعالان فرهنگی حاضر در آن برای خلق اثر است، انگار نه انگار که برگزیده یک جشنواره ادبی نماینده آثاری است که در آن جایزه شرکت داده شده‌اند و برگزیده آنها نیز بالطبع برترین اثر در میان آن برگزیده‌هاست.
به خاطرمان هست که مسئولی درست در واپسین ماه‌های داوری جایزه کتاب سال گذشته، هنگامی که از او سؤال شد که چرا هنوز این جایزه بدون دبیر مانده است، گفته بود: دبیر، یک مقام تشریفاتی در جشنواره است و اساسا مگر قرار است چه کاری انجام دهد که حالا که نیست انجام نشود!
اما بهانه این چند خط و عنوان آن هم این همه درد دل و اما و اگر که نوشته شد هم جشنواره ساده و بی‌ادعای داستان انقلاب بود که امسال اعلام کرده است از این روند خودپسندانه عدم انتخاب اثر برتر تبری جسته و برآیند آنچه در آن حضور دارد بدون هیچ نوع پز روشنفکری یا ناز و ادا، به عنوان اثر برتر معرفی خواهد کرد.
اینها را نوشتیم که بگوییم وقتی جایزه‌ای ادبی بر اساس نیازی حقیقی شکل بگیرد و بر اساس همان نیاز مخاطب هدف خود را شناسایی کند، فراخوان اثر بدهد، داوری کند و حتی اطلاع رسانی، آن گاه نمی‌تواند در میان مخاطبان خود برآیندی برای کار خود نداشته باشد. نمی‌تواند بگوید که برای شما امسال هیچ رهاوردی نداشتم، هیچ اثری را برای برتر بودن نداریم یا به اعتقاد ما هیچ کتابی نمی‌تواند جریان ادبی ما را در سال جاری نمایندگی کند.
قصه خیلی ساده است یا ما خودمان را خیلی دوست داریم و قبول یا دیگران را خیلی دوست نداریم و بالطبع کارشان را قبول نداریم.
یک جشنواره ادبی نماینده آثار و نویسندگانی است که در آن حضور دارند و برگزیده آن نیز بالطبع برآیند این حضور با کمی چاشنی سلیقه است البته که در هر موقعیتی اجتناب ناپذیر است و با وجود تمامی این بدیهیات به زعم نگارنده این حرکت را در میان تمامی لشکر کشی‌های مصاحبه گونه این روزهای ادبیاتمان باید پاس داشت که کورسویی هم در تاریکی بیابان غنیمت است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار