
وحید حاجیپور - « امروز سازمانی جدید به دنیا آمد.» اعلام این خبر از زبان سرگئی شماتکو، وزیر انرژی روسیه پس از نشست مسکو در دسامبر 2008، هویت سازمان یافتن مجمعی بود که هفت سال پیشتر به پیشنهاد ایران و در پی اولین نشست رسمی در تهران تشکیل شد. اعلام موجودیت سازمانی که نامهای ایران، الجزایر، بولیوی، ترینیداد و توباگو، روسیه، قطر، گینه استوایی، لیبی، مصر، نیجریه و ونزوئلا، فهرست اعضای آن را تشکیل میدهند، اتفاقی بزرگ و قابل توجه در بازار جهانی انرژی بود چرا که تنها پنج عضو از این فهرست (روسیه، ایران، قطر، ونزوئلا و الجزایر) به عنوان صاحب 73 درصد از منابع گازی و تولید کننده 42 درصد از حجم گاز مصرفی جهان شناخته میشوند. تغییر قیمت گاز از 13 دلار به 3 دلار و 30 سنت که در فاصله زمانی جولای 2008 تا جولای امسال در بازار آمریکا رخ داد بخشی از نوسان قیمتی است که همواره تصویری از یک بازار نامتعادل را پیش روی کشورهای صادرکننده گاز ترسیم میکند. این عدم تعادل به اضافه احساس نیاز به وجود سازمانی جهت ساماندهی به روابط میان تولیدکنندگان و کاستن از میزان رقابت آنها از اصلیترین دلایلی بود که تهران را به عنوان پیشنهاد دهنده و یکی از اصلیترین حامیان این ایده تشویق به مذاکره با سایر صاحبان عمده منابع گاز کرد.
از سمتها و جایگاه های مجمع کشورهای صادرکننده گاز، تنها یک صندلی عادی عضو به ایران رسید. جایگاه دبیر کلی این مجمع، از آن روسیه شد تا بازهم ایران شکست خورده بازی های دیپلماسی انرژی لقب بگیرد. در حالی که ایران پیشنهاد دهنده اصلی تشکیل اوپک گازی در دنیا به شمار می رود و بیشترین دوندگی را برای ساز و کار دادن به این مجمع از خود نشان داده است، اما دستاورد تمامی آنها، میان روسیه در لوای دبیر کل و قطر به عنوان مقر دائمی GECF تقسیم شد و سهمخواهی مسؤولان ارشد صنعت نفت ره به جایی نبرد.
گرچه پیشبینی می شد که ایران در بازی بزرگان گازی به ویژه غول انرژی جهان(روسیه)، بازی سختی را در پیش دارد اما این که شاگرد دوم کلاس گازی جهان، تنها یک صندلی عضویت را از آن خود کرده است چندان قابل قبول نیست. هر چه باشد کشورمان، بزرگترین دارنده ذخایر گازی جهان پس از روسیه شناخته می شود.
زمانی که با افتخار بر این موضوع تاکید می کنیم قاعدتاً نیز انتظاراتی از وزارت نفت نیز در اذهان شکل می گیرد که با توجه به این مقوله، باید ساز و کارهایی در نظر گرفته شود تا نقش کشورمان در شطرنج انرژی جهان برجسته تر شود. البته نباید از این موضوع نیز غافل بود که ایران در دیپلماسی انرژی خود در طول سالهای دور و نزدیک به هیچ وجه موفق عمل نکرده است. دبیر کلی اوپک یکی از این نمونه هاست که ایران در حالی یکبارآن هم پیش از انقلاب این پست را از آن خود کرده است که برخی از کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکننده گاز چندین بار بر صندلی دبیر کلی اوپک تکیه زده اند. این همان امری است که کارشناسان انرژی، از تکرار آن در اوپک گازی خبر می دادند که گویا تا حدودی درست از آب درآمده است. اگر می گوییم تا حدودی به این دلیل است که وضعیت نفت با گاز برای کشورمان زمین تا آسمان متفاوت است. ایران در تولید و صادرات نفت سابقه ای به عمر یک قرن دارد و این خواسته که کشورمان باید دبیر کلی اوپک را برای دومین بار تجربه کند خواسته ای منطقی است اما در حیطه گاز وضعیت کاملاً متفاوت است؛چرا که وضعیت کشورمان در چهار شاخصه اصلی میزان تولید، حجم ذخایر، صادرات گاز و قدمت حضور در بازارهای جهانی گاز در مقابل کشورهایی همچون روسیه، قطر و حتی الجزایر مناسب نیست. پس نمیتوان انتظار داشت که با حضور این کشورها در مجمع کشورهای صادر کننده گاز، شانس ایران برای تصاحب صندلی دبیر کلی چندان منطقی باشد. البته نباید در این بین از ضعف وزارت نفت برای لابی با کشورهای عضو GECF چشم پوشی کرد اما نقطه ضعف اصلی را باید در بالا نبودن نمره ایران در چهار شاخصه ای که ذکر شد یافت.
وضعیتمان را بررسی کنیم
حقیقت این است که در حال حاضر تولید گاز ایران با توجه به اینکه دومین دارنده ذخیره گاز بود نسبت به برخی کشورها پایین است. به طوری که تمامی ذخیره گاز هشت کشور از ده کشوری که بیشترین تولید گاز را دارند به جز روسیه از ایران کمتر است، اما ایران کمتر از 10درصد تولید این هشت کشور گاز تولید مینماید.
به این آمار توجه کنید:«روسیه در سال 2005، 598میلیارد متر مکعب وآمریکا 526میلیارد مترمکعب گاز تولید کردهاند و ایران نیز در 2005 تولید 87میلیارد مترمکعب در سال نموده است. در حالی که با افزایش تولید میتوانیم هم مقوله صادرات، هم تزریق و هم مصرف داخل را همزمان تامین کنیم. هنگامی که کانادا با یک هفدهم ذخیره ایران میتواند حدود دو برابر ایران گاز تولید کند، نشاندهنده آن است که کشور ما تا چه اندازه در زمینه تولید عقب است. »
در بحث صادرات نیز روال به همین گونه است. در حال حاضر ایران تا حدود زیادی بازار صادرات و مصرفی گاز جهان را از دست داده است؛ چرا که قطر رقیب اصلی کشورمان در بازار LNG تا سال 2012 بزرگترین صادرکننده دنیا خواهد شد. در حالی که کشورمان طبق برنامه ریزی هایی که در دستور کار خود قرار دادهاست قصد دارد در سال 2012 وارد بازار صادرات گاز شود که با توجه به وضعیت کنونی صنعت نفت در جذب سرمایه تحقق چنین امری کمی دور از واقعیت به نظر برسد. از سوی دیگر هنگامی که کشوری مثل قطر چنین برنامهریزی بلندمدتی داشته باشد در آینده قیمتهایی ارائه خواهد کرد که بسیار پایینتر از قیمت ایران خواهد بود.
گاز نقش بزرگتری در آینده ایفا خواهد کرد و تقاضا برای گاز بیشتر خواهد شد و احتمال اینکه بازارهای جدیدی برای گاز باز شود وجود دارد حتی اگر ایران دیرتر هم به بازار برسد ممکن است بتواند بازارهای جدیدی را در اختیار گیرد اما چیزی که قابل بحث نیست این است که ایران همواره از قطر در زمینه LNG عقب خواهد بود چرا که در حال حاضر صادرات LNG ما صفر است و قطر 14درصد بازار LNG را در اختیار دارد.
چرا روسیه؟
باید پذیرفت که دبیر کلیGECF برای دوره اول حق روسیه بود نه به این خاطر که روسیه، روسیه است بلکه به این علت که کشورهای عضو این مجمع گازی در بسیاری از مؤلفه های گازی، به گرد پای مسکو نیز نخواهند رسید. روسها برنامه دارند و برای تمامی برنامههای خود، همه امکانات را بسیج می کنند. زمانی که این کشور چهار سال پیش سند راهبردی انرژی را تدوین کرد و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری وقت، آن را به اطلاع جهانیان رسانید. کشورهایی همچون ایران باید فکر آن را میکردند که روسیه بازیگر اول انرژی جهان خواهد بود.
از طرفی دولت روسیه قصد دارد در یک برنامه پنج ساله با نصف کردن شدت انرژی مصرفی در روسیه، قدرت صادراتی خود را افزایش دهد که اگر این رؤیا به تحقق بپیوندد روسها دست نیافتنی تر از گذشته خواهند شد.
نکته جالب تر این که به برکت افزایش قیمت نفت در دو سال گذشته، شرکت گازپروم منابع مالی فراوانی به دست آورده و شروع به خرید انواع شرکت های فعال در بخش انرژی، به ویژه در اروپا کرده است؛ به این ترتیب روسیه نه تنها در نقش تأمین کننده گاز طبیعی که در کسوت توزیع کننده و خرده فروشی هم وارد بازار اروپا شده است.
مردان خونسرد شرقی در برنامه ای دیگر قصد دارند برای دستیابی به بازارهای گاز که امکان لوله کشی ندارند، چندین کارخانه تولید گاز طبیعی مایع شده(ال. ان. جی) را احداث کنند. ضمن این که به زودی در این زمینه رقیب جدی قطر خواهند شد و وابستگی خود را به صادرات گاز به اروپا نیز کاهش خواهند داد.
وجود منابع غنی در این کشور سبب شد تا اقتصاد روسیه اقتصادی وابسته به نفت و گاز باشد. طبق گزارشهای موجود 67 درصد از درآمد صادراتی روسیه از نفت و گاز تأمین می شود و این منابع سهم زیادی در تولید ناخالص داخلی روسیه دارند.
به همین دلیل نوسانات قیمت نفت و گاز به طور مستقیم روی اقتصاد این کشور پهناور اروپایی تاثیر میگذارد. اما مهمترین دلیل مطرح شدن روسیه به عنوان غول انرژی جهان سیاست های این کشور برای فروش گاز و قرار دادهای گازی است که به اعتقاد بیشتر کارشناسان برجسته انرژی، بسیار زیرکانه و با لحاظ کردن تمامی جوانب کار است. کسانی که عنوان می کنند که ایران باید دبیر کل مجمع کشورهای صادر کننده گاز را عهدهدار می شد اگربرای یکبار هم که شده به قرار دادهای گازی این دو کشور نگاهی بیاندازند به این نتیجه می رسند که ما کجا و آن کجا!
نحوه برخورد روسها با اوکراین از یاد رفتنی نیست که تهدید بستن فلکه گاز صادراتی روی کییف، چه عاقبتی را برای اوکراین به بار آورد تا جایی که اتحادیه اروپا با سراسیمگی خاصی خواهان پایان مناقشات گازی روسیه با اروپا شد. اتحادیه اروپایی که خود در معرض نگاه چپ روسها قرار گرفته است.
چندی پیش روسیه، اوکراین را به خوددارى از تسویه بدهى دو میلیون و 400 میلیون دلارى بابت گاز وارداتى و نیز سرقت 86 میلیون متر مکعب گاز از گاز ترانزیتى روسیه به کشورهاى اروپایى متهم کرده بود. با دستور نخست وزیر روسیه مبنی بر قطع انتقال گاز به اروپا از طریق اوکراین، آژانس بین المللی انرژی قطع کامل گاز را غیرقابلقبول دانست و گازپروم روسیه و شرکت نفت و گاز اوکراین را به از سر گیری فوری انتقال انرژی به اتحادیه اروپا فراخواند. «خوزه مانوئل باروسو» رئیس کمیسیون اروپا هم از پوتین و یولیا تیموشنکو نخست وزیر اوکراین خواست تا انتقال گاز روسیه به اروپا را هرچه سریع تر از سر بگیرند. به دنبال سیاست جدید انرژی روسیه، «نبرد گاز» مسکو با برخی کشورهای CIS (اوکراین، گرجستان و مولداوی) آغاز شد. اوکراین هدف اصلی حمله روسها بود. گاز پروم قیمت گاز برای حکومت نارنجی را از 50 به 160 دلار (برای هر 1000 متر مکعب) افزایش داد. گرجستان هدف بعدی بود که قیمت گاز تحویلی به آن کشور از 63 به 110 دلار رسید و مولداوی نیز با قیمت160 دلاری گاز روسیه مواجه شد. این در حالی است که بیلوروس، متحد وفادار روسیه، همان قیمت قبلی (47دلار) را برای گاز روسیه میپردازد و مینسک کنترل کامل خطوط لوله اصلی صادرات گاز طبیعی به اروپای غربی را به روسیه واگذار کرده است. صرفنظر از اینکه آیا سیاستهای گازی کرملین در جهت فشار سیاسی بر کشورهای نزدیک روسیه که در مدار دور شدن از مسکو و نزدیکی به غرب قرار گرفتهاند میباشد، باید این سیاست مسکو را نوعی دیپلماسی به منظور تسلط بر شبکه ترانزیتی انتقال انرژی دانست.
واقعیت تلخ
حالا همین سیاست روسها را را با قرار داد گازی ایران با ترکمنستان و یا ترکیه مقایسه کنید. تمامی بندهایی که محرمانه تلقی میشود، کلیت آن نیز حتی به نمایندگان مجلس و کارشناسان ارائه نمی شود.
قرار دادهایی که بسیار مبهم بوده و تنها در موارد اضطراری مثل قطع شدن گاز وارداتی از همسایه شمالی بر ملا می شود و در نهایت پس از رایزنی و رفت و آمد های پر ترافیک، قیمت های عجیبی را مشاهده می کنیم.
فارغ از این که تصمیم گازیها برای انتخاب روسیه به عنوان نخستین دبیر کل آیا سیاسی بوده یا خیر و یا این که لابی های پشت پرده روسها با اعضای GECF در این انتخاب تأثیرگذار بوده، بهتر است به وضعیت خودمان توجه کنیم تا بعد ازآن رویای دبیر کلی را در سر بپرورانیم.
باید گفت که ایران روزهای بسیار طلایی را در صنعت و بازار های گازی جهان پیش رو دارد که با تدوین برنامه های دقیق و مبتنی بر واقعیات نه آرزوها، می توان به آن نائل شد البته در بلندمدت،چیزی که چندان در برنامه های توسعه صنعت نفت دیده نمی شود و تنها در حد یک شعار است. نمی توان امیدوار بود که ایران در سال های آینده به نقش تأثیرگذارتری در بازار انرژی جهان دست یابد چرا که هیچ یک از زیر ساختهای تحقق این هدف، مهیا نشده است.