
عباس رافعی - رسول ملاقلیپور دارای نگاه صاف، شفاف و بیغل و غش بود و هیچگاه سعی نمیکرد در شیوه فیلمسازی خود ادای روشنفکری دربیاورد. میتوانم بگویم برعکس منتقدین و برخی از سینماگران روشنفکر که هیچگاه به فیلمهای ملاقلیپور روی خوش نشان ندادند تمامی آثار این هنرمند برای مخاطبان عام دارای جذابیت و کیفیت بصری بود و ارتباط عمیقی با تماشاگران عام خود برقرار میکرد. با نگاهی ساده به همان فیلمهای اولیه او به آثاری بر میخوریم که مانند خودش شفاف، ساده و صمیمی هستند و به همین دلیل است که عنوان میشود سینمای دفاع مقدس برای ارتباط با مخاطب خود باید شفاف و پاک باشد، این همان امری است که اثبات میکند سینمای پاک دفاع مقدس بسیار مدیون رسول ملاقلیپور است.
این فکر اشتباهی است که بگویم برای رهایی از رکود گرفتار شده در عرصه سینمای دفاع مقدس باید به دنبال جایگزین کردن کارگردانان جدید به جای سایر هنرمندانی باشیم که یا دست از این کار کشیدهاند یا همگام با مهجوریت سینمای دفاع مقدس خود نیز گرفتار نوعی مهجوریت شدهاند، همچنین نباید بگویم که سینمای دفاع مقدس ما کارگردان ندارد و به هنرمندان هم نباید ماموریت داد که تنها در این حوزه و ژانر خاص به تولید آثار سینمایی بپردازند، همچنان که خود مرحوم ملاقلیپور در طی یکی، دو فیلم آخر خود، سعی کرد این قالب را به نوعی بشکند.
دلیل مهجوریت کنونی سینمای دفاع مقدس به نبود کارگردان باز نمیگردد بلکه دلیل اصلی آن این است که کارکردن در این حوزه بسیار سخت و مشکل شده است؛ چرا که متولیان سینمای دفاع مقدس زیاد شدهاند و هر کدام نیز قصد دارند به نوبه خود تصمیمگیری کنند، ممیزی کنند و خود را به عنوان صاحب این ژانر معرفی نمایند و به همین دلیل است که دیگر نمیتوان به سادگی و راحتی وارد این حوزه شد و به فعالیت پرداخت.
رسول ملاقلیپور در میان کارگردانان سینمای دفاع مقدس فردی استثنایی بود و در این میان الگویی به حساب میآید تا کارگردانان و هنرمندان دیگر با تعصبی مانند او بتوانند در اوج افتخار مردمدار باشند. فکر میکنم که بسیاری از فیلمسازان دفاع مقدس اگر نباشند یا فیلمی نسازند هیچ اتفاق خاصی در این ژانر نمیافتد ولی امروز که حاج رسول را چند سالی است که در کنار خودمان و سینمای دفاع مقدس نداریم به وضوح احساس میکنیم که این ژانر در سینمای امروزمان چیزی کم دارد و آن صمیمیت فیلمهای رسول است که از شخصیت او سرچشمه میگرفت.
یک خاطره
خوب به خاطر دارم که در میزگردی پیرامون آسیبشناسی سینمای دفاع مقدس به همراه مرحوم ملاقلیپور حاضر شده بودم و قرار بود ضمن سخنرانی پاسخگوی سوالات حاضرین در جلسه باشیم. در آنجا بود که رسول ملاقلیپور یک تابو شکنی ناب را هم به من و هم به سایر حاضران آموزش داد و آن این بود که اگر در همین لحظه یک نارنجک در این سالن منفجر شود هر یک از حاضران یک عکسالعمل خاص خود را انجام خواهد داد. یکی میترسد، یکی فرار میکند، یکی فریاد میزند، دیگری گریه میکند و. . . حال سوال اصلی اینجاست که چرا ما نمیتوانیم این واکنشهای طبیعی و انسانی را در آثار سینمای دفاع مقدس بازتاب دهیم و فقط باید دعا خواندن، گریه کردن و سینهزنی را نشان دهیم. جای خالی این واکنشهای طبیعی برای قدرت بینشی و باورپذیرتر کردن سینمای دفاع مقدس به خوبی احساس میشود. این میزگرد برای من یکی از به یادماندنیترین میزگردهایی است که تا به امروز در آنها شرکت کردهام.