
ایزد مهرآفرین-باید قبول کنیم و بپذیریم که اختلاف پیش آمده بین خانه سینما و معاونت سینمایی دیگر یک مسئله صنفی و سینمایی نیست و کاملاً به یک درگیری بین دو طیف و جریان فکری و سیاسی در کشور تبدیل شده است. جایی که شمقدری معاونت سینمایی در بیانیهای فاتحه سینما را میخواند و فریاد «انا لله و انا الیه راجعون» سر میدهد و جایی دیگر عسگرپور مدیرعامل خانه سینما سابقه مبارزات سیاسیاش را به رخ شمقدری میکشد و میگوید مگر شما از کجا آمدهاید؟ مایلید سوابقمان را حداقل از تاریخ 12/11/57 تاکنون با هم مقایسه کنیم؟
اگر بخواهیم شفاف و بیپرده به این درگیری نگاه کنیم، خواهیم فهمید که مشکلات بنیادی جواد شمقدری و محمدمهدی عسگرپور از انتخابات سال قبل شروع شد؛ جایی که تقریباً اکثر اعضای خانه سینما به حمایت یک کاندیدای خاص فعالیت سیاسی و حزبی میکردند و خانه سینما را محلی کرده بودند برای فعالیتهای سیاسی خود علیه یک جناح و کاندیدای آن. ولی بعد از آنکه کاندیدای مورد نظر اعضای خانه سینما نتوانست پیروز انتخابات شود، این درگیری و اختلاف شکل دیگری به خود گرفت. پس از فروکش کردن التهابهای پس از انتخابات و بازگشت جامعه به آرامش، بحث و جدلهای میان دو گروه فکری سینماگران هم با کاهش چشمگیری روبهرو شد و اختلافها شکل درونیتری به خود گرفت. با این حال، با روی کار آمدن مدیران جدید سینمایی، با وجود اصرار بر نبودن اختلاف و صحبت از همدلی و وحدت و حرفهای اینچنینی این اختلافها شکل عیانتر و رسمیتری پیدا کرد؛ اختلافی که در نهایت یک سویش معاونت سینمایی بود و آنچه نگاه رسمی دولت جدید تلقی میشد و سوی دیگرش خانه سینما و آنچه دیدگاه برخی از صنوف و سینماگران به حساب میآمد.
خبطی که توجیه شد
این آتش زیر خاکستر بالاخره در مراسم جشن خانه سینما شعلهور شد و کار را به جایی رسانید که در چند روز گذشته شاهد ردوبدل شدن چندین بیانیه بین معاونت سینمایی و خانه سینما بودیم. محکومیت اقدامات انجام شده در جشن خانه سینما از سوی هر ایرانی باغیرتی قطعی و حتمی است و گمان نمیشد کسی بخواهد این واقعه را توجیه کند، ولی بعد از صحبتهای فرهادی، خانه سینما صحبتهای فرهادی را محکوم نکرد و تلاش شد که این اقدام به نوعی توجیه شود، ولی نشد. خانه سینما نباید اتفاقات رخ داده در جشن خانه سینما را به گونه دیگر تفسیر میکرد و به دنبال تبرئه افراد میبود، زیرا مشخص است آن اتفاقات بیشک با اهدافی خاص صورت گرفته است. این اختلافها کار را به جایی رساند که سایت خانه سینما دو روز پیش هک شد، سپس بیانیهای را با امضای تعداد زیادی از سینماگران سرشناس برای خبرگزاریها و مطبوعات ایمیل زد با این تیتر، «برای حفظ سینمای ارزشمدار ایران و جامعه اصناف سینمایی، در کنار مدیر عامل منتخب خود (خانه سینما)ایستادهایم» تا به الان این بیانیه یک خطی آخرین رویارویی این دو جریان بوده است و هنوز واکنش از سوی معاونت سینمایی به این بیانیه نشان داده نشده است، ولی در خود این بیانیه چند نکته وجود دارد که ذکر آنها خالی از لطف نیست. اولین چیزی که در برخورد با این بیانیه به چشم میآید، این است که قالب این بیانیه بیشتر به بیانیههای انتخاباتی در حمایت از نامزدهای ریاستجمهوری شبیه است تا یک بیانیه برای حمایت از سینمای ارزشمدار. دومین نکته در این بیانیه غیرشفاف بودن و دوپهلو حتی چند پهلو بودن آن است، به این جمله توجه کنید «برای حفظ سینمای ارزشمدار ایران و جامعه اصناف سینمایی، در کنار مدیر عامل منتخب خود (خانه سینما)ایستادهایم» طبیعی است که تمام کسانی که نامشان در این طومار است میتوانند ادعا کنند که فقط برای حفظ سینمای ارزشی این بیانیه را امضا کردهاند و نه چیز دیگری، این یعنی اینکه امضاکنندگان بیانیه با یک تیر دو نشان زدهاند، هم به نوعی حمایت خود را از عسگرپور نشان دادهاند و هم اینکه میتوانند ادعا کنند که این موضوع ربطی به درگیری خانه سینما با معاونت سینمایی نداشته و ندارد و از زیر هر مسئولیتی در قبال این امضا فرار کنند، البته این حرف میتواند درست باشد ولی نه در زمانی که هرکسی میداند این بیانیه با چه هدف و منظوری تهیه شده است. اگر این بیانیه سه ماه قبل بیرون میآمد، این گفتهها قطعاً شکل دیگری داشت. نکته قابل تأمل دیگر این است که چرا تا به الان کسی حاضر نشده امضای خود پای این بیانیه را تکذیب کند. قطعاً سکوت در مواجهه با این امر به منزله تأیید است. بیشک کسانی که نامشان در این لیست وجود دارد باید شهامت این را داشته باشند که به صراحت مواضع خود را در این اختلاف اعلام کنند و از عواقب این سیاسیبازیها هم هراسی نداشته باشند.
اینکه برخی از امضاکنندگان در گفتوگو با شبکه خبر تلویزیون، روزنامهها به جای پاسخگویی صریح بگویند که ما سکوت میکنیم، پذیرفتنی نیست، چرا که اسامی ایشان و بیانیه به صراحت مواضع آنان را بیان میکند و نشانهای از سکوت دیده نمیشود. این رفتارها بیشتر به شترسواری دولادولا شبیه است تا موضعگیری صریح و هنرمندانه.
هر چه است، آنچه در حال رخ دادن است، موجب پیشرفت سینمای کشور نمیشود و آن را روز به روز به انزوا میکشاند. این بیانیهها سینما را به دو دسته تقسیم میکند؛ عدهای با ما و آنهایی که با ما نیستند علیه ما. کسانی که با ما هستند زیر این طومار را امضا میکنند و کسانی که با ما نیستند امضا نمیکنند.