کد خبر: 407360
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۰
گزارش گاردین از نسخه امروزی پیکاسو
احمد پرهیزی - قیمت نقاشی‌های او از 900 پوند به بالاست، هم‌اکنون 680 نفر در فهرست انتظار به صف ایستاده‌اند تا آثار او را بخرند و همه نقاشی‌های دومین نمایشگاهش ظرف 14 دقیقه به فروش رفت. کیه‌ران ویلیامسون هنرمند مستعد تنها هفت سال دارد.کیه‌ران ویلیامسون روی نیمکت چوبی در آشپزخانه کوچکش زانو زده است، ‌از جعبه روبه‌رویش مداد رنگی برمی‌دارد و به روی کاغذ می‌کشد. مادرش میشل از او می‌پرسد:« دقیقاً می‌دانی چه می‌خواهی بکشی؟ تصویرش را در ذهن داری؟ کیه‌ران سرتکان می‌دهد:« آره. یک صحنه برفی». من می‌پرسم:«به خاطر اینکه فصل زمستان را دوست داری؟» می‌گوید:« آره.» می‌پرسم:«می‌دانی آخر سر کار چطور از آب در می‌آید؟»می‌گوید:«آره». می‌گویم:«و هر طور که تو می‌خواهی از کار درمی‌آید؟» پاسخ می‌دهد:«بعضی وقت‌ها آره.»پسر بچه‌ها را هم مثل هنرمندان بزرگ به پرحرفی‌شان می‌شناسیم. اما کیه‌ران ویلیامسون پسرکی است با رفتار طبیعی که کمتر حرف می‌زند و آنچه کم‌کم روی کاغذ مستطیلی شکلش پدیدار می‌شود اثری است خارق‌العاده و درخشان.ماه گذشته دومین نمایشگاه کیه‌ران در یک گالری واقع در شهر زادگاهش هالت ظرف 14 دقیقه به فروش رفت. فروش 16 نقاشی جدید حساب بانکی او را به رقم 18200 پوند رسانده است. 6800 نفر نیز ثبت‌نام کرده‌اند تا یکی از آثار اصلی او را بخرند. مشتاقان هنر از لندن راه می‌افتند تا کار او را بخرند. دلال‌ها شهر را روی سرشان گذاشته‌اند. برخی حتی برای خرید کتاب‌های مدرسه وی پیشقدم شده‌اند. قیمت پایه برای یک نقاشی ساده مداد رنگی 900 پوند است.کیه‌ران با پدرش کیت برق کار سابق، مادرش میشل کارشناس تغذیه و بیلی جو خواهر کوچکش در اتاقی کوچک زندگی می‌کند، اگر از پنجره به بیرون نگاه کنی پمپ بنزین را در همین نزدیکی می‌بینی. وقتی عصر روز تعطیل به خانه آنها رفتم کیه‌ران و کیت بیرون بودند. وقتی کیه‌ران با جوراب و شورت ورزشی به خانه آمد فکرکردم فوتبال بازی می‌کرده است اما او رفته بود تا مداد رنگی‌های نو بخرد.در عالم هنر نوابغ کم‌سن و سال زیادی را می‌شناسیم. برخی منتقدان مطبوعاتی کیه‌ران را با پیکاسو مقایسه می‌کنند،. چون پیکاسو هم وقتی اثر مشهورش «گاوباز» را کشید هشت ساله بود.کیت می‌گوید:«راستش ما که نمی‌د‌انیم پیکاسو کی بوده.» کیه ران حرفش را قطع می‌کند:« من می‌دانم پیکاسو کیست، نمی‌خواهم پیکاسو باشم.»پس دوست دارد مثل چه کسی بشود؟ خودش می‌گوید:«مونه یا ادوارد سیگو(نقاش نه‌چندان مشهور انگلیسی در سده بیستم).با این همه این روزها بیشتر مردم به نبوغ کودکانه مشکوک هستند. اغلب می‌خواهند بدانند آیا کل کار را خود کودک انجام داده، آیا والدین سختگیر کودک را با زور به این سمت نبرده‌اند و پرسش‌هایی از این قبیل. هر کس خانواده ویلیامسون را نشناسد فکر می‌کند که آنها با هوش و ذکاوت بسیار کیه‌ ران را در بازار مطرح کرده‌اند.اما حقیقت چیز دیگری است. کیت پدر خانواده برای سرگرمی در کنار کار برق آثار هنری را جمع می‌کرد اما یک تصادف جدی او را وادار کرد تا کار خود را متوقف کند و سرگرمی را به شغل جدید خود تبدیل کند. تصادف باعث شد که او خانه‌نشین شود و نتواند با پسرش بیرون برود. کیه ران اکنون در خانه کوچکی بدون حیاط گیر افتاده بود، تابلوهای نقاشی او را محاصره کرده بودند و شاید مثل هر پسربچه‌ای از پدر خود نیز تأثیر گرفته باشد، هرچه بود او تصمیم گرفت به سراغ نقاشی برود. حالا پدر و پسر هر دو با هم درباره نقاشی چیزهای تازه‌ای می‌آموزند.کیه ران مداد زرد و خاکستری را با هم برای کشیدن آسمان استفاده می‌کند. خودش توضیح می‌دهد:«چند درخت این اطراف باید بکشم، بعدش یک دریاچه در وسط.» می‌پرسم:«این تصویر را جایی دیده‌ای یا اینکه خیالی است؟» همان طورکه مثل یک استاد با مداد رنگی‌هایش ور می‌رود، می‌گوید:«توی کامپیوتر دیدمش و هر بار آن را می‌‌خواهم بکشم، شکلش تغییر می‌کند.»کیت وارد آشپزخانه می‌شود و شرح می‌دهد که کیه‌ران تصاویری را که دوست دارد در اینترنت پیدا می‌کند. او به جای آنکه کار را موبه‌مو کپی کند، روایت خود را از آن تصویر روی کاغذ می‌آورد. تصویری از زمستان که اکنون مشغول کشیدن آن است جایی است در نور فالک هنگام تابستان.در ابتدا نقاشی کیه‌ران مثل دیگر کودکان پنج ساله بود. اما خیلی زود پیشرفت کرد و سؤالاتی می‌پرسید که پدر و مادرش در پاسخ به آن در می‌ماندند، میشل مادرش می‌گوید: «کیه‌ران می‌خواست تکنیک‌های هنری را بشناسد.» برخی نقاشان محلی همشهری او نیز وقتی از علاقه کودک هنرمند با خبر شدند به او کمک و راهنمایی کردند و حتی برخی از آنها مدتی را صرف آموزش نقاشی به او کردند.یکی از این استادان او تونی گارنر نام دارد که طی دهه گذشته شاگردان فراوانی تربیت کرده است. به اعتقاد او کیه‌ران یک سر و گردن از همه بالاتر ایستاده است: «او زیاد حرف نمی‌زند، زیاد سؤال نمی‌کند، فقط نگاه می‌کند. اما او قدرت یادگیری بالایی از طریق دیدن دارد. او در کپی کردن نیز روش خاص خود را دارد که با همه شاگردان دیگرم تفاوت دارد.»به گفته والدین کیه‌ران آنها هر روز نگرانند مبادا درباره فرزندشان اشتباه کرده و او را به زور وادار به کاری خلاف علاقه‌اش کرده باشند. اما مادر وی معتقد است پسرش آنقدر از نظر شخصیتی قدرتمند است که نمی‌توان کاری را به زور بر او تحمیل کرد. کیه‌ران خود نیز به من می‌گوید که تنها وقتی نقاشی می‌کند که حس و حال آن را داشته باشد. در پایان از او تشکر می‌کنم که وقتش را در اختیار من گذاشته است و کارت ویزیتم را به او می‌دهم. کیه‌ران وارد اتاق خوابش می‌شود و با کارت ویزیتش در دست بر می‌گردد، آن را به من می‌دهد و می‌گوید: «من هم ممنونم.»منبع: گاردین
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار