
ایزد مهرآفرین - همین چند هفته پیش بود که تیم جدید معاونت سینمایی به سرپرستی شمقدری بالاخره طبق وعدههایی که از قبل داده بود سیاستهای راهبردی خود را برای آنچه به عنوان ریلگذاری جدید و دمیدن روح تازه در کالبد سینما بود، در قالب یک دفترچه برای اهالی سینما رونمایی کرد. در این سیاست اعلام شده تقریبا به همه مباحث کلان و خرد سینما توجه کامل شده است، از بحث پروانه ساخت و نمایش خانگی گرفته تا اکران عمومی و بازارهای جهانی، که به زعم اکثر کارشناسان اهل فن این دفترچه (سیاستهای معاونت سینمایی )از کم ایرادترین وبی نقصترین سیاستهای اعلام شده در این چند ساله اخیردر حوزه سینماست. ولی در این دفترچه جای یک نکته خالی بود و نبود آن خیلی به چشم میآمد و آن هم چیزی نبود جز کم توجهی یا بهتر است بگوییم بیتوجهی به بحث خصوصیسازی در سینما. با توجه به اصل 44 قانون اساسی و سند چشم انداز توسعه که تأکید بر واگذاری امور به بخش خصوصی دارد توجه نکردن به این اصل در سیاستهای معاونت سینمایی جای تعجب و سوال دارد همین امر باعث شد تا بیشتر کنجکاو شده و دلیل این امر را جویا شویم. از این همین رو در گفتوگو با چند نفر از اهالی و کارشناسان سینما نظراتشان را در باره خصوصی سازی در سینما جویا شدیم.
روح سیاستهای سینما به سمت خصوصی سازی استواقعیت این است که در کشور ما متاسفانه معمولاً بعضی از مدیران دولتی علاقهمند هستند که وقتی در پستی قرار میگیرند سرنخ تمام چیزها را به دست خودشان بگیرند. حال مدیران جدید سینمایی هم چنین نیتی داشته یا دارند را هنوز نمیدانیم ولی با توجه به شعارهای که شنیده میشود میتوان تا حدودی حدس زد که مدیران جدید معتقدند که بخش خصوصی در سینما باید فعال باشد. غلامرضا موسوی، رئیس شورای عالی تهیهکنندگان در خصوص دلیل بیتوجهی به خصوصیسازی در سیاستهای اعلام شده عنوان داشت: در سیاستهای اعلام شده از سوی معاونت سینمایی بخش خصوصی هم جای دارد و این طور نیست که اصلا جایی نداشته باشد و به گمانم هدفگذاری سیاستها هم به سمت خصوصیسازی است. موسوی که خود یکی از تهیه کنندههای با نفوذ بخش خصوصی به حساب میآید درباره توجه بیشتر به بخش خصوصی و آینده خصوصی سازی در سینمای ایران گفت: آینده سینما و رشد کیفی و کمی آن در گرو حرکت به سمت خصوصی سازی و تقویت بخش خصوصی است و قطعا دولت در این زمینه باید از تصدیگریاش کم کند. به گمانم اگر ابهامات این سیاستها برطرف شود قطعا نگاه خصوصی سازی بیشتر نمود پیدا میکند. البته دولت در برخی زمینهها مثل ساخت سالنهای سینما باید وارد میدان شود، چون سینماسازی به نظر نمیآید برای بخش خصوصی در حال حاضر سودآور باشد ولی همین سالنهای سینما را هم میشود در آینده با تمهیداتی به بخش خصوصی واگذار کرد. وقتی از مصداقهای خصوصی سازی در سیاستهای اعلام شده از موسوی پرسیدم جواب داد: روح این دفترچه (سیاستهای معاونت سینمایی) این را نشان میدهد.
واگذاری همه امور به بخش خصوصی مشکل زاستاگر مفهوم خصوصی سازی درسینما این باشد که صاحبان ایده و فکر بتوانند ایده خود را اجرا کنند و به راحتی و بدون هیچگونه محدودیت و واسطهای آن را در اختیار مخاطبان خود قرار دهند، یک مشکل اساسی ظهور خواهد کرد و آن هم نظارت محتوایی بر سینما و فیلمهای تولید شده است، نه مثلا مشارکت بخش خصوصی در مدیریت سینما. به نظر میرسد باید خط قرمزهای اداره کل نظارت و ارزشیابی قانونی و شفاف شود تا بعد بتوانیم به خصوصی سازی در سینما امیدوارم شویم. چون در حال حاضر تهیهکننده بخش خصوصی برای اینکه سرمایهاش بازگشت داشته باشد حاضر است هرکاری انجام دهد و هر فیلمی را تولید کند که سرمایهاش برگردد وهمین موضوع سبب میشود که در سینمای ما فیلمهایی تولید شود که به یکسری از مسائل اعتقادی و فرهنگی مردم لطمههای جدی وارد کنند. حبیب الله کاسه ساز، تهیه کنندهای که فیلم اخراجیهایش تا کنون پر فروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفته است در خصوص واگذاری امور سینما به بخش خصوصی معتقد است: نباید همه امور در سینما را به بخش خصوصی واگذار کرد چون حوزه فرهنگ با دیگر حوزهها متفاوت است واگر دولت نظارت و دخالت در این حوزه نداشته باشد کار به جایی میرسد که هر کسی هر کاری دلش میخواهد میکند و کاری به مسائل فرهنگی و اعتقادی مردم نداشته و برای فروش بیشتر فیلمش حاضر میشود مسائلی را نشان دهد که با روح فرهنگی یک کشور در تضاد است. کاسه ساز بر خلاف موسوی معتقد است که در سینما خیلی نمیتوانیم روی خصوصی سازی مانور بدهیم چون رها کردن عرصه فرهنگ در دست بخش خصوصی مشکل زاست. چرا که حوزه فرهنگ ارتباط مستقیم با اعتقادات و باورهای مردم یک جامعه دارد و واگذاری این عرصه در دست بخش خصوصی قطعاً تبعات منفی دارد. به نظر کاسه ساز همه جای دنیا هم همین گونه است، شما هیچ کشوری در دنیا را پیدا نمیکنید که در حوزه فرهنگ بخش خصوصی فعال باشد حتی شما در هالیوود هم که فیلم میسازید به هر حال تحت یک سری نظارتها و کنترلهای خاص هستید و این گونه نیست که هرچه دوست داشته باشی بتوانی تولید کنی، آنجا هم دولت نظارتهای خاص خودش را دارد. کاسه ساز از نگاه نظارتی دولت در سینما استقبال کرد و عنوان داشت: دولت باید در این جا نقش یک سیاستگذار و ناظر را داشته باشد یعنی این که چه فیلمی تولید بشود و چگونه پخش بشود ولی کارهای اجرایی را به بخش خصوصی بسپارد. ضمن اینکه بحث فرهنگ هست حتماً باید حمایتهای معنوی و مادی را در این دو حوزه داشته باشد و گرنه خیلی از فیلمها نمیتوانند روی پای خودشان بایستند الا اینکه سینما را رها کنیم و بگوییم آقای تهیهکننده، آقای کارگردان هرچه دلت میخواهد بساز که پولت را دربیاوری چون بحث فرهنگ بحث مردم است، در فرهنگ باید ببینیم چه فیلمی ساخته میشود و آیا این فیلم به رشد فرهنگی مردم کمک میکند یا نه لطمهای به فرهنگ و اعتقادات مردم میزند.
بخش خصوصی در سینمای جهان جایگاهی نداردمصطفی رزاق کریمی، فیلمسازی که تحصیلاتش را در اروپا گذرانده و در آنجا هم فیلم هایی تولید کرده نظری کاملاً متفاوت با دیگران دارد و معتقد است: خصوصی سازی در سینمای جهان جایگاهی ندارد و در همه جای دنیا این دولتها هستند که متولی امور سینما هستند نه بخش خصوصی. رزاق کریمی خصوصی سازی در سینما را مسأله ایران نمیداند و معتقد است که همه جای دنیا بر سر خصوصیسازی سینما بحث وجود دارد چون سینما در دنیا دچار مخاطره بزرگی شده است، به ویژه سینمای آمریکا و همین موضوع جسارت سرمایهگذاری در سینما را کم کرده است. در اروپا میبینند که بخش خصوصی توانایی لازم برای تولید یک فیلم خوب را ندارد و حتماً از بنیادها دولتی حمایت میشود این یک واقعیتی است که نمیشود کتمان کرد. مثلا در اتریش بنیاد فیلم وین و بنیاد فیلم گراد هستند که فیلم تولید میکنند و طی8- 7 سال اخیر با حمایتهای دولت توانستهاند بازارهای کشورهای بلوک شرق را جذب کنند و مقابل سینمای آمریکا 2 درصد موفقیت داشته باشند. مصطفی رزاق کریمی با توجه به تجربیاتی که سینمای جهان از این موضوع داشته است معتقد است: فعالیت بخش خصوصی در زمینه سینما در دنیا جواب نداده است و حتی در آمریکا که سینما به یک صنعت تبدیل شده است دولت حامی اصلی سینماست.
بخش خصوصی به فکر جیب خودش استپوران درخشنده، فیلمساز و تهیهکننده با سابقه سینمای ایران که در بخش خصوصی فعالیت میکند هم معتقد است: ما هنوز در وضعیت درستی واقع نشدیم تا ببینیم بخش خصوصی چقدر توان کمک به سینما را دارد. مخصوصا در زمینه سینمای فرهنگیچون الان میبینیم اگر در بخش خصوصی فیلمی تهیه میشود همه به فکر منافع شخصی خودشان هستند و این شده که سینمای فرهنگی ما کاملاً از بین رفته است و تهیهکننده فقط به این فکر است که چطوری و به چه قیمتی فیلمش بفروشد حتی با از بین بردن خیلی از فرهنگها و اعتقادات اجتماعی مردم و این باعث شده که در سینمای امروز ما خیلی از ارزشها از بین برود. درخشنده با تأکید بر این موضوع که دولت حتماً باید از تهیهکنندههای بخش خصوصی که فیلمهای فرهنگی تولید میکنند حمایت کند عنوان داشت: من با حمایت دولت موافق هستم ولی حمایت به این معنی نیست که اجازه بدهیم هر کسی هرچه دلش میخواهد بسازد حتی به قیمت از بین بردن ارزشها و اعتقادات مردم یک جامعه.