کمال تبریزی، کیانوش عیاری، رسول صدرعاملی، داوود میرباقری، مهدی فخیمزاده، ابراهبم حاتمیکیا، حسن برزیده، حمید نعمتالله، ایرج کریمی، سیروس الوند، سامان مقدم، مازیار میری،...و محمدرضا هنرمند اسامی آشنایی هستند که همگی آنها تمام شهرت و اعتبار خودشان را از کارگردانی در سینما به دست آوردهاند، اما امروز و به خصوص طی پنج سال اخیر شاهد حضور تک تک این هنرمندان در عرصه ساخت آثار تلویزیونی و بهویژه سریالهای این جعبه جادویی هستیم.اینکه به واسطه این مقدمه بخواهیم به اوضاع بیسامان اقتصاد سینما، نبود امکانات فنی، عدم تمایل سرمایهگذار سینمایی برای ساخت آثار فاخر که سود قابل ملاحظهای را مانند آثار طنز سطحی سینما متوجه جیب آنها نمیکند و نظایری از این دست که سبب کوچ کارگردانان شایسته و صاحب نام سینمای ایران به تلویزیون شده، بپردازیم، مد نظر ما قرار ندارد.ظرفیت بالا در خدمت کیفیت با توجه به رشد کیفی آثار تلویزیون- فارغ از به اندازه بودن یا کم بودن این رشد- در طی چند سال اخیر به واسطه حضور کارگردانان شناخته شده سینما در این رسانه شاهدیم که سطح سلیقه مخاطبان و انتظار پخش آثار کیفی از رسانه ملی هر روز بیشتر و بیشتر میشود. در این میان دشواری کار مدیریت مجموعه صدا و سیما و در رأس آن شخص عزتالله ضرغامی به واسطه آغاز کننده این حرکت نیکو (دعوت از کارگردانان بزرگ سینمای ایران برای همکاری با تلویزیون)، نیر موازی با همان سطح سلیقه مخاطب سخت و سختتر میشود.همچنین از سوی دیگر با توجه به منابع مالی فراوان تلویزیون در مقایسه با اقتصاد بسته سینما در ساخت آثار تصویری اعم از تله فیلم و سریال، خود کارگردانان سینمایی نیز راغب به این همکاری حتی در سطح وسیعتری هستند و این رضایت دو جانبه در کنار ابقای ضرغامی و وعدههای او مبنی بر حرکت مجدانه صدا و سیما در جهت افزایش روزانه کیفیت برنامههای ارائه شده از این رسانه فراگیر و البته ملی عزمی مجدانه را برای تبدیل شدن شعارهای مدیریت سازمان برای جامه عمل پوشیدن میطلبد و بر عهده مدیران و برنامه سازان تک تک شبکههای سیماست که از این پتانسیل فراهم شده تمام و کمال سینما که امروز تمام قد در خدمت رسانه ملی قرار دارند به بهترین نحو ممکن استفاده کنند.خواستن، توانستن است یک نمونه ساده از این همکاری و تزریق سرمایه در جای درست به همکاری تلویزیون با محمدرضا هنرمند، کارگردان مجموعه موفق «زیر تیغ» و مجموعه «آشپزباشی» که به تازگی پخش آن از شبکه یک- شبکه ملی- تلویزیون ایران آغاز شده است، باز میگردد.انتخاب صحیح کارگردان برای ساخت یک سریال ایرانی با عطر و بوی غذاها و رسوم ایرانی، گزینش هوشمندانه و خلاقانه بازیگران این مجموعه که علاوه بر محبوبیت بین مردم در خلق شخصیتهای صمیمی، باورپذیر، گروه تولید حرفهای در پشت دوربین به عنوان همکاران، همراهان و همیاران بازیگران و از همه مهمتر نگارش و خلق فضای داستانی صمیمی، دوست داشتنی و جذاب توانسته سریالی را رقم بزند که در همان قسمت اول نوید جذابیت کار را داشته باشد.آری، مخاطب ایرانی مخاطبی بسیار قدرشناس است، اما قدرشناسی خود را زمانی بیان میکند که با پوست و خون خود اهمیت درک و احترام سازندگان آثار تلویزیونی را به ذهن و روان خود درک کند.او جز صمیمیت از دست رفته در برخی از آثار تلویزیونی و لذت همراهی با آن آثار هیچ نمیخواهد.