علی خدایی بیجاری تحلیلی از پخش «ادعیه» در رسانه ملی التماس دعا داریم اما نه از دوربین شما از ساعت 5 بعدازظهر جمعه یازدهم مهرماه سال 1337 که نخستین فرستنده تلویزیونی در کشورمان آغاز به کار کرد، مدتی قریب به 52 سال میگذرد. با نگاهی به اتفاقات پس از انقلاب اسلامی به بعد تلویزیون کارکردهای مختلفی را با رویکردهایی متفاوت برعهده داشته است.در بخش برنامههای غیر داستانی و تا قبل از سال 70 اخبار، رخدادهای انقلاب 57، ترورها، دفاع مقدس و ... عمدهترین و مهمترین وقایعی بود که تلویزیون با هدف شفاف سازی و اطلاع رسانی به آنها میپرداخت. از سال 70 به بعد و با گسترش شبکههای مختلف تلویزیونی و شرح وظایف آنها و با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی یکی از وظایف تلویزیون، پرداختن به مسائل دینی بود که در این میان دعاهای گوناگون در مناسبتهای مختلف در صدا و سیما تعریف و تهیه شد که شکل رایج این گونه برنامه سازی، به صورت زنده و گزارشی است.در این مقال به بهانه ایام رجبیه و سنت اعتکاف به بایدهایی میپردازیم که در برنامهسازی مراسم دعا نادیده انگاشته شدهاند.از آنجایی که پس از انقلاب، بر اسلامی بودن حکومت تأکید، شد تلویزیون نیز به نوبه خود در بسط معارف دینی تلاشی بسزا داشت تا جایی که تمام گونههای برنامه سازی از داستانی و مستند با نگرهای دینی به مرحله تولید میرسند. از آنجا که دین در هر شرایطی ولو بدترین و خفقانیترین شرایط حکومتی همواره رسانهای را برای خود خلق میکند و به رشد و نمو خود ادامه میدهد. در سالهای پس از انقلاب نیز، رادیو و تلویزیون به عنوان رسانهای در خور به جز وظایف اصلی خود در خدمت آموزش، ارتقا و معرفی بیش از پیش دین اسلام برآمد و از آنجایی که روح دین، حقیقت مطلق یا همان ذات باریتعالی و منشأ هستی است، باید نگاهی دیگرگون به تولید مراسمات دعا میشد. و باید برای این مهم که ویژه فرهنگ دینی کشورمان است، به تحقیق و تدوین اصولی در برنامه سازی تلویزیونی پرداخته می شد که حداقل انتظارات اولیه را در مخاطب برآورده میکرد اما با توجه به عنایت ویژه مسؤولان به مراسم دعا و مراسم روتین و مناسبتی و حتی هفتگی مانند دعای کمیل و ندبه، تلویزیون از اصول و قواعد ضبط و پخش گونههای دیگر برنامه سازی مثل گزارش، مصاحبه و ... برای تهیه مراسم دعا بهرهبرده است. به بیان دیگر قواعد ساخت برنامههای تلویزیون در گونههای گوناگون تقریباً از اصلی واحد مثل نورپردازی، قاب بندی، فیلمبرداری و ... تبعیت میکند و نمیتوان اصول این گونه برنامهسازی را در تهیه مراسم دعا نیز به کار گرفت. آنچه در پیمیآید دلایل این بحث است که از نگاه زیبایی شناختی و اصول برنامه سازی تلویزیون، هر یک مورد بررسی قرار میگیرند.1-دعا در میان گونههای برنامه سازی تلویزیون به بخش غیر داستانی و زیر مجموعه برنامههای گزارشی تعلق دارد. در برنامه گزارشی رویکرد تلویزیون انتقال اخبار است و اتفاق در آن و لحظه شکل میگیرد و هیچ برنامهریزی از پیش تعیین شده و مکتوبی برای گزارش در نظر گرفته نمیشود و جذابیت گزارش، پیگیری اشخاصی است که مایل به آگاهی از یک رخداد خاص هستند. عوامل زیبایی شناسی از قبیل ترکیب بندی، حرکت دوربین، نور، کیفیت تصویر و ... از نگاه مخاطب خالی از اهمیت است.این در حالی است که مخاطب دینی، متن دعا را میداند از طرفی اصول زیبایی شناسی نیز در دعا مراعات نمیشود، به همین جهت اینگونه برنامهسازی از جذب مخاطب و حتی نگهداری مخاطبان دینی عاجز است.2- سؤالی که باید دست اندرکاران تهیه مراسم دعا از خود بپرسند این است که در دعا دوربین کدام سوژه را دنبال میکند؟ و انعکاس این سوژهها به صورت تصویری و توأم با صدای دعا چه تأثیری روی مخاطب خواهد داشت؟ اگر روی هر کدام از برنامههای تلویزیونی متمرکز شویم، در مییابیم که مجری یا نمایندگان تهیه برنامه از پیش، متنی را که توسط نویسنده و با ایده تهیه کننده نوشته میشود را در اختیار دارند که در نهایت رویکرد تلویزیون به آن برنامه را مشخص میکند. به همین لحاظ فیلمبردار و سایر عوامل ساخت یک پیشینه ذهنی را دریافت میکنند که همین امر یکی از فاکتورهای ارتقا و کیفیت کار است اما در دعا دوربین به صورت گزارشی عکسالعملهای اشخاص را دنبال میکند که این امر گاهی نه تنها در پیوند مخاطب به فضای روحانی دعا موثر نیست بلکه در مواقعی با نشان دادن افرادی که از خود بیخود شدهاند یا مداحی که با چشمان بسته و فریادهای خود که در فضایی معنوی سیر میکند (و به واسطه اینکه در چنین حالاتی، صورت حالت زیبایی شناسی خود را از دست میدهد) بعضاً موقعیتهای کمیکی پیش میآید که باعث قطع ارتباط و حتی خنده مخاطب میشود. انعکاس فضای معنوی دعا تنها با نشان دادن اشخاص و عکسالعملهای آنها مسیر نمیشود.در این خصوص این سؤال مطرح است که چرا وقتی مخاطب خود شخصاً در محل برگزاری دعا حضور مییابد و آن مراسم فارغ از تمام شاخصههای تصویری است که تلویزیون انعکاس میدهد اما با این حال ارتباط با فضای معنوی دعا برقرار میشود. در حالی که مخاطب گاه در تاریکی بدون دیدن صورت هیچ کس و فقط با شنیدن صدای دعا منقلب میشود. پس چرا تلویزیون با تمام امکانات و قدرت مانور بیحد و حصر از پس این ارتباط بر نمیآید؟3- با توجه به راه اندازی شبکه مستقل «قرآن» به نظر میرسد هنوز این شبکه از استراتژی خاصی در تهیه مراسم دعا برخوردار نیست و به تبع شبکههای دیگر نیز از این نقص برخوردارند.چرا که دستاندرکاران تهیه و تولید اینگونه مراسم به صورت جدی به مخاطب دعا توجه نکردهاند و چرایی عدم ارتباط این مخاطبان را مورد توجه قرار ندادهاند. تا در نهایت با تولید برنامهای با کیفیت انتظار اینگونه مخاطبان را نیز برآورده کنند.4-در این میان به «مسجد» به عنوان جایگاه ویژهای با برخورداری از عناصر ایرانی، اسلامی و معماری توجه نشده و مسجد به عنوان بستری برای تولید دعا و لوکیشنی مناسب مورد ارزیابی قرار نگرفته، این امر متأسفانه در آثار نمایشی ما هم نمود دارد. به عنوان مثال قهرمان داستان در صورت نیاز معنوی هیچگاه در مسجد به راز و نیاز نمیپردازد و در اینگونه مواقع امامزادهها به عنوان مکانی برای راز و نیاز و درخواست ملتمس دعا مطرح میشود. در حالی که با در نظر گرفتن فضای معماری و کاشیکاریهای مساجد که مرکب از رنگ و نقشی است که با عرفان قرابت دارد و در ضمن رنگ حضور و بندگی نیز هست، قطعاً به ارتباط ملتمس دعا کمک شایانی خواهد کرد اما متأسفانه در ضبط دعاهای معمول و متعارف، ریسهها و چراغهای رنگی، باندهای بزرگ صوتی، چلچراغهای منور و ... جای عناصر معماری اسلامی را گرفتهاند که بیگمان این جایگزینی نیز به عدم ارتباط مخاطب دعا کمک میکند.5- در این خصوص اگر پخش زنده ورزشی مثل فوتبال در حد فاصل سالهای 60 و 89 را مرور کنیم، قطعاً درخواهیم یافت که دوربینهای ضبط از دو دوربین بعضاً به 30 دوربین افزایش یافتهاند که قادرند در آن واحد اتفاقات و رخدادهای مربوط به باری را منعکس کنند و به همان میزان نیز باعث جذب مخاطب ورزش در تلویزیون شدهاند. این در حالی است که ضبط دعا به صورت زنده در این سالها از دو دوربین (با استثنا) به 3 دوربین افزایش یافته است که با افزایش دوربین در برنامه دعا قطعاً میتوان ضمن انعکاس رخدادهای تأثیرگذار از ریتم بالاتری در ضبط و پخش برخوردار شد که این امر از خستگی مخاطب جلوگیری به عمل میآورد.