یادداشت ذیل ازنوشتههای تورج نصر گوینده، دوبلور و صداپیشهای است که سالها با صدایش بهترین و خاطرهانگیزترین کارتونها را دنبال کردهایم. این یادداشت از سایت «ایرانیان انیمیشن» برداشته شده است که به دلیل صمیمیت آن تقدیم میشود. دنیای کودک، زیباترین، سادهترین، وسیعترین و هیجانانگیزترین سرزمینی است که وجود دارد و من نتوانستهام از آن خارج شوم یا حتی کناره بگیرم. از نظر من جاذبههای این دنیا، با یکرنگی و صداقتش مانند آهن رباییاست که هر کس پا به درون آن میگذارد، خودش را همراه با شادیهای کودکانه در آن رها میکند و آسوده خیال بوی زندگی، نشاط و طراوت را استشمام میکند. من هر روز پروردگارم را شکر میکنم که این سعادت را نصیب این بنده کوچکش گردانیده تا در این سرزمین، سالهای سال به کودکان پاک و معصوم خدمت کنم و خودم را جزئی از آنها بدانم. من تورج نصر، از زمانی که کودکی بیش نبودم عاشق کار برای بچهها بودم، چه از لحاظ گویش و چه از نظر بازیهای عروسکی و کار تئاتر. با گذشت زمان، در سنین نوجوانی تصمیم گرفتم وارد دوبلاژ شوم، زیرا این هنر و فن را در وجود خود احساس میکردم، پس زمانی که پا به این دیار گذاشتم، کار کودک را به بقیه کارها در دوبله ترجیح دادم یعنی سال 1347. خندهها و شادیهای بیریا و مستانه مرا از خود بیخود میکرد، نگاههای شیطنتآمیز و حرکات ساده و ناشیانه آنها صادقانه بود و دلنشین. حالا با گذشت چندین سال در این حرفه هنوز هم فکر میکنم آن احساس در من از بین نرفته و من هم خود کودک هستم، کودکی از نوع بزرگسال! و این انگیزه من برای ورود به این عرصه بود. ولی در کنار این کار در فیلمهای زیادی حضور پیدا کردم فیلمهای متعدد و معروف سینمای ایران و جهان، فیلمهای معمولی، مدرن، اکشن و حتی کلاسیک. شیپورچی؛ ماندگارترین نقشزیباترین کارتونهایی که در آن حرف زدم و هیچگاه از خاطرم دور نمیشود، کارتونهای معروف والت دیزنی بودند مثل: وودی وودی بیکر، باگزبانی، یوگی و دوستان، استوارت، جیمبو، دامبو، اسب شاخدار، خرسهای قطبی، اسکوروچ، دهکده حیوانات، سرزمین لیلیپوتها، شهر کوتولهها، هری پاتر و هزاران کارتون دیگر بود، ولی شاخصترین و دوستداشتنیترین کارتون که بین همه مردم ماندنیتر شد، کاراکتر شیپورچی در پسر شجاع بود و حالا با افتخار میتوانم بگویم که نسل من که نسل قدیم بود و این نسل، نسل جدید همگی با صدای من بزرگ شدهاند. در فیلمها نیز از نظر خودم و دوستان، بهترین کارم در فیلم لورل و هاردی بود که بنده، در نبود مرحوم عباسی و مرحوم مقبلی، جایگزین آنها شدم و این برای من اثری با افتخار، بزرگ و جاودانه است. به غیر از لورل و هاردی در فیلمهای چارلی چاپلین هم گویندگی کردم و همین طور فیلمهای مطرح هالیوودی به جای هنرپیشههایی چون سامی دیویس و بسیاری از هنرمندان بازیگر سینمای جهان حرف زدهام. اما با این وجود از نظر من کارتون وانیمیشن صمیمیت و صفای بخصوصی دارد، فکر میکنم تأثیراتی که هنر انیمیشن بر روحیات کودکان به جا میگذارد بسیار مهم است، حتی دیده میشود که در کشورهای مختلف روی سریالهای انیمیشن با وسواس فوق العادهای کار میشود و حتی در انتهای کار، بسیاری از روانشناسان کودک و حتی بزرگسال روی ساختوساز آن و پیامهای کارتونها نقد و بررسی میکنند و گاهی نیز دیده میشود روی موزیک متن فیلم که گویا خود فیلم است بررسی و تحلیل میشود. انیمیشنهایی که آموزشی هستند و به کودک تربیت و رفتار در اجتماع، اخلاق عشق، زندگی، وفاداری و کمک به همنوع و بسیاری از کارها و نکتههای پندآموز اخلاقی را یاد میدهند، کارتونهایی مانند «گربههای اشرافی» که در آن کمک به همنوع و رفع گرفتاری را مطرح میکند؛ «زیبای خفته» که گویای از بین رفتن شر و ناپاکی و آمدن صلح و دوستی و پاکی برای مردمان سرزمینش است؛ «سیندرلا» با زندگی آشفته و کینه و خباثت اطرافیان که در نهایت تبدیل به دوستی و عشق و محبت میشود، «دیو و دلبر» نماد افراد منزوی ولی بامحبت و مهربان است بر رفتارهای زشت آدمیان خام فکر، «شیر شاه» نشان دوستی، علاقه، عاطفه و عشق و دلبستگی به زندگی میباشد و هزاران نوع از این کارتونهای انیمیشن. این آثار آموزنده و زیبا و با ارزش مورد استقبال در هر دو نسل قدیم و جدید بود و حالا هم با گذشت سالها همان احساسات در مردم دیده میشود، ولی متأسفانه در حال حاضر در اینجا یعنی ایران چنین ساخت و سازهای محکم و پایه و اساس با این ظرافتها و زیباییها، در هنر انیمیشنسازی ما وجود ندارد، زیرا در ایران به این کار بها و ارزش داده نمیشود، در صورتی که ما میتوانیم از داستانهای کهن و افسانههای رایج سرزمینمان مثل شاهنامه فردوسی انیمیشنهایی زیبا بسازیم، زیرا نسل جدید ما با گذشت زمان و تغییر و تحولات محسوس فرهنگی این افسانهها را فراموش یا اصلاً با آنها چندان آشنایی ندارند و توجهی هم به آنها نمیکنند، پس ما میتوانیم به این مقولهها جدیتر بپردازیم و آنها را زنده نگه داریم. دوبله انیمیشنو اما درمورد دوبله انیمیشن و کارتون؛ باید بگویم که در گذشته یعنی سالها قبل، گویندگان سرشناسی در این کارتونها حرف میزدند که در حال حاضر دیگر در این عرصه حضور ندارند و این جای تأسف دارد. در کشورهای دیگر هنرپیشههای معروف هالیوود مثل ادی مرفی، داستین هافمن، وودی آلن و آنتونی باندراس در کارتونها صحبت و به این کارشان واقعاً افتخار میکنند ولی در ایران به این کار توجه نمیشود، درصورتی که در گذشته به این شکل نبوده است. در آخر باید بگویم که برای ساخت انیمیشنها، باید هزینه، وقت و از همه مهمتر تجربه صرف این کار کرد تا کارهایی آموزنده، جذاب و با ارزش ارائه داده شود. فقط میتوانم بگویم سعی کنید برای کودکانمان، که فرزندان ایران هستند و سرمایههای ملی این آب و خاک، شرایط خوب و مناسبی را به وجود آوریم. ما باید سعی کنیم، تاریخ، فرهنگ، تمدن و هویت ایران و ایرانی را به نسل جدید و نسلهای آینده به وسیله آموزش منتقل کنیم. ایران دارای تمدن و فرهنگ بسیار غنی است. دارای داستانهای افسانهای و حماسی متعدد و متنوعی همچون سعدی، فردوسی و بسیاری از مشاهیر و دانشمندان و حتی هنرمندان بنام و صاحب سبک میباشد که میتوان به صورت ساخت انیمیشن یا حتی تئاترهای عروسکی و موزیکال برای کودکان، نوجوانان و حتی جوانان آموزش دهیم. باید فیلمهایی ساخته شود که دارای محتوا و پندآموز باشد و سطح اطلاعات و آگاهی را در مردم بالا ببرد. عمده تولیدات تمام کشورها از قبیل تولید و ساخت این مقولهها به وسیله انیمیشن و فیلمهاست و این را به صورت امری واجب، جدی و حائز اهمیت میشمارند و کارها را در قالب اشاعه فرهنگ، هنر، اخلاق و رفتار و حتی گاهی همبستگی فکری و روحی به وسیله ساخت کارتونهای متنوع با زمینههای مختلف به جامعه ارائه میدهند به طوری که حتی بزرگسالان نیز از آن استقبال و استفاده میکنند و سالهای سال در حافظهها باقی میماند و حتی راجع به آن بحث و گفتوگو میکنند، خصوصاً راجع به انیمیشنهای سهبعدی که بسیاری از آنها در بازار موجود میباشد و نیازی به نام بردن نیست. باشد روزی که ایران ما این چنین شود.