کد خبر: 410984
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۷:۲۸
ترانه و ترانه سرایی در ایران
شاید نخستین ترانه‌های جهان هستی اصواتی باشند که از حنجره طبیعت جاری می‌‌شوند مانند باد ، از همه نوعش، توفان یا نسیم ، رعد و برق، آتشفشان، باران، موج و. . .
اینها آهنگ نیستند بلکه ترانه‌اند که با زبانی جهانی ادا می‌‌شوند، چرا که هیچگاه دو ترانه توسط دو شخص نمی‌‌تواند به طور یکسان اجرا شود اما سازها را آدم‌های مختلف می‌‌توانند همسان بنوازند و صداهای طبیعی هم به‌رغم آنچه که در ظاهر می‌‌شنویم، صد در صد از ترکیب نت متفاوت برخوردارند.
تاریخ ترانه و ترانه سرایی در ایران بی‌تردید بر می‌گردد به پیش از تاریخ مدوّن، البته ما هم بنا نداریم به تاریخ آن بپردازیم بلکه گذری اگر چه موجز خواهیم داشت بر آنچه به ترانه سرایی در ایران در روزگار معاصر رفته است.
ترانه از مقوله گفتاری است و در طول تاریخ می‌‌توانسته در یک آن و بدون درنگ و سانسور روی سبیل ظل السلطان‌ها پا بگذارد بنابر این، چه بسیار ترانه‌ها که در حنجره‌ها قفل شده و در سینه‌ها محبوس مانده‌اند.
هر ترانه گونه‌ای از شعر است اما هر شعری نمی‌‌تواند ترانه بشود هر چند که امروزه در ایران از هر سروده‌ای مخصوصاً شعرای درگذشته که دیگر نمی‌‌توانند سر از خاک برآورند و مدعی حق و حقوق خویش بشوند و احتمالاً راضی هم نیستند شعرشان ترانه شود استفاده می‌‌شود.
یکی از دلایل عمده ناپایداری ترانه‌های امروز، ضعف حسی و کالبدی شعر است و دست و پا زدن بسیاری از خوانندگان برای بازخوانی و شکافتن قبرستان‌های کهنه به خاطر همین است که ترانه‌ها دیگر شاخصه‌های لازم را برای جذب مخاطب ندارند و با اقبال،‌ روبه‌رو نمی‌‌شوند و چه بسیار خوانندگان که از این رهگذر می‌‌آیند و گذرا طرفی می‌‌بندند که نهایتاً به تخریب موقعیت هنری‌شان می‌‌انجامد.
شاعری که هنوز نام ادوات موسیقی را نمی‌‌داند و ریتم و هارمونی در موسیقی را نفهمیده و با این هنر حتی به طور عام آشنایی‌اندکی ندارد نباید اجازه دهد شعرش ترانه شود. اهمیت تلفیق شعر و آهنگ را نباید از خاطر برد. این تلفیق را ترانه سرا و آهنگساز و خواننده باید توأم انجام دهند.
تأثیر زیاد شعر نو در ترانه‌سرایی ایرانی بعد از حضور نیما، زیاد جدی نمی‌‌گیرم هر چند اثرگذاری شگرف نوآوران در سروده‌های بعد از ایشان را نباید از خاطر برد. اولاً که کارهای ناپخته بسیاری از خوانندگان که ما فی الحال از آنها نام نمی‌‌بریم همان‌هایی بودند که شتابزده از آثار نیما و اخوان و. . . دیگران گرفتند و خواندند. البته شاید یکی دو مورد استثنا وجود داشته باشد. یکی از دلایل توفیق برخی خوانندگان موسیقی اصیل در ارائه آثار خوب، دقت و وسواسی است که ایشان در گزینش شعر دارند و آدم‌های استخوان ترکانده‌ای از قبیل حسین دهلوی چقدر به حساسیت شعر و ادای آن اشاره دارند.
آنها که ترانه سرا نیستند
دوم این که موج گرایش به ترانه‌های نو بعد از آهنگسازی نوین رخ داد و رسوخ زبان محاوره‌ای هم خودش تحولی بود. از خوانندگان این مسیر می‌‌توان فرهاد ، نوری، نادر گلچین، و. . . را نام برد. عملاً می‌‌بینیم از فروغ و اخوان و نیما سروده‌هایی ترانه شدند اما هیچگاه جایگاه ترانه را نیافتند. اما دست به سازهای شاعر و شاعرانی آشنا به موسیقی از قبیل امیر جاهد، حسن صدر سالک، تورج نگهبان، بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، اسماعیل نواب صفا ، رهی معیری، حسین منزوی و هوشنگ ابتهاج و ... و کم و بیش محمد علی بهمنی موفق به خلق آثار خوبی شدند.
بسیار دیده می‌‌شود که در تذکره ترانه سرایان از شاعرانی چون سهیل محمودی، سید عباس سجادی، بیگی حبیب آبادی، حمید سبزواری، شاهرخی و. . . نام برده شده که بهتر است این عزیزان در کسوت شاعری نام داشته باشند.
در تیتراژ سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی که هر کس توانسته شعر بسراید و ترانه اش کند و خودش هم بخواند کوتاهی نکرده است! اصلاً شعر ترانه از حیث بدنه تنوع بیشتری را می‌‌طلبد حتی اگر روایتی را بیان کند که در عین یکدست بودن مضمون اما در بیان، فراز و فرودهای بجا و بسیار دقیقی را می‌‌طلبد.
گنجاندن مضامین اجتماعی و تصویر سازی در شعر ترانه اگر بخواهد خوب جا بیفتد کار دشواری است. شعر کلاسیک، وزن یکدست دارد و دشوار است که بتواند دگرگونی‌های روحی که وظیفه موسیقی است در آدمی برقرار کند مگر گاهی اوقات در سرودهای آیینی و مقامی. پاره‌ای وقت‌ها قطعه‌ای موسیقی را روی یک شعر به صورت خوانش آوازی می‌‌گذارند که با همه زیبایی‌اش حال و هوای ترانه را ندارد. مُثله کردن شعر هم راه به جایی نمی‌‌برد.
هر چند نوازندگان و خوانندگان به طور اعم شاعر نیستند مگر تعداد انگشت شماری و همین تعداد انگشت شمار گهگاه ترانه‌ای گفته‌اند نافذ و ماندگار. از سال 77 که گروه‌های پاپ داخل کشور برای عرض حضور مجال یافتند، خوانندگان و نوازندگان قابلی پا به میدان گذاشتند اما بعد از ارائه یک کاست دو اتفاق افتاد؛ یا برای همیشه آب رفتند یا عجولانه به ثبت و ضبط آثار متعدد و بی‌مایه دیگر اقدام کردند و غالباً هم شاعر از آب درآمدند و هم آهنگساز و هم خواننده. حتی این موج، چند تن از کلاسیک خوانان را با خود برد.
شرط رشد و تعالی
شرایط سیاسی و اجتماعی را نباید از نظر دور داشت و این که این عوامل چقدرمی‌‌توانند در اوج و حضیض یک هنر نقش ایفا کنند که علی الحساب بدان نمی‌‌پردازیم. چه بسیار حرف‌ها که در آشفته بازار ترانه سرایی ایران پا گرفتند و چه بسیار لعل که در دل، موج خون فشان‌ها دارند.
ترانه سرایی در ایران می‌‌تواند دوباره جان بگیرد اگر وسعت دید و حساسیت و صداقت خوانندگان و تهیه کنندگان را همراه داشته باشد. موسیقی ایرانی یک موسیقی حسی است و ما نباید فراموش کنیم که در عین داشتن حس شرقی، پاپ، جاز، راک و. . . همه نوآوری‌های دنیا را باید با‌ اندیشه و تأمل استقبال کنیم و تا آن جا که به تلطیف روح ما کمک می‌‌کند و با فرهنگ شخصی ما هم آوایی دارد بپذیریم و خواهان آن باشیم. نه پس‌گرایی، نه تکرار، نه بازنویسی و بازخوانی و نه پذیرش ناآگاهانه و تلقینی.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار