کد خبر: 391868
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۳
درباره نمايشگاه «چيزها ديدم در روي زمين»
اسماعيل قديري - اين روزها خانه هنر ميزبان نمايشگاهي است که عکس‌هاي به نمايش در آمده در آن به لحاظ برقراري ارتباط با مخاطبان با بهره جستن از عکس،‌ تصوير،‌ شعر و ادب و عرفان کمي متفاوت‌تر از نمايشگاه‌هاي عکسي است که تاکنون ديده‌ايم با مخاطب ارتباط برقرار مي‌کند.احمد توکلي، عکاس و خالق اين آثار در خصوص نمايشگاه «چيزها ديدم در روي زمين» مي‌گويد: در اين نمايشگاه که در دو گالري خانه هنر برپاست و تا ?? خردادماه جاري ادامه دارد‌،‌ حدود ?? عکس مستند در ابعاد مختلف به‌صورت رنگي و سياه و سفيد از کشورهاي آفريقاي شرقي و شمالي،‌اروپايي،‌آمريکاي جنوبي و ايران به نمايش در آمده است و نمايشگاه پيش روي شما اولين نمايشگاه از شش نمايشگاهي است که قرار است در طول سال از 350 عکسي که من در طول 15 سال اخير از سفر به 45 کشور جهان گرفته‌ام برگزار شود.وي با اشاره به اين نکته که اين نمايشگاه دفترچه خاطرات تصويري او از سفر به نقاط مختلف جهان است مي‌افزايد: در ميان اين عکس‌ها از نگاتيوهاي قديمي تا عکس‌هاي ديجيتال که با دوربين‌هاي پيشرفته گرفته شده است در معرض ديد عموم قرار داده شده است. توکلي در ادامه مي‌گويد: اين عکس‌ها دربر دارنده موضوعات متفاوتي از معماري گرفته تا پرتره و آداب و رسوم و طبيعت و... را شامل مي‌شود و در انتخاب آنها با الهام از اشعار سهراب سپهري بهره جسته‌ام.در پايين عکس‌ها توضيحاتي ارائه شده است که برخي از آنها توضيحات شناسنامه‌اي اثر به منظور بيان مکاني آن است و در برخي ديگر اشعار سهراب نوشته شده است که گويي عکاس سعي داشته تا رابطه‌اي ادبي با آنچه به تصوير کشيده شده است، برقرار کند.توکلي در اين خصوص مي‌گويد: کليت کار اين است که بيننده به هنگام ديدن تصاوير به آنها به صرف يک عکس ننگرد بلکه در آن تأمل نيز بکند و از گيرودار تکنيک و زاويه و ترکيب بندي و... خارج شود و از يک فريم عکس بيش از آنچه که مي‌ديده دريافت کند، از اين رو در پايين برخي از عکس‌ها از اشعار سهراب سپهري براي رساندن بيان و مفهوم مد نظرم بهره جستم چراکه اين اشعار ما را با نگاهي عرفاني و زيبا به هستي پيوند مي‌دهد.سفر به ‌نقاط مختلف دنيا،‌ همواره با خاطرات و شگفتي‌هايي همراه است و هر اقليم زيبايي‌هاي منحصربه‌فردي دارد. هر هنرمند ابزاري براي ثبت لحظه‌ها،‌ شگفتي‌ها و زيبايي‌هاي پيرامون خود دارد. ابزار احمد توکلي دوربين او است. وي در خصوص حال و هواي عکس‌هاي خود مي‌گويد: دوربين يک جز جدا نشدني از من بوده و هست و همواره در تمام سفرها با من همراه بوده و معمولاً براي عکاسي به جايي سفر نمي‌کنم بلکه در سفرهايم با ديدن زيبايي‌ها آن را به تصوير مي‌کشيدم و عکاسي مي‌کردم.بسياري از اين عکس‌ها مکان‌هاي آشنايي براي بيننده هستند ولي با اين تفاوت که عکاس از منظر دريچه دوربين خود با نگاهي متفاوت به آن نگريسته و به تصوير کشيده است به گونه‌اي که در برخي مواقع بيننده با زاويه‌اي متفاوت از آنچه تاکنون ديده است روبه‌رو مي‌شود.توکلي به اين نکته اشاره مي‌کند که مي‌توان جور ديگر به عالم نگاه کرد و در اين ميان مي‌توان کمي صبر کرد و در مورد آن سوژه‌ انديشيد و سپس آن را به تصوير کشيد.وي يادآور مي‌شود: در نمايشگاه‌هاي عکس بيننده با تصاويري روبه‌رو مي‌شود که سوژه با تکنيک‌هاي عکاسي و... در آن نمود پيدا مي‌کند،‌ وليکن ممکن است عکاس علاوه بر نمايش آن سوژه محتوايي خاص را در نظر داشته باشد.من در اين عکس‌ها علاوه بر نمايش سوژه مورد نظرم در پي رسيدن به يک حس خاص ادبي-عرفاني نيز بوده‌ام چراکه نگاه من آن است که به دريا بنگرم دريا تو بينم- به صحرا بنگرم صحرا تو بينم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت- نشان از قامت رعناي تو بينم و تمام تلاشم آن بود که تجلي خداوند را در تمام عالم به نمايش بگذارم.عکسي از يک عنکبوت در جنگل‌هاي آمازون در اين نمايشگاه به ديوار آويخته شده است که نام اين اثر «صلح» است. در پايين آن نوشته شده است «جنگل‌هاي آمازون،‌ لاگوآگريو،‌ اکوادور‌ و نخواهيم مگس از سر انگشت طبيعت بپرد و نخواهيم پلنگ از در خلقت برود بيرون و بدانيم اگر كرم نبود،‌ زندگي چيزي كم داشت و اگر خنج نبود،‌ لطمه مي‌خورد به قانون درخت و اگر مرگ نبود دست ما در پي چيزي مي‌گشت و بدانيم اگر نور نبود،‌ منطق زنده پرواز دگرگون مي‌شد و بدانيم كه پيش از مرجان خلأيي بود در‌انديشه درياها... «سهراب سپهري». »توکلي در خصوص اين اثر مي‌گويد: آنگاه که مخاطب اين عکس را مي‌بيند در نگاه اول مي‌گويد «واي چه عنکبوت مخوفي» ولي وقتي شعر را مي‌خواند آنگاه مي‌تواند به زيبايي خلقت آن پي ببرد و از تعريفي که از زيبايي در چارچوب ذهني خود دارد دور مي‌شود و به معناي زيبايي از نظر خلقت آن پي مي‌برد چراکه چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.عکاسي مديومي کامل و گوياست و با استفاده از يک فريم عکس مي‌توان هزاران کلمه سخن گفت، اين درحالي است که با تکميل يک عکس با يک قطعه شعر يا توضيحي خاص به اين معنا نيست که آن عکس نمي‌تواند مضمون را به مخاطب منتقل کند بلکه به اين معناست که عکاس مي‌خواهد با اين کار نظر مخاطب را به سوي آنچه که مد نظر او بوده سوق دهد از اين رو در اين نمايشگاه با تعامل ميان شعر و ادب و هنر به معناي متفاوتي از خلقت مي‌رسيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار