اصناف در جستوجوی فضیلتهای فراموش شدهمحمد ابویی مهریزیدر میان مناسبتها که یادگاریهای ماندگار فرهنگ و تمدن کشور ما محسوب میشوند .برخی دارای جایگاه ویژهای هستند و توجه افراد و نهادها را بیشتر به خود معطوف مینمایند اما برای برخی از مناسبتها چنین رویکردی وجود ندارد و وجهه فرهنگی آن کمتر مورد توجه قرار میگیرد.مناسبتهای سیاسی و اقتصادی ،جزو چنین یادگارهایی به شمار میروند که آیین گرامیداشت آن، اکثراً فاقد حساسیتها و بزرگداشت فرهنگی است.یکی از بزرگترین این مناسبتها، روز اصناف در هفته ابتدایی تابستان است که اکثریت نگاهها به آن معطوف به همان کاری است که احتمالاً اتاق اصناف و مجامع صنفی انجام میدهند.این در حالی است که بر اساس آنچه در روایات اهل بیت علیهم السلام مورد تأکید قرار گرفته شده، کسب و کار حلال ریشه بسیاری از خلقیات و فرهنگ جامعه است.اهمیت فرهنگی کسب و کار، در اسلام تا جایی است که از رسول اعظم اسلام (ص) نقل شده که فرمودند: عبادت هفتاد جزء است و بالاترین آن کسب روزی حلال است. روزی حلال نه تنها یک ویژگی اقتصادی جامعه اسلامی محسوب میشود بلکه به عنوان نماد دائمی پیوند اخلاق و اقتصاد همواره مطرح بوده و هست. آنجا که اعتقاد، بهره خواهی و دنیا دوستی او را تحت سیطره قرار میدهد و تناسبی را رقم میزند که در آن بهرهمندی برابر است با تلاش و کوشش و همت بالا، بهرههای فراوان را رقم میزند.روز اصناف در روزگار ما گرچه متوجه تشکلهایی است که بهره مندیهای صنفی را تعقیب مینمایند اما در عین حال روایتگر مسئولیتهایی است که این تشکلها در توسعه فرهنگ کسب و کار میتوانند به سرانجام برسانند.امروزه بسیاری از علمای علم اخلاق ،بسیاری از ناهنجاریهای فرهنگی را منبعث از این ریشه میدانند که کسب و کار به نادرستی و ستم یا به بیان دینی به حرام آمیخته شده است.این در حالی است که کسب و کار حلال در جامعه صنفی نه تنها زمینه ساز رقابت و فعالیت بالنده و سلامت اقتصادی است ،عاملی برای تزکیه روح و تربیت ناخودآگاه نسل هاست.امروزه روانشناسان و روانکاوان به خوبی دریافتهاند که اثر وضعی تغذیه جسم، بر تربیت روحی افراد تأثیر بسزایی دارد و بالعکس عدم توجه به این موضوع اثرات نامطلوبی بر زمینههای فکری و رفتاری افراد میگذارد و چه راست گفته خداوندکه «فلینظر الانسان علی طعامه» (پس باید انسان به غذای خود توجه کند)بی تردید نیل به توسعه فرهنگ کسب و کار حلال در گرو احیای فضیلتهایی است که متأسفانه بسیاری از آها فراموش شده یا در حال فراموشی است.با تأسف باید گفت که جامعه در حال گذار از سنت به سمت تجدد، نه میراثدار صداقت و امانت و انصاف گذشتگان و نه مزین به شفافیت و صراحت فرهنگ کسب و کار جدید است و نقاط درخشان گذشته و حال در وضعیتی مبهم روز به روز در حال کمرنگتر و بی اثرتر شدن است.کوتاه سخن اگر بنا بر اصلاح فرهنگ کسب و کار به عنوان یکی از زیربناهای اخلاق و فرهنگ عمومی و احیای فضیلتهای فراموش شده و آموختن راههای مطمئن جدید است، چارهای جز رجوع به اصناف به عنوان مراجع خود بنیاد هدایت شغلی نیست.اصناف مانند پدرانی که طریق راه رفتن را به اطفال خود میآموزند،مانند مدرسهای که در آن دانش آموزان جدید از پیشکسوتان آن بهره و الگو میگیرند و بالاخره مانند یک گروه با هویت که با پالایش و پیرایش خود از هویت جمعی خود دفاع میکند بهترین مروجین فرهنگ کسب و کار حلال به شمار میروند.انگیزههایی که در یک صنف ،آن را از رسوخ ناهنجاریهای رفتاری مصون میدارد، حمیت و هویت صنفی و توجه به اعتبار و احترام و قداست کاری در هر صنف میتواند به راحتی راه را برای توسعه انصاف و جلوگیری از کج رفتاریهای منجر به حصول مال حرام و تبعات بعدی آن موثر باشد.رسالتهای فرهنگی اصناف با این پیش زمینه به شرح ذیل است:1 – اصناف با توجه به شناخت خاصی که از مشاغل خود دارند، بهترین ضابطین کیفی رفتار اعضای خود هستند. به بیان دیگر در هر صنف تعیین استانداردها و مشخص نمودن آنچه حلال و حرام نام میگیرد در عرصه کار و فعالیت جز با استفاده از تجارب اعضای خود آن صنف امکان پذیر نیست.گسترش اصناف و تحول مفاهیم اقتضائات جدیدی را پیش روی بازار کسب و کار قرار داده که تنها هوشیاری اصناف میتواند این اقتضائات را از ورطه سقوط به حرام دور نماید.2- میراث معنوی بازار، خاطرات سینه به سینهای است که گاه با مرگ برخی از یادها محو میشود و در کنار خاطرهها و اسمها کم کم مسماها و یادگارها رو به فراموشی میروند.بنابراین الگوسازی با حفاظت از کیان این نامها و نشانها کاری ارزنده و فرهنگی است که جز با کوشش اصناف امکان پذیر نیست.3- توسعه در روزگار نو یکی از راههای بیگریز محسوب میشود و بیشترین تبعات توسعه بیتردید متوجه عرصه فرهنگ است.تغییر مفاهیم، ارزشها را دستخوش نابودی و دگرگونی میکند و خلأ ارزشی جوامع را در هر مسیری که هستند به انحراف میبرد. در حوزه کسب و کار نیز چنین اتفاقی میتواند زمینه ساز وضعیت بی هنجاری و بی هدفی گردد. بدین لحاظ اصناف ذی صلاح ترین نهادها برای مدیریت چنین وضعیتی هستند تا جا برای سوء استفاده عناصر تازه به دوران رسیده باز نشود.4- وظیفه فرهنگی اصناف در جامعه دینی تربیت آن چیزی است که در سوره نور از آن به نیکی یاد شده است. کسی که فعالیت اقتصادی وی را از مسئولیتهای اجتماعیاش غافل نمیکند.رجال لاتلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله