حاشیههای جذابتر از متن نشست هماندیشی دانشگاهیان و هنرمندان اگر هیچ منفعتی برای دانشجویان، هنرمندان یا تئاتر دانشجویی نداشت، اما حداقل برای مدیران امروز و دیروز دارای فواید زیادی داشت. حاضران در سالن به این نکته پی بردند که مدیریت تئاتر در چه حال و روزی است و عدهای دیگر توانستند برداشتهایی از پشت پردههای صحنه تئاتر و مدیریتش داشته باشند. عدهای هم به این نکته پی بردند که تمدید نشدن حکم دبیری جشنواره فجر در آینده میتواند چه تبعات منفیای داشته باشد. در زیر اشارهای گذرا داریم به برخی از نظرات و صحبتهای مدیران، دانشجویان و هنرمندان حاضر در نشست:گزیدههایی از سخنان دانشجویان دانشجویان حاضر در تالار مولوی گاه با آرامش، اغلب با اعتراض، عصبانیت و هیجان خواستههایشان و درددلهایشان را فریاد میزدند به امید آنکه گوش شنوایی وجود داشته باشد. مدیران البته با لبخند و آرامش نظارهگر بودند و حتی هیچ کدام حاضر به یادداشتبرداری، حتی برای حفظ ظاهر هم نشدند تا ثابت کنند، تئاتر دانشجویی هنوز جایگاهی را که باید به دست نیاورده است. آنچه در زیر میآید گزیدهای از صحبتهای دانشجویان است: * تمام ما کلاسهای درس شما استادان را گذراندهایم و مبانی تئاتر را فرا گرفتهایم و حالا فارغالتحصیل شدهایم، اما متأسفانه هیچ کدام از این سؤالهای دانشگاهی امروز به درد ما نمیخورد چون جایگاهی برای کارکردن درس پس دادن نداریم!* بعد از دو سال و اندی دوندگی برای اجرای عمومی پایاننامه برتر دانشگاه تربیت مدرس،مهدی مکاری(مدیر تالار مولوی) در چشمهایم نگاه میکند و میگوید: «دوست ندارم، به تو اجرا بدهم. جالب اینجاست که وی هیچ دلیل دیگری برای کار خود ندارد. میخواهم بدانم چه کسی تعیین میکند که ما چگونه میتوانیم شرایط اجرای دانشگاهی پیدا کنیم؟»* امروزه اگر دانشجویی به جایی، مدیری، رابطهای بند نباشد یا عضو گروه و دستهای نباشد، امکان فعالیت یا اجرای عمومی پیدا نمیکند. * دانشجویان برای یک اجرا یا باید التماس کنند که اغلب هم به نتیجه نمیرسد یا باید به یکی از این حلقههای مافیایی چنگ بزنند، اتفاقاً برخلاف نظر آقای سرسنگی معتقدم که تئاتر ما فقیر و بیچاره نیست، بلکه ما نمیخواهیم اینگونه باشد. * لحن عصبانی دانشجویان در این نشست، تقصیر تکتک شماست. ما چند سال در دانشگاهها درس خواندهایم و مدارک لیسانس و فوقلیسانس گرفتهایم، اما امروز اینجا آمدهایم تا با شما دعوا کنیم و بپرسیم که صاحب تئاتر دانشگاهی کیست؟* در شهر تبریز برای اجرای تئاتر بودجه وجود ندارد، اما در همین شهر بودجه ورزش بالا میرود!هر چند با بالارفتن بودجه کل تئاتر کشور، باز هم تمام بودجه صرف جشنوارهها میشود و به ما اجرای عمومی نمیرسد.* اگر شما مدیران به عنوان مسؤولان تئاتر نمیتوانید شرایط اجرا برایمان فراهم کنید، بهتر است از مسؤولیت خود استعفا دهید. همراهی استادان با دانشجویان علیرضا نادری، استاد دانشگاه در میان صحبتهای مدیران و انتقادات دانشجویان به نکات قابل توجهی اشاره میکرد. وی در این نشست بارها با انتقاد از شرایط حاکم بر تئاتر دانشجویی و قیاس آن با دوره دانشجویی خودش گفت: در دوران دانشجویی ما هم وضعیت به همین شکل بود، با این تفاوت که در زمان ما کسی نبود تا در برابر ما بنشیند و پاسخگو یا حداقل شنونده بخشی از سخنان ما باشد. تئاتر دانشگاهی برآیند نیاز کسانی است که تئاتر کار میکنند یا به آن علاقه دارند اما تمام این اتفاقات معلول نداشتن یک فکر و اندیشه معطوف به توسعه است. متأسفانه در تمام این سالها، مرکز هنرهای نمایشی تنها به برنامهریزی برای اجرای تئاتر در تهران یا جشنوارهها اکتفا کرده و هیچ برنامهای برای توسعه تئاتر نوشته نشده است. اسماعیل شفیعی، مدیر گروه تئاتر دانشکده سینما تئاتر هم در حمایت از دانشجویان گفت: متأسفانه امروزه متولیان فرهنگ و هنر فکر میکنند دانشجویان تئاتر، یک مشت بچه هستند که میتوان آنان را نادیده گرفت یا بستری فراهم کرد که شری نداشته باشند. متأسفانه این تفکر در تمام حوزهها وجود داشته است. در شورای تئاتر دانشگاهی به ما وعده اعتبار 200 میلیونی میدهند اما در عمل هیچ گاه این پول برای تئاتر دانشجویی هزینه نمیشود. «این پول کجا رفت؟» زمانی که این سؤال را مطرح کردیم، شورا به حالت تعلیق درآمد و فعالیتهایش لغو شد. وی همچنین گفت: متأسفم که ما شفاف نیستیم، اگر تئاتر حرفهای ما هم دچار سیستم مافیایی شده، به دلیل همین عدمشفافیت و دروغگویی است. * محمد حیدری، مدیر تئاتر شهر و دبیر جشنواره 27 تئاتر فجر هم در این نشست حضور داشت و از ابتدا تا انتها شنونده صحبت ما بود. قرار بود در پایان او هم صحبت کند که البته این امکان برای او فراهم نشد، البته لبخند رضایت حیدری در پایان حاکی از خرسندی او از این مسأله بود.