
مسعود ده نمکی کارگردان سریال دارا و نداردر دومین دفاع از سریالش یادداشتی در وبلاگش منتشر کرده و نوشت:
با نزدیک شدن به بخش های پایانی سریال دارا و ندار محصول شش ماه زحمت در مقابل دیدگان مخاطبان قرار گرفته است.برای من از چند جهت این سریال حائز اهمیت بود:
اول آنکه رسانه ملی با مخاطبان چند ده میلیونی خود فرصتی استثنائی است برای طرح دغدغه ها و حرف هائی که گمان می بردم می شود از این مدیوم آنها را طرح کرد.حرف هائی از جنس مستند فقر و فحشا و کدام استقلال کدام پیروزی؟.کسانی که این مستند ها را دیده اند حتما بادیدن قسمت های زندگی ندار ها پلان ها و دیالوگ های این دو مستند که در نوع خودشان پر مخاطب ترین مستندهای تاریخ سینمای ایران بودند تداعی می شد و صد البته گمان نمی کردم تلویزیون امکان این پرداخت تلخ و گزنده را به ما بدهد اما این اتفاق افتاد. زبان طنز محملی شد برای طرح جدی ترین مطلالبات اجتماعی. بعد از پخش هر قسمت از سریال تا صبح تماس های تلفنی مردم و هق هق گریه های کسانی که به نوعی سقفشان بر سرشان چکه می کند و همنوائی شان با کاراکتر های فیلم خستگی کار را از تن به در می کرد و حلاوت شیرینی مبازه توام با نتیجه را به همراه می آورد.
دوم آنکه سال گذشته مردم در همین ایام با استقبال تاریخی خود از اخراجی ها نشان دادند که درک آنها از طنز و فهم آنها از محتوا بسیار عمیق است وگرنه کسانی که پارسال همین ایام آسمان را به ریسمان می بافتند که استقبال از اخراجی ها مصنوعی است امسال در سالن های سوت و کور سینما بق کرده اند و همان مردم را مقابل جعبه جادو می بینند و این یعنی لطف خدا.
سوم آنکهدر ساخت سریال دارا و ندار تنها چیزی که دخالت نداشت گروه گرائی و سیاست بازی بود.از همه گروه ها و با هر نوع تفکر سیاسی درون انقلاب در ساخت این اثر مانند اخراجی ها همکاری داشتند.چرا که دغدغه آنها چیزی ورای این حرفهای روزمره بود و آن ارزشی بود به نام عدالت و معنویت .مشترکاتی که همه ما را کنار همقرار داد تا دارا و ندار ساخته شود از اشعار دوست خوبم خلیل جوادی گرفته تا گروه زیادی از بازیگران و عوال پشت دوربین و تولید و امروز که مخاطبان چند ده میلیونی را با خود به همراه دارد .مخاطبانی کههمراهان خالص و رو راست و صادق آثار ما هستند و بی غرض هم نقد می کنند و هم پیشنهاد می دهند و عیب ها و حسن ها را با هم می بینند و حرفهایشان چراغ راه آینده ماست.
من از بد خواهان توقع انصاف ندارم و می دانم که چه چیز باعث دلخوری آنهاست و به قول شاعر
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
این حجاب اجازه قضاوت صادقانه به آنها را نمی دهد اما به هر حال حرفهای آنها را هم می خوانم شاید نکته آموزنده ای بین فحش هایشان باشد.
چند روز پیش که اولین قسمت سریال پخش شد آقای رشید پور تماس گرفت و عید را تبربک گفت .رشید پور را از برنامه شب شیشه ای می شناسم از لحاظ سیاسی خیلی به طیف کارگزاران نزدیک است و البته شنیده ام که فرزند شهید هم هست. در برنامه شب شیشه ای با هم کل کل های با مزه ای داشتیم اما با مزه ترین اش نظر سنجی ایشان در مورد فیلم های منتخب مردم در هفته دفاع مقدس بود که علی رغم میل باطنی ایشان با پیامک های مردم اخراجی ها اول شد و فیلم مورد علاقه ایشان دوم شد اما حضرت دموکرات و روشنفکر نتیجه نظر سنجی را اعلام نکرد وشب های بعد هم قضیه را ماست مالی کرد.پارسال هم در فیلمی بازی کرده بود که هم زمان با اخراجی ها اکران شد . در روزنامه و رسانه های مربوط به خودش کل کل می کرد که اخراجی های ۲ مثل اخراجی های یک نمی شود و صد البته پیش بینی ایشان مثل نظر سنجی شان درست از آب در آمد!!!!
امسال هم بعد از پخش قسمت اول سریال تماس گرفت و عید را تبریک گفت و شروع کرد از تکنیک و ساختار تیتراژ و ترانه و... فیلم تعریف کردن و در نهایت اینکه گفت قرار است در وبلاگشنقدی بنویسد و حتما بخوانم.
به ایشان عرض کردم برادر منتقد من! کسی که می خواهد فیلمی را نقد کند اول آن را می بیند و بعد نقد می کند .نقد نوشتن بر سریالی که فقط یک قسمت از آن پخش شده مانند نقد نوشتن در مورد کتابی است که فقط جلد آن را دیده ای.در یک سریال سه قسمت اول آن فقط مقدمه است و معرفی شخصیت ها . اما به گوش ایشان نرفت و مجری تلوزونی ما شد منتقد و صد البته رسانه های تخصصی و خبری!!! هم شدند بلند گوی نقد رشید پور بر یک قسمت از سریال...
اما به هر حال طبق روال قبل تلاش من این است که نقد های مخالف و موافق را در وبلاگ قرار دهم و از این پس در صورتی که نقدی به دستم برسد در وب قرار خواهم داد به شرط آنکه مبری از هر گونه توهین و تحقیری نسبت به اشخاص حقیقی و یا حقوقی باشد.