واكاوي سويههاي فرهنگي فوتبال در قاره سياهآفريقاييها فوتبال را جادو ميدانندبا شروع جامجهاني آفريقايجنوبي، تب فوتبال همهجا را فرا گرفته است. بسياري از نشريات غير ورزشي كه در مناسبتهاي ديگر (غير از المپيك) چندان به ورزش نميپردازند حالا كمتر مجله و روزنامهاي را ميتوان يافت كه به مناسبتي از فوتبال و جامجهاني حرفي نزده باشد. حالا برگزاري جامجهاني 2010 در آفريقا باعث شده است تا علاوه بر فوتبال مسأله استعمار و دوران پس از استعمار هم بار ديگر واكاوي شود.از جمله هفتهنامه نوول ابرواتور در بخش كتاب خود به سراغ پيتر آلگي نويسنده و تاريخنگار فوتبال رفته تا از او سؤالاتي درباره دلايل ورود فوتبال به آفريقا و سويههاي فرهنگي اين ورزش پرطرفدار در قاره سياه بپرسد. آلگي استاد دانشگاه دولتي ميشيگان مؤلف آثار متعددي درباره فوتبال و ارتباط آن با جامعه و سياست است.
فوتبال در چمدانهاي استعمارگران وارد خاك آفريقا شد. آيا كاركردهاي اجتماعي آن در اين قاره تغييري كرد؟ميتوان ردپاي نخستين بازيهاي فوتبال در سال 1862 در آفريقايجنوبي را ديد. اين بازيها بين بريتانياييهاي «اصيل» و سفيدپوستاني كه در آفريقايجنوبي زاده شده بودند، برگزار ميشد. به طور كلي، كارگزاران امپرياليسم اروپايي ورزش ميكردند تا سرگرم شوند اما از آن به عنوان ابزاري تمدني هم استفاده ميكردند. فوتبال ورزشي است كه هم سرگرمكننده است، هم يادگرفتن آن آسان است و هم انجام آن هزينه چنداني ندارد. معلمان و ميسيونرهاي اروپايي از آن استفاده ميكردند تا بنا به قول مشهور روديا رد كيپلينگ (شاعر انگليسي) «مسئوليت انسان سفيد» را بر دوش كشند، يعني به آفريقاييها و اهالي مستعمرات ارزشهاي مسيحيت، سرمايهداري و تمدن غربي را نشان دهند.فوتبال ابزاري بود براي تبليغ و پيشبرد ذهنيت كار تيمي و براي دروني كردن هنجارها و ارزشهاي صنعت. به همين دليل بود كه نخستين شركتهاي راهآهن آن دوران كاركنان خود را تشويق ميكردند كه فوتبال بازي كنند، مسئولان معادن در فوتبال ابزاري براي كنترل اجتماعي ميديدند و كارمندان آفريقايي خود را ترغيب ميكرند كه براساس قوميت خود تيم تشكيل دهند، از اين طريق آنها را دچار چند دستگي ميكردند تا بتوانند بهتر بر آنان حكومت كنند. علاوه بر آن، مستعمرهها نيز گمان ميكردند فوتبال روشي سالم براي مهار غريزههاي آفريقايي است كه به نظر آنها وحشي بود.
صادرات فوتبال در همه قسمتهاي آفريقا انجام شد؟استعمارگران فرانسوي، بلژيكي، پرتغالي و ايتاليايي با سرعت كمتري بازي را وارد آفريقا كردند، حال آن كه بريتانياييها بلافاصله پس از فتح آفريقا به سراغ فوتبال رفتند، بهخصوص بايد در نظر داشته باشيد كه مدارس خصوصي و ممتاز انگليسي از ورزش به عنوان يك ابزار آموزشي، اخلاقي و تحصيلي استفاده ميكردند. دكترين به اصطلاح «مسيحيت عضلاني» در دوران ويكتوريا به دنبال آن بود كه شهرونداني منظم، سالم و از نظر اخلاقي صالح پرورش دهد. بسياري از كارگزاران استعماري و ميسيونرها از دل چنين نهادهايي درآمده بودند. آنها با خود اعتقاد عميق به «اخلاق بازي» را به آفريقا ميآوردند.كارگزاران استعماري فرانسه از دهه سي و چهل قرن بيستم آشكارا ميان ورزش و «صدور تمدن» پيوند برقرار كردند. از دهه پنجاه فوتبال به ورزش اصلي آفريقا تبديل شد و مرزهاي ميان آفريقاي انگليسيزبان، فرانسويزبان و حتي پرتغالي زبان كمرنگ شد.
فكر ميكنيد چرا اين اتفاق افتاد؟آفريقاييها فوتبال را يكسره مال خود كردند. ترديدي نيست كه آنها مطابق با قواعد بينالمللي بازي ميكردند اما آنها به اين ورزش، بعدي جادويي هم افزودند، آنها سبك هاي بازي متفاوتي خلق كردند.باشگاههاي شهرهاي بزرگ آفريقاي جنوبي خيلي زود واسطههاي احضار ارواح و جادوگراني استخدام كردند تا راه پيروزي خود را تسهيل بخشند. در زمان تمرينهاي آمادهسازي، اطباي سنتي پمادي به زانوهاي بازيكنان ميماليدند يا برگهاي درختي را دود ميدادند تا رقبا را ضعيف كنند. در اولين دهه، آپارتايد بسيار پيش ميآمد كه هزينههاي هنگفتي در چنين راههايي صرف شود.امروزه هم هنوز بسياري از آفريقاييها فوتبال و جادو را دو عمل مكمل يكديگر ميدانند. سال 2002 پيش از بازيهاي جام ملتهاي آفريقا، مربي دروازهبانهاي تيم كامرون توسط پليس مالي بازداشت شد، چون از جادو استفاده كرده بود. كنفدراسيون فوتبال آفريقا يك سال وي را از فوتبال محروم كرد.
گفتيد كه آفريقاييها فوتبال را به نوعي مال خود كردند. آيا آنها از اين طريق قصد مقاومت در برابر استعمارگران را نداشتند؟گاه پيش ميآمد كه باشگاهها مخالفت خود را با قدرت استعماري نشان ميدادند. به عنوان مثال عنوان «الاهلي كه در ميان باشگاههاي قاره بسيار رواج دارد و نخستين بار در 1907 توسط دانشجويان قاهره بنيان گذاشته شد در عربي به معناي «ملي» است. طي دهه بيست پيوستن به اين باشگاه مختص مصريها بود و آن مكان را به عنوان جايگاهي براي مبارزه ضداستعماري استفاده ميكردند.زمان جنگ الجزاير، جبهه آزاديبخش تيمي «ملي» در تبعيد تشكيل داده بود كه اعضاي آن را بازيكنان حرفهاي الجزايري تشكيل ميدادند كه ساكن فرانسه شده بودند. اين كار باعث شد تا جبهه در اذهان مردم جا بيفتد و سخن خود را به گوش جهانيان برساند. در همان زمان، ليگها و سازمانهاي سياهپوستان در فوتبال آفريقايجنوبي مبارزه با رژيم تبعيض نژادي را آغاز كردند و موفق شدند فيفا را وادار كنند تا در سال 1961 اين كشور را تعليق كند. اين پيروزي بزرگي در جدال با نظام اين كشور در سطح بينالمللي محسوب ميشد.
پس از استقلال آيا فوتبال همچنان جريانهاي ملي را در كشورهاي آفريقايي تغذيه ميكند؟فوتبال هنوز هم حاوي معنايي سياسي است. دولتها، ورزشگاهايي ساختهاند كه نماد غرور ملي و نوسازي كشور است، از نام اين استاديومها نيز ميتوان به اين نكته پي برد: ورزشگاه استقلال در لوزاكا، ورزشگاه پنجم ژوئيه درالجزيره، ورزشگاه انقلاب در برازاويل و... علاوه بر آن، راهاندازي ليگهاي ملي باعث شده تا انگاره انتزاعي مليت به واقعيتي ملموس براي مردم تبديل شود. بنابراين فوتبال با نيروي مردمي كه در خود دارد به يكي از تجسمهاي اصلي «فرهنگ ملي» در آفريقاي پسا استعماري تبديل شده است.
كنفدراسيون فوتبال آفريقا در 1957 و سالها پيش از تشكيل سازمان وحدت آفريقا(اتحاديه آفريقاي كنوني) ايجاد شد. آيا اين امر براي حركت به سمت آفريقاي واحد بوده است؟بله، كنفدراسيون فوتبال آفريقا در اين زمينه طليعهدار است، نخست با راهاندازي موفقيتآميز جام ملتهاي آفريقا كه همچنان معتبرترين تورنمنت قاره است. علاوه بر آن بايد به نبرد كنفدراسيون با آپارتايد اشاره كنيم و نيز تلاش آن براي افزايش تعداد تيمهاي آفريقاي شركتكننده در جامجهاني. با تلاشهاي اين كنفدراسيون بود كه در سال 1970 تيمهاي آفريقايي توانستند يك سهميه در جامجهاني كسب كنند.فوتبال هم ابزاري وحدتساز در سطح ملي و قارهاي است و هم پيوند اهالي آفريقا با سرزمينهاي محلي و بومي خود را تقويت ميكند.در حقيقت فوتبال هويتهاي متنوعي را تقويت كرده است. همچنان كه شهروندان را قادر ميسازد تا مليت خود را انتخاب كنند، براي آنان امكاني فراهم ميكند تا پيوندهاي محلي، قومي و مذهبي خود را در سطح بومي و محلي نيز برقرار سازند. اين پديده در ديگر نقاط جهان هم البته مشاهده ميشود مثل شهر گلاسكو در اسكاتلند كه دو تيم رنجرز(پروتستان) و سلتيك(كاتوليك) دارد.
از دهه نود ميلادي بازيكنان آفريقايي گروه گروه به اروپا مهاجرت ميكنند. علت آن از نظر شما چيست؟دليل اصلي آن اقتصادي است. بازيكنان هم مثل ديگر مهاجران به دنبال آن هستند كه شرايط زندگي خود را بهبود بخشند. علاوه بر آن، حذف محدوديت در ورود بازيكنان خارجي به ليگ قهرمانان اروپا در اوايل دهه هشتاد ميلادي هم نقشي اساسي در تسريع اين روند داشت.بازيهاي درخشان الجزاير در جامجهاني 1982 و كامرون در 1990 و شهرت بازيكناني مثل روژه ميلاي كامروني و ژرژ وهآي ليبريايي هم از طرف ديگر ثابت ميكرد كه از اواسط دهه نود ميلادي، آفريقا جايگاه خود در صحنه فوتبال جهان را پيدا كرده است.در نهايت بايد يادآور شوم كه تحولات و شرايط اقتصادي فوتبال اروپايي در دهه نود باعث شد تا بسياري از باشگاهها هزينههاي خود را كاهش دهند و براي خريد بازيكن ارزان به آفريقا و آمريكاي لاتين روي بياورند و آنها ميتوانستند كمي بعد اين بازيكنان را با قيمت گزافي در بازار اروپا بفروشند.