کد خبر: 410400
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۵:۲۲
به بهانه پنجاه و پنجمین سالگرد تولد رسول سینمای ایران، ‌ حاج رسول ملاقلی‌پور
امین خرمی - هجدهم شهریور 1334 در بطن خود شاید شاهد هزار و یک اتفاق خجسته و مبارک و یا تلخ و مصیبت باری باشد که ممکن است برخی از آنها برای فرد یا افرادی حتی تا به امروز هم فراموش نشده باشد. اما این تاریخ برای تمام ایرانیان چه کسانی که سنشان آنقدر هست که آن روزگار را به چشم سر دیده و به خاطر داشته باشند چرا برای جوانان و نوجوانان امروزی که ملقب به نسل سومی‌ها هستند یادآور تولد مردی است که بی اغراق همه او را دوست داشته، ‌دارند و خواهند داشت. شاید وقتی آن پسر بچه در گرمای شهریور ماه در آن خانواده محروم از نظر مالی در محله عباسی تهران به دنیا آمد حتی خوشبینانه‌ترین افراد آن خانواده هم فکر نمی‌کردند که روزی پسرشان تاریخ ساز سینمای ایران شود. شاید هم می‌‌‌دانستند که نام او را رسول گذاشتند! او به واقع حاوی رسالتی بود که به بهترین شکل ممکن آن را به پایان رساند و در انجام آن کوتاهی که نکرد هیچ بلکه به معنای واقعی کلام تا آخرین لحظه عمر خود نیز در پی انجام رسالت خود بود. او رسول ملاقلی‌پور و به راستی رسول سینمای دفاع مقدس ایران بود.
هنوز هم وقتی خاطرات به جا مانده از او را در روزنامه‌ها، ‌مجله‌ها و سایت‌های خبری می‌‌‌خوانی از این همه شهامت و استقامت او حیران می‌‌‌شوی. ملاقلی‌پور به دلیل مشکلات مالی خانواده حتی نتوانست دوران تحصیل متوسطه خود را به اتمام برساند اما عشق او به عکاسی و آموزش‌هایی که تئاتر دید او را به سمتی هدایت کرد که امروز از او به عنوان یکی از ستون‌های اصلی سینمای دفاع مقدس یاد می‌‌‌شود. شروع کار حرفه‌ای او از آزادسازی خرمشهر بود. حاج رسول در سال 59 با شروع جنگ به عنوان عکاس و خبرنگار از آخرین روزهای مقاومت در خرمشهر عکس و خبر تهیه می‌کرد و با آخرین نفرات مجبور به عقب نشینی به شرق خرمشهر شد، ‌ این در حالی بود که با دوربین سوپر 8 این شانس را پیدا کرد که فیلمبرداری را همزمان با عکاسی تجربه کند و چیزی نگذشت که با ساخت فیلم «سقای تشنه لب» سینما را برای ادامه رسالت فرهنگی و معنوی خود انتخاب کرد.
به بهانه پنجاه و پنجمین سالگرد تولد او بر آن شدیم با تنی چند از هنرمندان (بازیگر، ‌ کارگردان) که تجربه همکاری با وی را داشتند همکلام شویم و بار دیگر از زاویه‌ای متفاوت تر به او، ‌ سینمای او، ‌ سینمای دفاع مقدس و نقش او در شکل گیری این سینما نگاهی بیندازیم. حاصل این گپ و گفت‌ها در زیر از خاطر نظر شما می‌‌‌گذرد.
سینما نه! جهاد فی سبیل الله
بدون شک تک تک هنرمندان این مرز و بوم و حتی فراتر از این مرزهای جغرافیایی رسول ملاقلی‌پور را به عنوان فیلمسازی می‌‌شناسند و می‌‌ستایند که تلاش کرد با ثبت ارزش‌های دفاع مقدس در آثارش به حفظ و نگهداری آنها بپردازد. اما اگر بخواهیم او را در جریان رشد و اعتلای سینمای دفاع مقدس کشور دخیل بدانیم باید اعتراف کنیم که سینمای دفاع مقدس ما با حضور حاج رسول و ساخت آثاری چون «نینوا» (۱۳۶۲) و «بلمی به سوی ساحل» (۱۳۶۴) بود که کار خود را آغاز کرد و با رشد و اعتلایی ستودنی حرکت خود را برای نزدیک به دو دهه آغاز کرد بود و امروزه هم درست است که از سرعت و رشد آن به شدت کاسته شده اما هنوز هم فیلم‌های به یاد ماندنی ملاقلی‌پور و پیروان متعهد سینمای دفاع مقدس، ‌ خاطرات شیرین بسیاری را در اذهان مردم از خود به جای گذاشته‌اند و جای دریغ و افسوس است که با سینمای جنگ ما با وجود پشتوانه‌ای چون ملاقلی‌پور این روزها در گرداب رکود در حال دست و پنجه نرم ‌کردن است. واقعیت را باید پذیرفت. اما اگر بخواهیم در ثبت و تلاش برای حفظ ارزش‌های دفاع مقدس دنبال پیشگامان این همت جاودانی باشیم بدون شک رسول ملاقلی‌پور صدرنشین لیست نهایی نام‌ها و یادهای ما خواهد بود.
در همین راستا فرج الله سلحشور، ‌ کارگردان و بازیگر سینمای ایران با بیان اینکه ملاقلی‌پور کارگردانی فطری و فیلمسازی ذاتی بود می‌‌‌گوید: ‌«رسول چون تحت آموزش‌های آکادمیک قرار نگرفته بود بر همین اساس هیچ‌گاه خود را در حصار چارچوب‌های قاعده‌مند سینمای کلاسیک محدود نمی‌کرد. بیشتر در ساخت آثارش از احساس، ‌ عواطف و ذات فیلمساز بودنش تبعیت می‌‌کرد به همین جهت نمی‌توان سینما او را به عنوان یک دستور‌العمل و روش سینمایی خاص برای تولید اثر مورد مداقه قرار داد اما آثار ساخته شده او که بوی فطرت و ذوق و قریحه‌ای ذاتی می‌‌دهد را نمی‌توان در تلاش همه جانبه برای ثبت ارزش‌های فرهنگی دفاع مقدس به هیچ وجه نادیده گرفت. »
سلحشور که سابقه بازی در فیلم «پرواز در شب» به کارگردانی ملاقلی‌پور در سال ۱۳۶۵ را دارد می‌‌‌افزاید: ‌«اعتقاد من این است که بسیاری از فیلمسازان دفاع مقدس تنها برای فیلمساز شدن به سمت سینمای جنگ رو می‌‌آورند؛ چرا که اگر همه آنها مانند رسول ملاقلی‌پور دارای انگیزه‌های قلبی و فطری برای ثبت ارزش‌های دفاع مقدس بودند بی‌شک سینمای دفاع مقدس ما امروز به این احتضار گرفتار نمی‌شد. شاهدیم که با پایان یافتن دفاع مقدس و تب و تاب آن خیل عظیمی از کارگردانان این گونه سینمایی نیز انگیزه‌های خود را پایان یافته دیدند و به سمت ژانرهای دیگر متمایل شدند در حالی که سینمای دفاع مقدس برای امثال حاج رسول یک عبادت و یک جهاد فی‌سبیل‌الله بود و درک جهاد فی‌سبیل‌الله برای بسیاری از این فیلمسازان دفاع مقدس که من می‌‌بینم ممکن نیست. »
سینمای دفاع مقدس، ‌ خادم به مفاهیم والای ارزشی می‌‌‌خواهد
کارگردان «یوسف پیامبر(ع)» در ادامه با بیان اینکه برخی از کارگردانان سینمای دفاع مقدس در خلق آثار سینمایی‌شان به دنبال سینمای اکشن، ‌ حادثه‌ای و گیشه بودند و نیل به هدفشان را در خلق آثار دفاع مقدس می‌‌جستند خاطرنشان می‌‌‌کند: ‌«حال اینکه سینمای حادثه‌ای و اکشن تا جایی می‌‌تواند مخاطب را به همراه خود داشته باشد، ‌ چرا که تماشاگر زمانی که بیش از حد این نوع صحنه‌ها را مشاهده کند اشباع می‌‌شود و برای همین دیگر میلی برای تماشای آثار سینمای دفاع مقدس از خود نشان نمی‌دهد. پس علت این بی‌میلی مخاطب نسبت به آثار سینمای دفاع مقدس به این امر باز نمی‌گردد که این گونه سینمایی دیگر حرفی برای گفتن ندارد، ‌ نه! اصلاً اینگونه نیست، ‌ سینمای دفاع مقدس از بعد اکشن و حادثه‌ای فرقی با سایر سینمای جنگ کشورهای جهان ندارد بلکه بعد معنوی و ارزشی دفاع مقدس است که این سینما را دارای اهمیت و قداست می‌‌کند اما‌متأسفانه این ابعاد ارزشی و قدسی کمتر در آثار فیلمسازان دفاع مقدس به‌خصوص در طول 10 سال اخیر دیده شده است.»
وی تصریح می‌‌‌کند: ‌ «سینماگر دفاع مقدس اگر نتواند با معنویت موجود در حماسه هشت سال دفاع مقدس ارتباط برقرار کند اثر او در سطح و ظاهر می‌‌ماند و همین آثار سطحی و ظاهری است که مخاطب را از این گونه سینمایی دلزده می‌‌کند و کارگردانان را وا می‌‌دارد که این ژانر را رها کنند و به سوی سایر گونه‌های سینمایی پناهنده شوند و اینجاست که من نتیجه می‌‌گیرم اغلب این کارگردانان از ابتدا هم برای خدمت به جنگ و مفاهیم ارزشی دفاع مقدس وارد این حوزه نشده و تنها دفاع مقدس را محملی برای ورود خود به عرصه سینما انتخاب کردند و به همین جهت است که رسول ملاقلی‌پور از این حیث به پاس درک ارزش‌های معنوی دفاع مقدس و اعتقاد قبلی به این نوع از سینما همیشه قلبش در بطن سینمای دفاع مقدس می‌‌تپد و حضورش شریان سازنده و زنده نگه دارنده این گونه سینمایی بود. »
ناگفته‌های سلحشور از حاج رسول
فرج الله سلحشور حتی پای تلفن هم نمی‌تواند احساسش را کنترل کند و با بغض می‌‌‌گوید: ‌«رسول انسانی عاطفی و با احساس بود به‌خصوص اینکه علاقه وافری به برادر همسرش داشت که در جنگ تحمیلی به شهادت رسیده بود و از این رو نسبت به جنگ و شهدا احساس دین خاصی داشت. او همان عاطفه و احساس لبریز در وجودش را در آثارش نیز جاری می‌‌ساخت و به زیبایی به نمایش می‌‌گذاشت. او خود آثارش را به سطح و ظاهر محدود نمی‌کرد و عشق و عواطف و احساسات قهرمانانش را مانند روحیات غنی‌ و پر نفوذ خود لبریز از صداقت و آگاهی می‌‌ساخت. او بزرگ بود، ‌ بزرگ زیست و بزرگی را به ما و هنر سینمای ارزشی‌مان آموخت. »
او حتی از خاطره‌ای که بیش از دو دهه از وقوعش گذشته نیز به سادگی نمی‌گذرد و می‌‌‌گوید: ‌«یادم می‌‌آید در زمان همکاری من با رسول در فیلم «پرواز در شب» صحنه‌ای قرار بود فیلمبرداری شود که طی آن عده‌ای بسیجی باید به سمت دوربین تیراندازی می‌‌کردند. حاج رسول داشت این صحنه را برای بسیجیان و بازیگران آن توضیح می‌‌داد و در این میان مدام یکی از این بسیجی‌ها بلند می‌‌شد که چیزی را بگوید اما رسول با صدای بلند او را مجبور به نشستن می‌‌کرد و دوباره مشغول توضیح دادن صحنه می‌‌شد و باز آن سرباز بلند می‌‌شد و هر بار حاج رسول عصبانی و عصبانی‌تر می‌‌شد اما اجازه صحبت به او را نمی‌داد. همه توضیحات بیان شد و رسول به پشت دوربین می‌‌رفت تا فرمان ضبط را صادر کند اما آن جوان بسیجی جلو آمد و گفت تا حرفش را نزند به جای خود نمی‌رود. حاج رسول جلو رفت و گفت: ‌ «بگو، ‌ حرفت چیه؟» جوان هم گلوله‌های اسلحه خود را نشان داد و گفت شکل و رنگ این گلوله‌ها با سایر گلوله‌هایی که به دیگر افراد داده شده فرق می‌‌کند. حاج رسول با نگاهی به آنها متوجه شد که این گلوله‌ها برعکس دیگر گلوله‌های داده شده به بازیگران که مشقی بودند، ‌ گلوله‌های اصلی و جنگی بود و بعد از آن دستش را بر روی سرش گذاشت و به گوشه‌ای رفت و اشک می‌‌‌ریخت و خدا را شکر می‌‌‌کرد که فرمان ضبط را صادر نکرده بود وگرنه تمامی افراد پشت دوربین با این گلوله‌های اصلی کشته می‌‌شدند، ‌ ساعت‌ها طول کشید تا حال او به حالت طبیعی بازگردد و آن صحنه فیلمبرداری شود. »
رسول، ‌ مردی که حمایت نشد
زنده‌یاد حاج رسول ملاقلی‌پور از معدود هنرمندانی است که با ساخت و ساز آثار سینمایی درباره دفاع مقدس توانست خود را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان این نوع از سینما در ایران مطرح سازد؛ چرا که تک تک گام‌ها و نفس‌هایش در این راه لبریز از صداقت بود، ‌بی‌اغراق او در بین کارگردانان این ژانر که تعدادشان به انگشتان دو دست هم نمی‌رسد سرآمدترین آنهاست. اما چرا بی اغراق درباره ملاقلی‌پور می‌‌‌توان اینگونه سخن گفت. هنوز هم می‌‌‌توان فرازهایی از مصاحبه‌های او را با مطبوعات و بیان ذره‌ای از دل‌خون شده‌اش از دست نهادها و ارگان‌هایی که موظف به حمایت از آثار سینمای دفاع مقدس بودند و کمک‌هایشان را دریغ می‌‌کردند به خاطر آورد. هنوز می‌‌‌توان به یاد آورد که به خاطر همین مشکلات بارها ملاقلی‌پور اعلام کرد از فیلمسازی دفاع مقدس کنار می‌‌‌کشد اما بار دیگر به خاطر دین و علاقه قلبی و فطری‌‌اش به مقوله دفاع مقدس تمام مشکلات را به جان می‌‌خرید و پشت دوربینش می‌‌‌نشست تا قصه‌ای دیگر از این دوران سراسر روایت و حماسه را با زاویه دید خودش برای مردم تعریف کند.
مگر می‌‌‌توان فیلم «سفر به چزابه» او را در سال ۱۳۷۴فراموش کرد که هنوز هم که هنوز است به اعتقاد قاطبه اهل هنر یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمایی دفاع مقدس به شمار می‌‌رود و هنوز هم می‌‌‌توان به یادآورد که این فیلم نیز آنطور که باید و شاید از حمایت مسئولان چه در زمان ساخت و حتی در زمان اکران برخوردار نشد.
حبیب دهقان نسب بازیگر نام آشنا و شناخته شده تئاتر، ‌ سینما و تلویزیون که به جز بازی در فیلم «سفر به چزابه» در دو فیلم دیگر ملاقلی‌پور به نام‌های «کمکم کن» (۱۳۷۶) و « نسل سوخته» (۱۳۷۸) نیز سابقه بازی دارد بهانه گفت‌وگو پیرامون رسول ملاقلی‌پور در آستانه تولدش را فرصت مناسبی می‌‌‌داند و با مطرح کردن دو سوال صحبت‌های خود را آغاز می‌‌‌کند. وی می‌‌‌گوید: ‌«آیا مسئولان و متولیان امور سینمایی کشور و خاصه سینمای دفاع مقدس خواستار ادامه حیات این گونه سینمایی در عمل هستند و آیا معتقدند که در زمینه سینمای دفاع مقدس لازم است کماکان تولید و اکران فیلم وجود داشته باشد یا خیر؟ و اینکه بنیاد سینمای دفاع مقدس، ‌ بنیاد فارابی، ‌ وزارت ارشاد و سایر نهادهای متولی امر سینما آیا هنوز به ضرورت تولید آثار سینمای دفاع مقدس اذعان دارند یا نه؟»
وی می‌‌‌افزاید: ‌«اگر پاسخ مسئولان بر پایه ضرورت بازتاب ارزش‌های دفاع مقدس استوار است پس آنها نباید تنها به شعار دادن بسنده کنند بلکه باید روی به تولید و حمایت از ساخت آثار سینمای دفاع مقدس آورند و در گام اول چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ تجهیزات یاریگر گروه‌های سینمایی برای تولید آثار دفاع مقدس باشند. تولید آثار سینمای دفاع مقدس برای نشان دادن آن همه تلاش، ‌ ایثار، ‌‌حماسه و شهیدانی که در راه سرافرازی این آب و خاک جان خود را فدا کرده‌اند باید به درستی و آبرومندانه صورت گیرد و با وجود این معضلات آن سینماگرانی که بارها و بارها با ساخت آثار سینمای دفاع مقدس خود بخشی از این واقعیات و ارزش‌ها را انتقال داده‌اند یا از کار کردن در این ژانر دست می‌‌شویند یا روی به ساخت آثار دیگر سینمایی در سایر گونه‌ها می‌آورند تا از زاویه‌ای دیگر به بیان دغدغه‌های ذهنی خود در جامعه پیرامونشان بپردازند. »
بخواهیم هم نمی‌توانیم دوستش نداشته باشیم
بازیگر فیلم «نسل سوخته» همه اینها را در شرایطی می‌‌‌داند که همه ما شاهدیم در سینمای‌ هالیوود با تمام بزرگی و عظمتش و با وجود گذشت سال‌های سال از جنگ جهانی اول، ‌ دوم یا نبرد ویتنام ساخت فیلم‌های جنگی با رویکرد به این اتفاقات جای ثابت خود را در تولیدات گسترده این سینما دارد و خاطرنشان می‌‌‌کند: ‌«اما در ایران با وجود کم‌کاری بزرگان این گونه سینمایی هنوز هم قدر جوانانی که به هر دلیلی مانند حس نوستالژیک جنگ یا قداست این امر برای شروع کار عرصه فیلمسازی دفاع مقدس را انتخاب می‌‌‌کنند نمی‌دانیم و با مانع‌تراشی‌های مداوم و عدم حمایت مادی و معنوی راه را بر این آینده‌داران سد می‌‌کنیم در حالی که وجود خلاقیت، ‌ نیروی جوانی و نگاه جدید این جوانان می‌‌تواند در احیای سینما رو به‌رکود دفاع مقدس نقش حیاتی و سازنده‌ای را ایفا کند. »
دهقان نسب در پایان و با یک آه بلند می‌‌‌گوید: ‌«دیدید که به بهانه تولد رسول چقدر ناگفته و درد دل وجود داشت که من تنها بخش کوچکی از آن را گفتم! اما خود حاج رسول! شاید بزرگ‌ترین خصیصه او انسان بودنش بود. او نیز مانند تمام انسان‌ها دارای نقاط مثبت و نقاط منفی بود که هم دیگران را خشنود می‌‌ساخت و هم گاهی سبب رنجش کسانی می‌‌شد. این را قبول ندارم که به واسطه درگذشت عزیزی او را به تعریف‌های اغراق شده خود به عرش بکشیم. مخصوصاً حاج رسول که خودش نیز اهل اغراق و مدیحه‌سرایی نبود، او صادق بود و در مفهوم واقعی کلام یک انسان و به همین سبب است که اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم او را دوست نداشته باشیم. »
تجربه ناب جنگ یاریگر حاج رسول بود
بدون تعارف باید گفت که نگاه ملاقلی‌پور به سینمای دفاع مقدس در قیاس با بسیاری از کارگردانان این گونه سینمایی نگاهی متفاوت و سرشار از صداقت و واقع‌بینی بی‌نهایتی بود، ‌ نمونه این واقع بینی را حتی زمانی که او در کارهایش به بیان معضلات پس از جنگ پرداخت می‌‌‌توان به وضوح دید، ‌ درست با قیاس نوع نگاه او با سایر کارگردانانی که به روایت سینمایی پس از جنگ در جامعه پرداختند می‌‌‌توان با قاطعیت رای داد که نگاه ملاقلی‌پور نگاه قابل قبول‌تری است. اینها بخش‌هایی از سخنان امیرحسین صدیق بازیگر شناخته شده فیلم «میم مثل مادر» (۱۳۸۵) رسول ملاقلی‌پور بود. وی همچنین افزود: ‌«حاج رسول شخصیتی رک و راست و بی‌شیله‌پیله‌ای داشت و همین خصوصیت شخصیتی را به راحتی در آثار سینمایی او در میان قهرمانانش می‌‌توان به راحتی جست‌وجو کرد. نگاه وی از آن نگاه کلیشه‌ای که غالباً در اینگونه آثار به چشم می‌‌آید بسیار فاصله دارد و به شخصه دلیل این تفاوت را به حضور ایشان در جنگ و لمس واقعیت‌های هشت سال دفاع مقدس مرتبط می‌‌دانم. زمانی که دنبال عینی ساختن تصویر ذهنی خود در کادر سینما می‌‌گشت تا رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فروگذار نبود. او به دلیل لمس و درک واقعیات جنگ از نزدیک توانست تصویر و چهره جدید و متفاوتی از دفاع مقدس را در آثارش منعکس سازد و در این هدف کاملاً در بین سایر کارگردانانی که جنگ را از نزدیک لمس نکرده بودند و قصد داشتند با نماها و شات‌‌های اغراق شده به روایت موضوعی دفاع مقدس و رزمندگان آن بپردازند کاملاً متمایز و بالاتر بود. او به نگاه توام با اغراق و به دور از واقعیت موجود اعتقادی نداشت. »
جبهه‌ای که دیده نمی شود
وی در پاسخ به این سوال که اما چرا امروز و هر چه به جلو حرکت می‌‌کنیم بیشتر شاهد نزول جریان سینمای دفاع مقدس در بدنه سینمای کشور هستیم، یادآور شد: ‌«باید صادقانه و به دور از بازی‌های کلامی بگویم که برنامه‌ریزی مدیران در زمینه سینمای دفاع مقدس دچار سهل‌انگاری شده است و این سینما رها شده به امان خدا! یکی از اصلی‌ترین دلایلی که زنده یاد، ‌ ملاقلی‌پور از سینمای دفاع مقدس روی برگرداندند و نوع نگاه موجود در آثارش را بر حوادث پس از دفاع مقدس در بطن جامعه متمرکز ساخت، خلف وعده‌ها و عدم حمایت نهادها و ارگان‌هایی بود که وظیفه آنها حمایت از تولید آثار سینمایی با محوریت دفاع مقدس بود. گویا خود مدیران هم کم کم می‌‌خواستند دست از حمایت تولید آثار سینمایی دفاع مقدس بردارند. به اعتقاد من امروز پس از گذشت 20 سال از پایان جنگ، ساخت، تولید و اکران آثار سینمایی دفاع مقدس و بیان معضلات و آسیب‌های جنگ تحمیلی که هنوز هم به وضوح در بطن جامعه قابل رصد است خود جبهه‌های است که ایستادگی، ‌ مقاومت و پیروزی در آن چیزی کمتر از یک رسالت و وظیفه ملی نیست.»
بازیگر فیلم «نسل سوخته» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور همچنین با تاکید بر این نکته که امروز بیش از هر دوران دیگری شاهد کنار کشیدن تک تک کارگردانان سینمای دفاع مقدس از تولید آثال حول و حوش این محور هستیم خاطرنشان می‌‌‌کند: ‌« نقطه بارز این فاجعه آنجاست که به دلیل عدم حمایت و بی‌ثباتی در قوانین مدیریتی آثار سینمایی کلیه کارگردانان سینمای ایران در تمام گونه‌ها کم‌کم دارند سر از تلویزیون در می‌‌آورند و ادامه این روند باعث مهجور شدن هنر سینما در بین مردم جامعه خواهد شد. بعد از این درد دل‌های دردناک از حاج رسول گفتن برایم بسیار شیرین است. حاج رسول برخلاف ظاهر خشن که خیلی‌ها را می‌‌ترساند و در دیدار اول آنها را پس می‌‌زد،‌ روحی بزرگ، ‌قلبی مهربان و شخصیت شوخ طبیعی داشت. باید با حاج رسول کار کرده باشی تا بتوانی درباره او قضاوت کنی؛ چرا که او جزو معدود نفراتی است که نمی‌توان بر اساس صورت ظاهرش پی به باطن ژرف، ‌مهربان و شوخ طبع او برد. او کاراکتری قوی در طنزپردازی داشت و گاهی با روایت یک خاطره و بازی آن مدت‌ها ما را سرصحنه می‌‌خنداند و خستگی ما را به در می‌‌کرد. روحش شاد. »
و کلام آخر
15 اسفند سال 1385 تاریخی بود که رسول ما را تنها گذاشت و رفت! حال ماییم و رسالت سنگینی که با وجود بودن بر شانه‌های رسول وزن آن را درک نکردیم و با رفتنش در بلند کردن حتی مقداری از آن عاجز مانده ایم. آیا این رسم رفاقت است و ادامه دادن راهی که دیر زمانی هنرمندی به تنهایی آن را طی کرد و ما را از نعمت‌های این راه با خبر؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار