کد خبر: 414094
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۳
گفته‌ها و ناگفته‌های سینمای جنگ در گفت‌وگو با رضا برجی
هادی شیرمحمدی - رضا برجی، متولد 1343 جانباز جنگ تحمیلی است و از سال 1362 عکاسی را در لشکر 10 سیدالشهدا‌(ع) آغاز کرد‌‌. در اواخر سال 1365 وارد روایت فتح شد و بعد از پایان جنگ با سفر به افغانستان، ‌ جنگ‌های آذربایجان، ‌ ارمنستان، ‌ کشمیر، ‌ چچن، ‌ بوسنی، ‌ کوزوو، ‌ عراق، ‌ سومالی و. . ‌‌. به عنوان یک عکاس، ‌ فیلمساز مستند و خبرنگار جنگی شناخته شد‌‌. او با حضور در 14 جنگ بزرگ دنیا در دهه‌های اخیر و ساخت مجموعه‌های مستند از این جنگ‌ها رکورد تازه‌ای را به نام خود ثبت کرده است‌‌. به همین مناسب و در ایام بزرگداشت دوران حماسه سازی دفاع مقدس با وی به گفت‌وگو پرداختیم که حاصل آن از خاطر شما می‌‌گذرد.
آقای برجی سینمای جنگ چیست؟
در معنای کلی به سینمایی که به هر طریقی ارتباطی با جنگ داشته باشد یعنی چه به صورت مستقیم به مقوله جنگ بپردازد و چه به صورت غیر مستقیم اما موضوع و محتوای داستانی آن حول محور جنگ باشد را سینمای جنگ می‌‌نامند‌‌.
تفاوت میان سینمای جنگ و سینمای دفاع مقدس چیست ؟
جنگ‌های دیگر عموماً برای به دست آوردن سرزمین است‌‌. اما جنگ ما در تمام سطوح خود با جنگ‌های دیگر تفاوت داشت و آن مردمی بودنش است و دیگر اینکه جنگ ما یک جنگ ایدئولوژیک بود یعنی آنها آمده بودند برای این نیت که انقلاب اسلامی که شاخصه اصلی این انقلاب، ‌ اسلامی بودنش بود را از بین ببرند حتی رزمنده‌ها پشت لباس‌هایشان نوشته بودند آمده‌ایم تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیریم و این برمی‌‌گردد به خیلی قبل از تاریخ معاصر امروز، ‌ یعنی برمی‌‌گردد به گذشته‌ها که این جنگ استمرار آن جنگی است که حضرت امیرالمومنین علی (ع) در صفین داشتند، ‌ این جنگ امتداد همان جنگ علی (ع) در نهروان یا جمل است و آدم‌های این جنگ در امتداد آن آدم‌ها هستند و فرماندهی این جنگ هم در امتداد آن جنگ‌هاست و این بود که این جنگ را در طول تاریخ فقط می‌‌توانیم با جنگ‌های صدر اسلام مقایسه‌اش بکنیم.
به خاطر بیاوریم که شهید، ‌ حاج سید مرتضی آوینی بنایی را در سینمای مستند جنگی پایه‌گذاری کردند و آن مطرح کردن مبحث سینمای اشراق بود‌‌. ایشان می‌‌گفتند اولا سینمای ما قابلیت این را دارد که در سطح جهان مطرح بشود و ثانیاً اینکه سینمای ما و جنگ ما با تمام جنگ‌های دیگری که در دنیا اتفاق می‌افتد یک تفاوت اساسی دارد و آن این است که جنگ اصلی که امام خمینی (ره) مد نظرشان بود اصلاً برای به دست آوردن سرزمین نبود.
جنگی که در ایران اتفاق می‌‌افتد و حضرت امام خمینی (ره) نام دفاع مقدس را بر آن می‌‌نهند و بعد شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم طنین انداز می‌‌شود و همه اینها برمی‌گردد به ماهیت جنگ‌‌. ماهیت جنگ ما یک جنگ دفاعی بود یعنی جنگی بود که به ما تحمیل شده بود‌‌. و موضوع دیگری که جنگ ما را با سایر جنگ‌ها متفاوت می‌‌کند رزمندگانی بودندکه در جنگ حضور داشتند که در واقع خود مردم و داوطلبانی بودند که بدنه اصلی جنگ را تشکیل داده بودند که این نیز در هیچ جای جهان نمونه و نظیری ندارد چرا که در تمام نقاط دنیا عمده کسانی که درگیر جنگ می‌‌شوند ارتش آن کشور‌ها هستند نه نیروهای داوطلب مردمی.
شما اشاره کردید به سینمای «اشراق»، ‌ می‌‌شود در این مورد توضیح بدهید منظور از سینما «اشراق» چیست؟
حاج مرتضی می‌‌گفت در ایران برای هر چیزی باید اسم گذاشت، ‌ نوع نگاه سید به جنگ، ‌ نوع نگاه تکنیکی او به جنگ و نگاه محتوایی او به مقوله دفاع مقدس را می‌‌توانیم نگاه اشراق بگوییم یعنی سینمای مستند با دوربین شاهد! هر چند که نباید فراموش کنیم مشرب خود آقا مرتضی هم مشرب اشراقی بود و کاری که آقا مرتضی در روایت فتح می‌‌کرد متفاوت بود از همه کارهای دیگر که در زمینه مستند انجام می‌‌شد‌‌. نگاه مرتضی در جنگ نگاه به ابزار جنگ نبود نگاه به آدم‌های جنگ بود‌‌. آدم‌هایی که می‌‌آمدند در جنگ و متحول می‌‌شدند، ‌ یک تحول عظیم و عجیبی که به قول خود آقا مرتضی که ره صد ساله را واقعاً در یک شب طی می‌‌کردند یعنی یک شبه می‌‌رسیدند به آن قله اعلای عرفان و این واقعاً یک شبه اتفاق می‌‌افتاد کسانی بودند که قبل از جنگ آدم‌های ناخلفی بودند ولی وقتی آمدند به جنگ به عرفای بزرگی تبدیل شدند و به مراحل بالایی از عرفان دست پیدا کردند به طوری که یک روستازاده اهل لاله جین می‌‌آید روز، ‌ ساعت و نحوه شهادت خود را چند روز قبل از شهادتش برای دوستانش بازگو می‌‌کند و امروز چندین نفر زنده و حاضر هستند و شهادت می‌‌دهند که شهید فلانی تمام اتفاقاتی که از یک ساعت قبل از شهادتش قرار بود رخ دهد را چند روز قبل همه آنها را مو به مو می‌‌دانستند تا لحظه شهادتش.
مرتضی می‌‌گفت وقتی از این دریچه به جنگ نگاه کنیم و برویم دنبال این اشخاص در جنگ و آن نگاه خبرنگاری که سؤال می‌‌کند و مستقیم صحبت می‌‌کند را حذف کنیم و خود سوژه و دوربین را به مخاطب تبدیل کنیم و از این دست کارها آن وقت مستند ما مستند اشراقی می‌‌شود.
وضعیت سینمای دفاع مقدس را امروزه چگونه می‌‌بینید؟
دفاع مقدس می‌‌تواند آبشخور صدها سال این مملکت باشد یعنی کسانی که رفتند در این جنگ و جنگیدند آدم‌های معمولی نبودند حداقل می‌‌توانیم بگوییم در زمان خودشان آدم‌های معمولی نبودند آدم هایی بودند که همه چیز خودشان را در طبق اخلاص گذاشته بودند برای اهداف نظام اسلامی و می‌‌طلبد که این آبشخور بزرگی باشد برای ما‌‌. آبشخور ما ائمه معصومین (ع) هستند و همیشه وقتی می‌‌خواستیم یاد بکنیم از جنگ‌ها، ‌ فقط از جنگ‌های صدر اسلام یاد می‌‌کردیم، ‌ چند نفر مجروح بودند و برای آنها آب آوردند اولین نفر آب را نخورد و گفت به دیگری بده و همین طور ادامه پیدا کرد تا به نفر آخر رسید و نفر آخر هم آب را نخورد و گفت به نفر اول بده و وقتی که آب را آوردند که به نفر اول بدهند دیدند او شهید شده و به نفر دوم رسیدند دیدند او هم شهید شده و. . ‌‌. اینها را ما از کودکی در پای منبر شنیده‌ایم ولی به عینه ندیده بودیم ولی در این جنگ ما اینها را به عینه دیدیم پس همانطور که آن جنگ‌ها آبشخور چند قرن ما شدند این جنگ هم می‌‌تواند برای آیندگان آبشخور خیلی خوبی باشد، ‌ یعنی قابلیت آبشخور بودن برای تاریخ آینده این کشور را دارد به شرط اینکه این اتفاقاتی که در جنگ افتاده را ما اول حفظ و جمع‌آوری کنیم برای نسل آینده.
دفاع مقدس باید آبشخوری شود برای آینده ما و این آبشخوری است که امام خمینی(ره) به عنوان یک رکن اصلی این نظام و به عنوان کسی که رهبری می‌‌کرد این نهضت هم آن را تأیید می‌‌فرمود‌‌.
آیا این مسئله که می‌‌فرمایید، ‌ یعنی تبدیل شدن دفاع مقدس به آبشخوری مناسب برای تولید آثار سینمایی دفاع مقدس، ‌ به خوبی در سینمای ما رعایت شده است؟
متاسفانه خیر! به نظر شما این مسئله فاجعه نیست! در دوره گذشته جشنواره انجمن سینمای جوان، من داور آن مسابقه بودم و سه تا از استان‌های درگیر جنگ ما هم فیلم فرستاده بودند برای این جشنواره، ‌ حدود هزار فیلم در جشنواره شرکت کرده بود‌‌. اما از این هزار فیلم در مجموع، ‌ ما ده تا فیلم مستند جنگی نداشتیم‌‌. این فاجعه است برای نسل امروز و تقصیر نسل امروز هم نیست تقصیر متولیان فرهنگی است که این اجازه را نمی‌‌دهند که جوان برود دنبال مستند جنگ.
به نظر شما چه خطراتی سینمای جنگ را تهدید می‌‌کند؟
یکی از خطراتی که سینمای جنگ را تهدید می‌‌کند تحریف است! سینما که سینماست یعنی قصه! وقتی می‌‌گوییم سینما یعنی اینکه تو باور نکن، ‌این چیزهایی که ما می‌‌گوییم حقیقت نیست‌‌. من خودم ساختم ولی خود همین قصه هم می‌‌تواند در زمانی مورد قضاوت و سندیت قرار بگیرد‌‌. یکی دیگر از مسائلی که سینمای دفاع مقدس را تهدید می‌‌کند کمدی است! یعنی کمدی جنگ‌‌. در یکی دو تا فیلم افرادی را دیدیم که این افراد خیلی کم بودند در جبهه، ‌این افراد به جنگ می‌‌آمدند ولی به محض ورود به جنگ دیگر تشخیص آنها از دیگران به جهت رفتاری دشوار بود مگر اینکه با او دوست می‌‌شدی و می‌‌فهمیدی که این آدم چه کسی بوده است.
مطلب دیگری که سینمای جنگ را تهدید می‌‌کند این است که جوک‌های جنگ تبدیل به تصویر شدند‌‌. بعضی از مسائلی که به عنوان طنز جنگ در فیلم‌ها آورده می‌‌شود و می‌‌گویند که اینها در جنگ اتفاق افتاده، ‌ جوک بوده جوک‌هایی که بین بچه‌ها رد و بدل می‌‌شده ولی این جوک‌ها را آورده‌اند به تصویر کشیده‌اند در صورتی که این مسائل در جنگ اتفاق نیفتاده است.
چه فرصت هایی برای سینمای دفاع مقدس وجود دارد؟
خیلی فرصت‌های زیادی داریم ولی با توجه به صحبت‌های قبل اگر فیلم جنگی فروش نداشت اینجا دولت باید بیاید و یارانه‌های خاص خودش را بدهد تا ذائقه مردم تغییر پیدا کند یادمان نرود در چند دوره ذائقه مردم را پایین و پایین آوردند‌‌. باید ذائقه مردم را به طرف سینمای خوب و مردمی بالا برد، ‌ سینمای که من یک روز دست زن و بچه‌ام را بگیرم و بگویم برویم سینما، ‌ عامه مردم اینجوری باشند، ‌ یعنی برنامه داشته باشیم‌‌. درست است که سینما بخشی از فراغت است و اگر کارگردانی به این جنبه فکر نکند کار نادرستی انجام داده است اما با این برنامه ریزی‌ها زمان می‌‌برد که به جایی برسیم که سینما در سبد خرید خانواده ایرانی قرار گیرد این زمان را باید طی کنیم و دولت باید خرج کند، ‌ سینما می‌‌تواند راه جهنم را هموار کند و همچنین توانایی این را دارد که راه بهشت را نشان دهد.
علت بی توجهی سینماگران به ساخت فیلم‌های دفاع مقدس چیست؟
شاید سینماگر علاقه‌ای به ساخت سینمای دفاع مقدس نداشته باشد ولی مسائل دیگری هم هست، ‌ من جشنواره سال 64 را نگاه می‌‌کردم، ‌ بالاخره سال 64 باید سینمای جنگی ما راه افتاده باشد ولی همان موقع می‌‌دیدم به چه فیلمی جایزه می‌‌دهند، یعنی دارند سینما را به چه سمت و سویی هدایت می‌‌کنند‌‌. در زمان خود جنگ هم به سینمای جنگ اهمیت داده نشده به آن شکلی که باید داده می‌‌شد و بعد از جنگ که دیگر جای خود را دارد و یکی از دلایلش هزینه زیاد است که مقداری از آن را باید دولت بپردازد و یارانه‌های خاص خودش را بدهد.
سینماگران عامل اصلی انحراف در سینمای دفاع مقدس هستند یا مسئولان؟
هر دو طرف! مسئولان مدتی عامل انحراف شدند، ‌ بچه هایی که می‌‌خواستند کار جنگی کنند با بی‌مهری آنها روبه‌رو شدند و از این مسیر برگشتند و بعد از آن هم سینماگران به دلیل پیگیر نبودن رد کارشان سهمی از تقصیر را به دوش می‌‌کشند.
خوشبختانه خیلی انحراف در در سینمای جنگ نداشتیم‌‌. امروزه نیز اگر قرار است سینمای جنگ اتفاق بیفتد و پیروان جدیدی پیدا کند باید بر حسب اطلاعات و واقعیت‌های جنگ باشد، ‌ واقعیت‌ها باید حفظ شود تا انحرافی به وجود نیاید‌‌.
در سینمای دفاع مقدسی که تولید می‌‌شود می‌‌توان تمام واقعیت‌های جنگ را نشان داد؟
من می‌‌گویم واقعیت باید طوری باشد که حداقل آدم‌هایی که در جنگ هستند آن واقعیت را دیده باشند‌‌. شما زمانی می‌‌توانید برخی از واقعیت‌های جنگ را که شاید وجهه مناسبی را ندارد نشان دهید که10 واقعیت زیبای جنگ هم را در کنار آن نشان دهید‌‌. من می‌‌خواهم بگویم آیا هر واقعیتی را می‌‌توان گفت؟ گیرم که هم من یقین داشته باشم و هم شما! اما آیا یک مرد تمام واقعیت‌های زندگیش را به همسرش می‌‌گوید؟ اگر یک جایی در جنگ واقعه‌ای را دیدیم که گفتن آن واقعیت لطمه به کل حقیقت می‌‌زند به نظر من گفتن این واقعیت شرعاً ایراد دارد چون حقیقت قصه خیلی بزرگتر است‌‌.
در مستند‌های جنگ واقعیت چگونه عنوان می‌‌شود؟
ما هیچ وقت نمی‌‌توانیم در سینما چیزی را تعریف کنیم و بگویم واقعیت است مگر اینکه مستند باشد‌‌. به خاطر همین آقا مرتضی اینقدر تأکید داشت که شما وقتی جایی می‌‌خواهید بروید و مستند بسازید حداقل یک هفته باید با گردان باشید تا به شما و دوربین عادت بکنند تا وقتی که عملیات می‌‌شود و می‌‌خواهند حرف بزنند دیگر احساس غربت با دوربین نکنند و خودشان باشند چون تا دوربین می‌‌آید آدم سریع قالب عوض می‌‌کند اما اگر بروی در میان آنها و چند روز آنجا باشی و دوربین دائماً روی دوش تو باشد آنها به دوربین عادت می‌‌کنند و در حین حرف زدن خودشان هستند و حرف که می‌‌زنند حرف دل است.
و سؤال آخر اینکه آیا سینمای دفاع مقدس فقط پرداختن به جنگ است؟
مسلما نه! ما تبعات آن را هم می‌‌توانیم نشان دهیم‌‌. من فیلمی دیدم که کار یکی از کشورهای اروپای شرقی بود و آمده بود نسل بعد از جنگ را بررسی کرده بود و در کل قصه یک تابلوی عکسی بود که از این جنگ باقی مانده بود و یک نفر دنبال حقیقت آدم‌های این تابلو بود و دنبال آدم‌های این تابلو می‌‌گشت‌‌. هر رزمنده یک فیلمنامه جنگ است یک میلیون رزمنده پس ما یک میلیون فیلمنامه داریم و هرکدامش یک قصه خاص جنگ برای خودش دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار