هنر و به خصوص هنر نمایش در هر کشور و با هر فرهنگی، انتقال دهنده عقبه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن کشور است. از نقدهای سازنده تا هجوهای بنیان کن، از تراژدی باورهای بر باد رفته تا کمدی زوال و نزول باورهای خام! بیشک برای پوشش این گستره عظیم، نویسندگان هنر نمایش بر تمام اتفاقات از گذشته تا حال به چشم یک واقعه نگاه میکنند و هر کدام از آنها را که دارای بستری مناسب یافتند، برای تغذیه متن خود انتخاب میکنند.جنگ، دفاع، فاجعه، کشتار، حماسه، مقاومت، پایداری، ایثار، شهید و هر کدام از این مفاهیم میتوانند دستمایه بیشمار نمایشنامه و اثر نمایشی برای انتقال مفاهیم نویسنده و یا گروه نمایشی به مخاطب خود قرار گیرند. همچنان که تاکنون در تاریخ یک قرن اخیر که هنر نمایش با تعریف هنر مدرن ادغام شده و با ایسمهای آن طول تاریخ را طی کرده و در جنگهای بزرگ جهانی آبدیده شده، توانسته جریانی تفکرساز به نام ادبیات نمایشی جنگ در ژانرهای رئالیسم، اکسپرسیونیسم، ابزورد و تئاتر هیچ انگار را در جهان به همگان معرفی کند.امین خرمی تقویت نگاه معنوی در تئاتر دفاع مقدساین مقوله زمانی طعم تلخ خود را بیشتر در کام هنر نمایش مقاومت ایران میچکاند که به یاد آوریم سرنوشت فرهنگی ما از سرنوشت تئاتر دفاع مقدس جدا نیست و این دو در همبستگی تام و تمام با یکدیگر قرار دارند، اما اینکه چه طور هنری که از سرنوشت فرهنگی ما جدا نیست تا به این حد از جریان سازی ناتوان مانده پرسشی است که پاسخ آن بسیار سخت تلخ به نظر میآید.در همین راستا دکتر حامد مهدی سقاییان، دبیر بخش پژوهشهای تئاتر مقاومت، ضمن تأکید بر ارتباط تنگاتنگ تئاتر دفاع مقدس با سرنوشت فرهنگی ایران میگوید: «فرهنگ دفاع مقدس و مقاومت جزو فرهنگهای جاری در شریان هنری ایران است، باید بعد تازه ای به نام نگاه معنوی در آنها بیشتر متبلور شود تا پتانسیل حرکت و جریانسازی آن ضمن تقویت، توانایی اثرگذاری در جریان هنر نمایش کشور داشته باشد.» وی با تاکید بر ضرورت افزودن نگاه معنوی به این گونه نمایشی میافزاید:«بررسی کارنامه هنری دفاع مقدس در فرآیند تولید، توجه به آموزش و آفرینش و پژوهش و ارزیابی نمایشنامههای دفاع مقدس، سه محور اصلی برای رفع آسیبها و رسیدن به جریانسازی این گونه نمایشی هستند که با توجه ویژه به آن میتوان امید به تغییرات بنیادی در این گونه هنری داشت.»درک حقیقت نمایش دفاع مقدس ساده نیست!اینکه آیا پس از بیست سال از اتمام جنگ و تجربه چندین و چند نمایش و جشنواره با محوریت دفاع مقدس هنوز جریان سازی آن به امید وابسته است خود سؤالی است که بیشتر این ادعا را ثابت میکند که گویا هنر نمایشی مقاومت ما به دلیل عدم انعکاس واقعیتها موفق به جریان سازی نشده است، چرا که کلیه متون نمایشی بزرگ جهان که در تاریخ تئاتر جنگ به عنوان آثار برتر شناخته میشوند، اولین و بزرگترین ویژگی خود را مدیون انعکاس واقعیت جنگ با تمام ابعاد آن میدانند.در این باره دکتر محمدرضا خاکی، استاد دانشگاه و عضو هیأت علمی دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس به تصور غلط نمایشنامهنویسان بر این موضوع که نوشتن نمایشنامههای رئالیستی کار سادهای است، اشاره میکند و میگوید: «درک حقیقت نمایش رئالیستی برخلاف تصور نویسندگان ما بسیار سخت است. چرا که مرتبه حصول آثار هنری به یک حرکت جریانساز در گرو ارائه واقعیت آن طور که هست، قرار دارد، نه اضافه کردن و یا تلطیف کردن آن.»خاکی، نتیجه این بی توجهی نویسندگان به انتقال واقعیت، آن طور که هست را کمرنگ شدن ارزشهای تئاتر مقاومت میداند و تصریح میکند: «قرار نیست هنرمندان با کم رنگ کردن ارزشها برای ماندن خود تلاش کنند، همچنان که قرار نیست رنگ ارزشها آن چنان پررنگ شود که از هنرمندان، سایهای بیشتر باقی نماند، بلکه این دو در کنار حفظ تعادل و مانایی در کنار هم میتوانند مانند سایر کشورهای صاحب ادبیات نمایشی جنگ به حرکت جریانساز و تأثیرگذار در نمایش دفاع مقدس ایران تبدیل شوند.»توجه به الگوهای موفق را فراموش نکنیمبا توجه به گفتههای بالا میتوان نتیجه گرفت که هنرمندان و نمایشنامهنویسان دفاع مقدس ما یا میخواهند به ارزشها آنچنان رنگ دهند که خودشان دیده نشوند و یا آن قدر خود را بزرگ نشان دهند که ارزشها به ورطه نزول هدایت شوند! این عدم هماهنگی بیشک در تعریف نشدن الگوهای حقیقی و درست برای جریان ساز شدن تئاتر دفاع مقدس ما و آثار مکتوب و نوشتاری آن باز میگردد.درباره این موضوع دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، پژوهشگر و استاد دانشگاه قدم اول برای رسیدن به تئاتری با خصوصیات جریان ساز شدن را این گونه تعریف میکند: «باید با تطبیق الگوهای پذیرفته شده آثار تأثیرگذار نمایشی جهان با محوریت جنگ به الگوهای ساخت بنیاد در نمایشنامههای دفاع مقدس خودمان برسیم تا بتوانیم حرکت به سمت جریان سازی را با برنامه دنبال کنیم.»ناظرزاده شخصیتها و روابط میان انسانهای داستان را به واسطه اهمیت زیاد و تقدسگرایی در پرداخت، یکی دیگر از ضعفهای آثار نمایشی دفاع مقدس میداند و میافزاید: «این عوامل در غیر باورپذیر ساختن و دست نیافتنی شدن قهرمانها در همذاتپنداری و تأثیرگذاری دخیل هستند. چگونه میتوانیم به جریان سازی یک گونه نمایشی بپردازیم در حالی که تکتک اجزای آن گونه، پتانسیل جریان ساز شدن را در خود ندارند؟»در اینکه برای جنس باور پذیری، همذاتپنداری و تفکرانگیزی هر نمایش، باید به باورها و آیینهای ملی وفادار باشیم، شکی نیست؛ به خصوص هنر دفاع مقدس که از مقاومت و باورهای جاری در فرهنگ ما سرچشمه میگیرد، از این تصور جدا نیست. اما با دقت بیشتر در نمایشنامههای دفاع مقدس، ارتباط آنها را با آیینها و باورهای خودمان بسیار دورتر مییابیم و میبینیم!ابعاد جهانی نمایش دفاع مقدس ایران کجاست؟جنگیدن و دفاع کردن در اسطوره و تاریخ بشر از آغاز تاکنون وجود داشته است، اما آنچه در تاریخ هشت ساله جنگ تحمیلی در ایران گذشت، دارای حقایقی است که باید از طریق مطالعه نظاممند به عمق روابط اجتماعی و آیینی خاص آن دوران دست یافت. با پرداخت هنری، از آنها در نمایشنامههای دفاع مقدس بهره برد.در خصوص این ادعا بهروز غریبپور، نویسنده و کارگردان تئاتر معتقد است: «اگر بپذیریم رویدادها آیین هستند، پس باید نیاز اصلی به روز بودن و همگام بودن با جریانات عصر حاضر تئاتر مقاومت را در پیدایش ساختار قواعد آیینی جستوجو کرد، چرا که هر فرهنگ برای ایجاد جریانسازی باید از باورهای خود کمک گیرد. آیین در فرهنگ ایران دارای ریشه ای به قدمت خود ایران است. پس اگر میخواهیم هرگونه نمایشی به حرکتی جریانساز تبدیل شود باید ساختارهای آیینی خودمان را در ساختمان کلی آنگونه هنری به کار بریم.»وی عدم جریان ساز شدن نمایش دفاع مقدس را نشأت گرفته از سه عامل اصلی میداند و بیان میکند:«اول، عدم تطبیق ساختارهای نمایشی ما با ساختارهای نمایشی جنگ سراسر دنیا از تمام ابعاد دوم، عدم وابستگی به آیینها و باورهای ملی و میهنی و صرف پرداختن به قهرمانهای تک بعدی و سوم سطح تفکر مسؤولان که هیچگاه نخواستهاند این گونه نمایشی را با معیارهای جهانی از نگارش تا اجرا تطبیق دهند.»یک نتیجه سادهدر پایان برخلاف روال همیشگی که از ابتدا این گونه نوشتارها، کلیه آسیبها و مشکلات را در بین مسؤولان و متولیان جستوجو میکنند، تنها یک سوال را مطرح میکنیم و به امید پاسخی در انتظار مینشینیم که برنامهریزان و متولیان هنر نمایش، چه نقشی در جهت برطرف ساختن موانع جریانساز شدن این گونه نمایشی تاکنون ایفا کردهاند و چه کوتاهیهایی- اگر انجام شده باشد!- داشتهاند.