زندگی بحرانی غول چهارمین قسمت شرک با عنوان «شرک برای همیشه» shrek foreverv after امسال به صورت سه بعدی روانه پرده سینماها شد. این فیلم انیمیشن با بودجه 165 میلیون دلاری ساخته شد و توانست 309 میلیون دلار در سراسر جهان بفروشد. از این نظر فروش شرک را میتوان موفق دانست اما در مقایسه با فروش قسمت اول و دوم مجموعه چندان با استقبال تماشاگران مواجه نشد. منتقدان نیز واکنش مشابهی داشتند. از نظر آنان این قسمت از «شرک سوم» بهتر بود اما هرگز نتوانسته است موفقیت دو قسمت اول را تکرار کند. به هر صورت ماجرای جذاب شرک با این قسمت به پایان میرسد و اما در خبرها آمده است که این دنیای جادویی با قصهگر به چکمه پوش ادامه یافت.آنچه در ادامه میخوانید نقدی است نوشته ماری پولز منتقد ماهنامه تایمز. شرک 4 که گفته میشود آخرین قسمت مجموعههای فیلم شرک است قهرمان ما را در دنیای سه بعدی عرضه میکند اما او دیگر مثل سابق نیست بلکه شوهری است متعلق به عالم خاکی و پدر سه فرزند. شرک (با صدای مایک میرز) سخت به دنبال آن است که دوباره غولی واقعی شود. او دلش میخواهد اهالی روستا با ترس و لرز از جلو پای او در بروند، نه اینکه، او امثل جاذبههای توریستی برخورد کنند. در یکی از شیرین کاریهای بامزه فیلم یک پسر تپل و چاق و چله به شرک اصرار میکند که ادای نعره را در بیاورد، شرک نمیخواهد «ادای» نعره را در بیاورد، او میخواهد نعره واقعی بزند. اومیخواهد زندگی گذشتهاش را دوباره به دست بیاورد، حتی اگر شده برای یک روز.این ماجرا که شبیه قصه پریانی متعلق به دوران مدرن است، استادانه توسط Rumpelstiltskin عرضه شده است و چون داستان فیلم درباره شرک است حاصل کار بار دیگر پویا و هوشمندانه از آب درآمده است، اگرچه پیریزی خلاقانه آن کمی کهنه به نظر میرسد. زمانی که نخستین قسمت شرک در سال 2001 روانه سینماها شد، ساختهای اصیل و بیمانند به شمار میرفت. حالا 9 سال بعد بسیار سخت است که ببینیم همه چیز در فیلم در جای دیگری غیر از کمپانی اولیه تولید شده است و دیگر آن تازگی اولیه را ندارد.البته باید گفت که تماشای قسمت چهارم با قسمتهای دیگر تفاوت دارد. قسمت آخر بر خلاف قسمتهای پیشین تلاش نمیکند تا ماجرای زندگی شرک را پیش ببرد. در اینجا به نظر میرسد پول مسأله اصلی باشد و تعریف داستان به مسألهای فرعی تبدیل شده است، فیلم از روایتی خطی دور میشود تا با بازگشت به ابتدای مجموعه، حلقه روایت تکمیل شود.در سر آغاز قصه ما متوجه میشویم که چند روز پیش از آنکه شرک بتواند فیونای محبوبش را از برج اژدها آزاد کند به نزد پدر و مادرش رفته تا آنها را متقاعد کند که برای رهایی او را از خیر تاج و تخت بگذرند. شرک با نجات دختر این طرح را عقیم گذاشت. سالها گذشته است و حالا Runpelstiltskin هنوز سلطنت را میخواهد تا بگذارد شرک یک روز غول باشد. شرکت خیلی زود در تور واقعیتی دیگر می افتد. فیونا با استفاده از مادهای که در خانه اژدها یافته است، جوان میشود. خر با صدای ادی مورفی (که هنوز با مزه است) به دست گروهی جادوگر شریر اسیر شده است و به عنوان برده از او استفاده میشود. گربه چکمه پوش (با صدای آنتونیو باندراس) به قدری چاق شده است که دیگر چکمههایش اندازه پایش نیست و حالا دوباره همه چیز به عشق واقعی شرک به فیونا بستگی دارد. به هرحال انگیزه اصلی من برای تماشای «شرک برای همیشه» کسی نبود جز همین گربه چاق و تپل. او همان چیزی بود که من دنبالش بودم و گل سرسبز شرک است. باندراس مثل همیشه خیلی خوب از عهده اجرای کار برمیآید.اما تنها به اتکای یک گربه گوشتالو نمیتوان فیلم را تحسین کرد و چیزهای دیگری هم باید این وسط یافت شود. مجموعه شرک همواره مثل راحت الحلقومی از فرهنگ عامه استفاده شده است.در شرک 3 از یک ستاره مشهور به عنوان بازیگر مهمان استفاده شده بود: جاستین تیمبرلیک که به تازگی درصدر خبرها قرار گرفته بود. «شرک برای همیشه» هم دو ستاره تازه را به کار میگیرد یکی جین لینچ و دیگری جان هام. آن دو نقش جنگجوی ملازم فیونا و یکی از جادوگران سشرور سرشناس را باز میکنند. این شیوه استفاده به موقع از چنین ستارههایی البته بزرگترها را بسیار سرگرم میکند اما برای کودکان حرفی ندارد. فرستادن شرک به قلمروی جرج بیلی هم مثل آن دو ستاره برای بچهها هیچ جذابیتی ندارد. فرزندم همراه با من برای تماشای شرک به سینما آمده بود و مدام به من میگفت:من گیج شدم. واقعیتش را بخواهید من هم گیج شدم چه برسد به بچه! من هم مدام به فکر فرو میرفتم. خری که برده شده، معلم مدرسه بن، کیت که مدعی است بیگناه است و... یک لحظه صبر کن، این همه شخصیت؟! انگار دارم سریال لاست (گمشدگان) را نگاه میکنم!