کد خبر: 414642
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۷
ارژنگ کامکار - ناخودآگاه انسان او را به دنیایی پیوند می‌‌دهد که از قوانین آکادمیک مستثنی است و زیبایی‌ها و جذابیت‌های خاص خود را دارد. اگر بخواهیم ساده‌تر به این مهم بنگریم می‌‌توان گفت که تعریف‌های ما از هنر آکادمیک و پرسپکتیو و قواعد طراحی تنها اصولی هستند که گفته می‌‌شود باید در خلق اثر هنری رعایت شوند. این درحالی است که هنر آن چیزی است که انسان با خلاقیت خود به وجود می‌‌آورد و نمی‌توان گفت آنچه که به نام هنر مرسوم شده است هنر محض است بلکه مکاتب و سبک‌ها نیز مانند قلم مو و رنگ ابزاری هستند برای به وجود آمدن هنر و در واقع می‌‌توان گفت این دوران، دوران باید نیست و هرکس هرآنچه بخواهد را خلق می‌‌کند.
به عنوان یک نقاش همیشه با دوچیز درگیر بوده‌ام؛ یکی معنای کلمه‌ نقاشی است و اینکه آیا به معنای بازی کننده با نقش است!!! که تصورم برآن است که اینگونه نیست که هنرمند با نقش بازی کند بلکه آن را خلق می‌‌کند. دیگری به دیوار آویخته شدن یک تابلوی نقاشی است که در اکثر مواقع این امر محقق نمی شود و روی دیوار خانه‌ها نمی رود.
یکی از دلایل عدم تحقق این مهم می‌‌تواند آن باشد که اثر هنری، رنگ‌ها و ترکیب بندی‌های آن با مخاطب ارتباط برقرار نمی‌کند و در این میان فرهنگ و زبان و موقعیت جغرافیایی مخاطب اهمیت ندارد بلکه باید به زبان هنر با همه سخن گفت و تا زمانی که این مهم محقق نشود ارتباط بین اثر هنری و مخاطب برقرار نمی شود.
به عقیده‌ من همه‌ ما یک خط هستیم و در واقع نقطه‌ای منحصر به فرد در این عالم نیستیم. ما در هستی عبور می‌‌کنیم و یک خط از خود به جا می‌‌گذاریم و در این میان چه زیبا می‌‌شود آن هنگامی که هنرمندی خطی، طرحی یا رنگی روی بوم می‌‌کشد به معنا و مفهوم آن واقف باشد و چرایی حضور آن را در پس بوم خود بداند.
در نقاشی نیز مانند موسیقی برخی از نت‌ها برای شنیدن گوشنواز خواهند بود از این جهت است که هنرمند باید به برقراری ارتباط بین تنالیته‌ها و درجه‌هایی از روشنایی و تیرگی که در کنار هم قرار می‌گیرند توجه کند؛ چرا که مخاطب از برقراری این ارتباط و ایجاد این موسیقی است که لذت می‌‌برد. باید روی تنالیته‌ها و رنگ‌ها و نوسانات تمرکز کرد.
استعاره‌ها در نقاشی بسیارند. استعاره به این معنا که هنگامی که رنگی می‌‌بینی آن‌را به چیزی در زندگی روزمره ارجاع می‌‌دهی؛ گاه رنگی شادی و گاه غم را به بیننده القا می‌‌کند و این القائات به تجربیات و زندگی او باز می‌‌گردد اینگونه است که مخاطب می‌‌تواند با آنچه که می‌‌بیند ارتباط برقرار کند.
در اثر هنری باید مخاطب را برای درک مفاهیم آزاد گذاشت. در بسیاری از مواقع آنچه که روی بوم کشیده می‌‌شود خود آن چیزی نیست که دیده می‌‌شود مانند جمله‌ معروف آن اثر هنری که می‌‌گوید: این یک پیپ نیست.
بنابراین آنچه که در تصویر دیده می‌‌شود الزاماً آن چیزی نیست که مد نظر هنرمند است یا آنچه که تصویر کرده یا آن نامی که هنرمند روی اثر خود گذاشته، بلکه آن چیزی در تصویر دیده می‌‌شود که مخاطب از آن برداشت می‌‌‌کند و آن سخن تصویر است.
در این میان باید شرایطی را به وجود آورد که آثار هنری بتوانند در خانه‌ تمام اقشار جامعه حضور داشته باشند و این مهم نیازمند به وجود آمدن یک نظام تولید و عرضه‌ مناسب است.
جذب مخاطب ساده نیست و باید آرامش عمومی و اقتصادی را در بر داشته باشد تا این امر محقق شود و شاهد حضور آثار هنری در خانه‌های عموم اقشار جامعه باشیم.
هنرمند و کارشناس نقاشی و استاد تنبک
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار