کد خبر: 1382167
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
دکتر معصومه حاتمی، روانشناس و مشاور خانواده:
1 ترس از دست دادن استقلال و کنترل، احساس سربار بودن، شرم از نیازمند شدن و گاهی بی‌اعتمادی، می‌تواند از دلایل مقاومت سالمندان در برابر دریافت کمک باشد. بنابراین راهکار این نیست که خانواده بگوید «تو نمی‌فهمی، ما بهتر می‌دانیم.» بهتر است بپرسد کدام قسمت کار را ترجیح می‌دهی خودت انجام بدهی و در کدام قسمت دوست داری ما کمکت کنیم. یعنی کمک را از گرفتن کنترل به تقویت توانمندی تبدیل کنیم
 نیره ساری 

جوان آنلاین: دوران سالمندی اگرچه بخشی طبیعی از چرخه زندگی است، اما می‌تواند با تغییرات مهمی در نقش‌های خانوادگی، روابط اجتماعی، توانایی‌های جسمی و روانی و احساس استقلال فرد همراه باشد. در این میان، نحوه برخورد خانواده با سالمندان نقش مهمی در کیفیت زندگی و سلامت روان آنان دارد. تغییر جایگاه از فردی که سال‌ها تصمیم‌گیرنده و حامی خانواده بوده به فردی که ممکن است برای انجام برخی امور به حمایت دیگران نیاز داشته باشد، مواجهه با فقدان و سوگ، مقاومت در برابر دریافت کمک، مقایسه شدن با همسالان و همچنین اختلاف دیدگاه میان نسل‌ها از جمله موضوعاتی است که می‌تواند سلامت روان سالمندان را تحت‌تأثیر قرار دهد. دکتر معصومه حاتمی، روانشناس، مشاور خانواده و مدیر مرکز مشاوره و روانشناسی سیمین روان در گفت‌و‌گو با «جوان» با تأکید بر اهمیت حفظ استقلال و کرامت سالمندان، معتقد است خانواده باید در کنار حمایت از این افراد، مراقب باشد که حمایت به سلب اختیار و تصمیم‌گیری از آنان تبدیل نشود.
 
حاتمی در تشریح یکی از مهم‌ترین چالش‌های روانشناختی سالمندی گفت: تغییر جایگاه از والد تصمیم‌گیرنده به والد نیازمند حمایت، یکی از چالش‌های مهم این دوران است. فردی که سال‌ها تصمیم‌گیرنده، تأمین‌کننده، حامی و پشتیبان فرزندان خود بوده، ممکن است با افزایش سن برای انجام برخی امور به کمک اعضای خانواده نیاز پیدا کند. اگر این تغییر به این معنا تجربه شود که «دیگر نمی‌توانی»، «دیگر توانمند نیستی» یا «دیگر به درد نمی‌خوری»، می‌تواند عزت‌نفس و احساس ارزشمندی فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد. 
این روانشناس افزود: نکته مهم این است که نیاز به کمک، به معنای از دست دادن هویت و اختیار نیست. خانواده باید تا جایی که فرد توانایی دارد، تصمیم‌گیری را به خودش واگذار کند و به جای اینکه برای او تصمیم بگیرد، در کنار او تصمیم بگیرد. برای مثال، به جای اینکه بگوییم «دیگر خودت نمی‌توانی، ما برایت انجام می‌دهیم»، بهتر است بپرسیم «دوست داری این کار را خودت انجام بدهی یا ترجیح می‌دهی ما کمکت کنیم؟» شاید این تفاوت در ظاهر کوچک باشد، اما پیام بسیار مهمی دارد؛ اینکه تو همچنان صاحب اختیار زندگی خودت هستی. 
وی با اشاره به اهمیت احساس کنترل و استقلال در دوران سالمندی ادامه داد: حمایت خانوادگی زمانی می‌تواند واقعاً کمک‌کننده باشد که با کاهش اختیار و کنترل فرد همراه نشود. اگر حمایت به شکلی ارائه شود که سالمند احساس کند دیگر نقشی در تصمیم‌های زندگی خودش ندارد، ممکن است به جای احساس امنیت، احساس ناتوانی و وابستگی در او ایجاد شود. 
حاتمی در ادامه به موضوع مقایسه سالمندان با همسالان‌شان اشاره کرد و گفت: مقایسه اجتماعی می‌تواند بر ارزیابی فرد از خودش، احساس ارزشمندی و احساس خودکارآمدی او اثر بگذارد. البته این اثر در همه افراد یکسان نیست، اما مقایسه سالمند با فردی که شرایط متفاوتی دارد، می‌تواند پیامد‌های منفی داشته باشد. 
این روانشناس توضیح داد: وقتی به یک سالمند گفته می‌شود «ببین فلانی هم‌سن توست و هنوز همه کارهایش را خودش انجام می‌دهد»، ممکن است پیام پنهان این جمله برای او این باشد که من از دیگران عقب افتاده‌ام. یا وقتی گفته می‌شود «بچه‌های فلانی هر هفته به او سر می‌زنند، بچه‌های تو کجا هستند؟»، ممکن است احساس ناکافی بودن، شرم یا شکست در فرد ایجاد شود. 
وی تأکید کرد: خانواده به جای مقایسه سالمند با دیگران، بهتر است روی شرایط و پیشرفت خود فرد تمرکز کند. مثلاً به جای اینکه بپرسد چرا مثل فلانی نیستی، می‌تواند بگوید نسبت به ماه قبل چه کار‌هایی برایت راحت‌تر شده است. همچنین نباید ارزش یک سالمند را فقط به سلامت جسمی، درآمد، استقلال یا میزان فعالیت او گره بزنیم. ارزشمندی انسان بسیار فراتر از میزان کارآمدی جسمی اوست. مدیر مرکز مشاوره و روانشناسی، سیمین روان، یکی دیگر از چالش‌های مهم دوران سالمندی را مواجهه با فقدان دانست و اظهار کرد: سوگ در سالمندی می‌تواند پیچیده‌تر باشد زیرا فرد ممکن است با چندین فقدان همزمان مواجه شود. از دست‌دادن همسر، دوستان، همکاران، جایگاه شغلی، توانایی‌های جسمی یا حتی برخی نقش‌های اجتماعی، هرکدام می‌توانند بخشی از زندگی فرد را تغییر دهند. 
حاتمی افزود: برای مثال، فوت همسر فقط به معنای از دست دادن یک فرد نیست. ممکن است فرد مجبور شود همزمان با تغییر در زندگی روزانه، با روابط اجتماعی و سبک زندگی جدید خود نیز سازگار شود. به همین دلیل نباید به سالمند بگوییم «دیگر سن و سالت بالاست، باید عادت کنی» یا «باید قوی باشی و فراموشش کنی». سوگ به زمان، شنیده شدن، فرصت سازگاری و حمایت اجتماعی نیاز دارد. وی ادامه داد: در چنین شرایطی، خانواده می‌تواند به فرد کمک کند تا ضمن پذیرش فقدان، به تدریج معنا و ساختار تازه‌ای برای زندگی خود پیدا کند. البته اگر غم و اختلال عملکرد شدید و طولانی شود یا نشانه‌هایی از افسردگی و سوگ طولانی‌مدت دیده شود، ارزیابی تخصصی و کمک گرفتن از روانشناس ضروری است. 
این روانشناس در بخش دیگری از صحبت‌های خود به مقاومت برخی سالمندان در برابر دریافت کمک از فرزندان پرداخت و گفت: در بسیاری از موارد، مسئله خود کمک نیست، بلکه معنایی است که سالمند برای این کمک پیدا می‌کند. ممکن است سالمند کمک فرزندش را اینگونه تفسیر کند که «پس من دیگر مستقل نیستم»، «دیگر نمی‌توانم از پس زندگی‌ام بربیایم»، «دارم سربار بچه‌ها می‌شوم» یا اینکه «از این به بعد باید برای همه چیز اجازه بگیرم.» حاتمی تأکید کرد: ترس از دست دادن استقلال و کنترل، احساس سربار بودن، شرم از نیازمند شدن و گاهی بی‌اعتمادی، می‌تواند از دلایل مقاومت سالمندان در برابر دریافت کمک باشد. بنابراین راهکار این نیست که خانواده بگوید «تو نمی‌فهمی، ما بهتر می‌دانیم.» بهتر است بپرسد کدام قسمت کار را ترجیح می‌دهی خودت انجام بدهی و در کدام قسمت دوست داری ما کمکت کنیم. یعنی کمک را از گرفتن کنترل به تقویت توانمندی تبدیل کنیم. 
وی در ادامه با اشاره به اختلاف سلیقه میان نسل‌ها گفت: اختلاف نسل‌ها کاملاً طبیعی است و مسئله زمانی آغاز می‌شود که تفاوت دیدگاه به بی‌احترامی، کنترل یا نادیده گرفتن مرز‌ها تبدیل شود. موضوعاتی مانند سبک زندگی، پوشش، استفاده از تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی، شیوه ارتباط و به‌خصوص تربیت نوه‌ها می‌تواند زمینه اختلاف میان سالمندان و فرزندان بزرگسال باشد. 
حاتمی افزود: یک اشتباه رایج این است که یک نسل تصور کند، چون تجربه بیشتری دارد، همیشه حق با اوست و نسل دیگر تصور کند، چون جوان‌تر است، نسل قبل چیزی از دنیای امروز نمی‌فهمد. در حالی که راهکار، انتخاب میان تجربه نسل قدیم و دانش نسل جدید نیست؛ بلکه گفت‌و‌گو، مرزبندی و احترام متقابل است. 
این روانشناس درباره تربیت نوه‌ها نیز توضیح داد: والدین کودک طبیعتاً تصمیم‌گیری اصلی درباره فرزند خود را بر عهده دارند، اما می‌توانند از تجربه و حضور پدربزرگ و مادربزرگ نیز استفاده کنند. مهم این است که تفاوت دیدگاه به جنگ قدرت تبدیل نشود و هر دو نسل برای مرز‌ها و نقش یکدیگر احترام قائل باشند. 
حاتمی در پایان، احساس سربار بودن را یکی از موضوعات مهم در روابط سالمندان و فرزندان دانست و گفت: بعضی سالمندان واقعاً به کمک نیاز دارند، اما نیاز خود را بیان نمی‌کنند تا مبادا برای فرزندان‌شان دردسر ایجاد کنند. بنابراین خانواده نباید همیشه منتظر بماند تا سالمند خودش بگوید «من کمک می‌خواهم.» 
وی افزود: خانواده می‌تواند به شکل مستقیم، اما محترمانه بپرسد «این روز‌ها چیزی هست که انجام دادنش برایت سخت شده باشد؟» یا «دوست داری در چه کار‌هایی کنارت باشیم؟» مهم‌تر از پرسیدن، نحوه واکنش به پاسخ سالمند است. اگر سالمند بگوید «این روز‌ها خیلی تنها شده‌ام»، پاسخ‌هایی مانند «خب سرت را گرم کن» کمک‌کننده نیست. بهتر است گفته شود «می‌فهمم، دوست داری بیشتر با هم وقت بگذرانیم.»
این روانشناس تأکید کرد: هدف این است که سالمند احساس کند می‌تواند نیاز خود را بیان کند، بدون اینکه بابت آن احساس شرم، ضعف یا سربار بودن داشته باشد. حمایت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که سالمند در کنار خانواده احساس امنیت کند، اما همزمان هویت، اختیار و کرامت او نیز حفظ شود. خانواده می‌تواند حامی سالمند باشد، بدون اینکه جای او تصمیم بگیرد؛ می‌تواند کمک کند، بدون اینکه احساس ناتوانی به او بدهد و می‌تواند در کنار او باشد، بدون اینکه استقلال و حق انتخاب او را از بین ببرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار