معظمه صابری، روانشناس و پژوهشگر انسان در عصر دیجیتال در گفتوگو با «جوان» میگوید: سربازی میتواند یک دورهگذار مهم در زندگی باشد جوان آنلاین: معظمه صابری، روانشناس و پژوهشگر انسان در عصر دیجیتال در گفتوگو با «جوان» میگوید: سربازی میتواند یک دورهگذار مهم در زندگی باشد؛ دورهای که فرد از بخشی از وابستگیهای قبلی فاصله میگیرد و با مسئولیتهای بیشتری مواجه میشود. این دوره میتواند فرصتی طلایی برای تمرین تحمل ناکامی، کنترل واکنشهای هیجانی، نظم شخصی، مسئولیتپذیری، ارتباط با افراد متفاوت، حل مسئله و سازگاری با شرایطی باشد که همیشه مطابق میل فرد نیست. متن پرسش و پاسخ با وی را در ادامه میخوانید.
بسیاری از خانوادهها از روز اعزام فرزندشان، اضطراب شدیدی را تجربه میکنند. این نگرانی طبیعی از چه نقطهای به بعد میتواند به اضطراب آسیبزا تبدیل شود و والدین چگونه باید آن را مدیریت کنند؟
اضطراب خانواده از زمان اعزام فرزند، تا حدی طبیعی است؛ مسئله زمانی آغاز میشود که نگرانی از یک احساس قابل مدیریت به رفتاری تبدیل شود که زندگی والدین یا استقلال فرزند را مختل کند. برای مثال، تماسها و پیامهای مکرر برای اطمینان از اینکه «همهچیز خوب است» ممکن است در کوتاهمدت اضطراب والد را کاهش دهد، اما اگر به الگوی دائمی اطمینانخواهی تبدیل شود، خودِ چرخه اضطراب را تقویت میکند. بهتر است خانواده پیش از اعزام، درباره شیوه و زمان ارتباط، تا حد امکان توافق واقعبینانهای داشته باشد و بعد از اعزام نیز به جای تلاش برای کنترل شرایط از راه دور، نقش «پایگاه امن» را ایفا کند؛ یعنی جوان بداند هر زمان نیاز به حمایت داشت، خانواده در دسترس است، اما قرار نیست خانواده به جای او با هر مسئلهای مواجه شود. والدین همچنین باید بین «احساس خطر» و «احساس نگرانی» تفاوت بگذارند. هر نگرانیای به معنای وجود یک خطر واقعی نیست. اگر والد متوجه شود که اضطراب او باعث اختلال جدی در خواب، کار، تمرکز یا روابطش شده، بهتر است برای مدیریت اضطراب خودش کمک تخصصی دریافت کند زیرا آرامش والد، بخشی از حمایت روانی از جوان است.
والدین در دوران سربازی فرزندشان چگونه میتوانند حامی عاطفی او باشند، بدون اینکه حمایتشان به کنترلگری، تماسهای مکرر یا وابسته نگهداشتن سرباز تبدیل شود؟
حمایت عاطفی زمانی سازنده است که استقلال جوان را از بین نبرد. در نظریه «خودتعیینگری» ادوارد دسی و ریچارد رایان، سه نیاز روانشناختی اساسی یعنی خودمختاری، شایستگی و ارتباط با دیگران در انگیزش و بهزیستی اهمیت دارند. پژوهشهای فراتحلیلی نیز ارتباط حمایت از این نیازها را با بهزیستی و عملکرد بهتر نشان دادهاند. بنابراین خانواده بهتر است به جای اینکه برای هر مسئله راهحل آماده ارائه کند، ابتدا بپرسد: «خودت درباره این موضوع چه فکری کردی؟»، «به نظرت چه راههایی داری؟» و «اگر بخواهی خودت این مسئله را حل کنی، از کجا شروع میکنی؟»
این نوع گفتوگو به معنای بیتفاوتی نیست. والد همچنان میتواند گوش دهد، همدلی کند و در شرایط لازم کمک کند؛ اما تفاوت مهم این است که حمایت میکند، نه اینکه جای فرزند تصمیم بگیرد. خانواده باید از یک «مرکز کنترل از راه دور» به یک «پایگاه امن» تبدیل شود.
وقتی یک سرباز در تماس با خانواده از سختیهای پادگان، دلتنگی یا رفتار نامناسب یک فرد گلایه میکند، خانواده چه واکنشی داشته باشد که هم احساسات او را جدی بگیرد و هم اضطراب و ناتوانی را در او تشدید نکند؟
وقتی سرباز از سختی پادگان، دلتنگی یا رفتار نامناسب فردی شکایت میکند، نخستین نیاز او معمولاً این نیست که خانواده فوراً مسئله را حل کند؛ بلکه نیاز دارد احساس کند حرفش شنیده و جدی گرفته شده است. یک پاسخ مناسب میتواند این باشد: «میفهمم که امروز برایت سخت بوده. اگر دوست داری برایم تعریف کن دقیقاً چه اتفاقی افتاد.»
در این مرحله دو واکنش افراطی باید کنار گذاشته شود: یکی کوچک شمردن احساس جوان با جملاتی مانند «همه سربازی رفتند، تو هم تحمل کن» و دیگری فاجعهسازی با جملاتی مانند «وای، حتماً اتفاق خیلی بدی افتاده است.» بعد از شنیدن ماجرا، خانواده باید میان سه وضعیت تفاوت بگذارد: یک ناراحتی طبیعی و گذرا، یک مسئله قابل مدیریت که نیاز به تصمیمگیری دارد، و موقعیتی که نشانه جدی از آسیب، تهدید یا نقض حقوق فرد است و باید از مسیرهای رسمی و تخصصی پیگیری شود. پس ترتیب درست این است: اول شنیدن، بعد آرامسازی، سپس روشن کردن مسئله و در نهایت حل مسئله. نه اینکه خانواده قبل از فهمیدن ماجرا، مضطرب شود و اضطراب خود را به سرباز منتقل کند.
دوران سربازی برای بسیاری از جوانان نخستین تجربه جدی دوری از خانه و زندگی مستقل است. خانواده چگونه میتواند از این دوره برای تقویت اعتمادبهنفس، مسئولیتپذیری و استقلال فرزندش استفاده کند؟
سربازی میتواند فرصتی برای افزایش استقلال باشد، اما صرفاً «سختی کشیدن» به خودی خود اعتمادبهنفس ایجاد نمیکند. در نظریه «خودکارآمدی» آلبرت بندورا، یکی از مهمترین منابع شکلگیری باور «من از عهده این کار برمیآیم»، تجربههای واقعی موفقیت است. یعنی فرد کاری را انجام میدهد، با دشواری مواجه میشود، آن را مدیریت میکند و از این تجربه نتیجه میگیرد که توانایی مقابله با مسائل را دارد. بنابراین خانواده نباید هر بار که جوان با یک مشکل مواجه شد، بلافاصله آن را برای او حل کند. مدیریت پول و وسایل شخصی، تنظیم زمان، پیگیری امور اداری، حل یک اختلاف، تصمیمگیری در شرایط دشوار و پذیرفتن پیامد انتخابها، همگی میتوانند تجربههای کوچک، اما مهمی برای رشد استقلال باشند. حتی میتوان از جوان خواست هر هفته سه مورد را که خودش مدیریت کرده به یاد بیاورد. این کار کمک میکند تغییر مهمی را ببیند: «من فقط دوران سختی را تحمل نمیکنم؛ دارم مهارتهایی پیدا میکنم که قبلاً کمتر به آنها نیاز داشتم.»
قبل از اعزام چه کارهایی میتوان انجام داد تا جوان با آمادگی روانی و نگاه واقعبینانه وارد این دوره شود؟
یکی از مهمترین آمادگیهایی که به نظر من «سرباز عصر رسانه» پیش از ورود به خدمت نیاز دارد، یادگیری خودتنظیمی دیجیتال است. مسئله فقط این نیست که تلفن همراه در دوران خدمت کمتر در دسترس است. مسئله عمیقتر این است که آیا فرد به گوشی به عنوان ابزار اصلی تنظیم هیجان عادت کرده است یا نه. اگر جوان هر زمان حوصلهاش سر میرود، احساس تنهایی میکند، مضطرب یا ناراحت است، تقریباً بهصورت خودکار سراغ گوشی، بازی یا فضای مجازی میرود، در واقع ممکن است بخشی از تنظیم هیجان خود را به یک ابزار بیرونی سپرده باشد. پژوهشهای مروری و فراتحلیلی نیز ارتباط میان دشواری در تنظیم هیجان و استفاده مشکلزا از گوشی هوشمند را گزارش کردهاند؛ البته این رابطه به معنای آن نیست که هر استفادهای از گوشی آسیبزاست. در دوران سربازی با توجه به شرایط و مقررات محل خدمت، دسترسی به تلفن همراه و اینترنت نسبت به زندگی عادی محدودتر است. بنابراین اگر فرد پیش از اعزام عادت کرده باشد برای فرار از ملال، تنهایی یا ناراحتی فوراً به گوشی پناه ببرد، کاهش این دسترسی ممکن است در ابتدا برایش کلافهکننده باشد. به همین دلیل بهتر است پیش از اعزام تمرین کند که تمام اوقات فراغتش را با صفحه نمایش پر نکند؛ بخشی از زمانش را به ورزش، مطالعه، گفتوگوی حضوری، فعالیتهای شخصی و سرگرمیهای غیردیجیتال اختصاص دهد و یاد بگیرد هنگام ناراحتی از خودش بپرسد: «الان واقعاً به گوشی نیاز دارم یا میخواهم از این احساس فرار کنم؟»
هدف، حذف فناوری نیست، هدف این است که گوشی تنها ابزار فرد برای تحمل ملال، تنهایی و هیجانهای دشوار نباشد.
اگر سرباز در طول خدمت احساس تنهایی، بیحوصلگی، بیهدفی یا دلسردی کند، چه راهکارهای سادهای میتواند به او کمک کند تا این دوره را بهتر مدیریت کند و چه زمانی این نشانهها نیازمند مراجعه به روانشناس یا دریافت کمک تخصصی است؟
دلتنگی، بیحوصلگی و حتی افت موقت روحیه در دوره سازگاری با یک محیط جدید لزوماً نشانه اختلال روانی نیستند. جوان ممکن است مدتی احساس کند زمان به کندی میگذرد یا دلش برای خانه و زندگی قبلی تنگ شود. در این شرایط، داشتن یک برنامه ساده کمککننده است: خواب منظم تا حد امکان، فعالیت بدنی، ارتباط با افراد قابل اعتماد، رسیدگی به کارهای شخصی، استفاده از زمانهای آزاد برای فعالیتهای معنادار و حفظ ارتباط با خانواده در زمانهایی که امکان آن وجود دارد. نکته مهم این است که فرد نباید تمام تجربه خود از سربازی را فقط با این جمله تعریف کند که «دارم این دوران را تحمل میکنم». بهتر است برای خودش هدفهای کوچک و قابل دستیابی تعریف کند؛ مثلاً بهتر شدن در یک مهارت، مطالعه یک موضوع، افزایش آمادگی جسمانی یا یادگیری مدیریت بهتر زمان.
سربازی را میتوان نوعی «گذار» از زندگی وابسته خانوادگی به مسئولیتپذیری بیشتر دانست. این دوره از نظر روانشناختی چه فرصتی برای رشد شخصیت یک جوان ایجاد میکند و خانواده چگونه میتواند این فرایند را تسهیل کند؟
سربازی میتواند یک دوره گذار مهم در زندگی باشد؛ دورهای که فرد از بخشی از وابستگیهای قبلی فاصله میگیرد و با مسئولیتهای بیشتری مواجه میشود. اما باید تأکید کنم، سختی به خودی خود انسان را بالغ نمیکند؛ نحوه مواجهه و یادگیری از تجربه است که میتواند رشد ایجاد کند. این دوره میتواند فرصتی طلایی برای تمرین تحمل ناکامی، کنترل واکنشهای هیجانی، نظم شخصی، مسئولیتپذیری، ارتباط با افراد متفاوت، حل مسئله و سازگاری با شرایطی باشد که همیشه مطابق میل فرد نیست. خانواده نیز میتواند این نگاه را تقویت کند. به جای اینکه دائماً بپرسد «چند روز دیگر مانده؟»، گاهی بپرسد: «در این مدت چه چیزی درباره خودت یاد گرفتی؟» یا «فکر میکنی تا پایان این دوره دوست داری در چه مهارتی قویتر شده باشی؟»
این تغییر کوچک، سربازی را از یک «دوره انتظار برای تمام شدن» به یک «دوره تجربه و یادگیری» تبدیل میکند، بدون اینکه سختیهای واقعی آن را انکار کنیم.
برای سربازان متأهل، دوری از همسر و فشارهای اقتصادی و مسئولیتهای خانوادگی میتواند استرس بیشتری ایجاد کند. زوجین چگونه میتوانند در این دوره ارتباط عاطفی خود را حفظ کنند و اجازه ندهند فاصله، رابطهشان را فرسوده کند؟
برای سرباز متأهل، مسئله فقط تحمل دوری نیست؛ او همزمان باید نقش همسر، فرد شاغل یا دانشجو و مسئول زندگی مشترک را نیز در ذهن خود نگه دارد. به همین دلیل بهتر است زوج پیش از شروع دوره درباره انتظاراتشان از ارتباط، مسائل مالی، تصمیمهای مهم، نحوه حل اختلاف و زمانهایی که ممکن است ارتباط دشوارتر باشد، با یکدیگر گفتوگو کنند. پژوهش درباره زوجهای نظامی نشان داده است، کیفیت و محتوای ارتباط اهمیت زیادی دارد و صرفاً افزایش تعداد تماسها تضمینکننده رابطه بهتر نیست. در برخی مطالعات، ارتباط سازنده و حمایتگر با پیامدهای روانی و رابطهای بهتر همراه بوده، درحالی که ارتباط منفی و تعارضآمیز میتواند فشار روانی را بیشتر کند. بنابراین بهتر است تماس زوج فقط تبدیل به گزارش مشکلات و گلایهها نشود. بخشی از گفتوگو میتواند درباره اتفاقهای خوب روز، خاطرات مشترک، برنامههای آینده، احساس دلتنگی و حمایت عاطفی باشد. در مقابل، اگر مسئلهای جدی میان زوج وجود دارد، بهتر است در زمانی مطرح شود که هر دو نفر فرصت و آمادگی کافی برای گفتوگو دارند، نه در یک تماس کوتاه و خستهکننده.
در جامعه امروز بخشی از جوانان سربازی را «اتلاف وقت» یا وقفهای در مسیر تحصیل و شغل خود میدانند. از نظر روانشناختی، چگونه میتوان این نگاه را به فرصتی برای یادگیری، خودشناسی و تقویت مهارتهای زندگی تبدیل کرد؟
برای جوانی که سربازی را وقفهای در تحصیل یا مسیر شغلی خود میبیند، گفتن جملههایی مثل «این دوران را دوست داشته باش» معمولاً مسئله را حل نمیکند. ممکن است واقعاً بخشی از برنامههای او به تعویق افتاده باشد و این احساس باید به رسمیت شناخته شود. رویکرد روانشناختی مناسبتر، بازگرداندن احساس عاملیت است. میتوان از او پرسید: «اگر بخشی از این دوره در اختیار تو نیست، کدام بخش هنوز در اختیار توست؟»
ممکن است پاسخ، یادگیری یک مهارت، مطالعه، آمادگی برای آزمون آینده، ورزش، تقویت زبان، مطالعه تخصصی یا حتی شناخت بهتر تواناییها و محدودیتهای شخصی باشد. در این نگاه، قرار نیست سربازی را به چیزی که نیست تبدیل کنیم یا بگوییم حتماً بهترین دوران زندگی است. بلکه فرد یاد میگیرد یک فصل از زندگی، حتی اگر مطابق برنامه اولیه او نباشد، الزاماً به معنای از دست رفتن کل مسیر نیست. هدف این است که سربازی تبدیل به تمام هویت فرد نشود؛ او همچنان دانشجو، متخصص آینده، همسر، دوست و انسانی با اهداف بلندمدت است که در کنار این دوره، مسیر زندگی خود را نیز حفظ میکند.
اگر بخواهید فقط چند توصیه عملی به خانوادهای بدهید که فرزندش بهزودی عازم سربازی میشود و چند توصیه هم به خود آن جوان، مهمترین توصیههای شما چه خواهد بود؟
اگر بخواهم همه این بحث را به سه توصیه برای خانواده و سه توصیه برای خود جوان خلاصه کنم، برای خانواده این سه مورد را مهمتر میدانم: اول: اضطراب خودتان را مدیریت کنید؛ حمایت کردن با کنترل کردن تفاوت دارد. دوم: وقتی جوان از مشکلی صحبت میکند، ابتدا گوش دهید و احساسش را جدی بگیرید، سپس برای حل مسئله با او فکر کنید؛ نه اینکه یا مشکل را کوچک بشمارید یا آن را فاجعه جلوه دهید. سوم: استقلال او را تمرین دهید؛ اجازه دهید بخشی از مسائل زندگی را خودش مدیریت کند و در صورت مشاهده تغییرات شدید و پایدار در وضعیت روانی یا عملکردی، کمک تخصصی را جدی بگیرید؛ و برای خود جوان: اول: انتظار نداشته باش که همیشه احساس خوبی داشته باشی؛ دلتنگی، خستگی و بیحوصلگی بخشی از سازگاری با یک تغییر بزرگ هستند، اما قرار نیست تعریفکننده کل تجربه تو باشند. دوم: برای این دوره یک هدف شخصی داشته باش؛ چیزی که وقتی خدمت تمام شد بتوانی بگویی «در این مدت در این زمینه رشد کردم.»
سوم: خودتنظیمی را جدی بگیر؛ چه در مدیریت هیجان و چه در استفاده از فناوری. اگر در زمانهایی که امکان استفاده از گوشی وجود دارد، تلفن همراه تنها راه فرار از ملال، تنهایی یا ناراحتی باشد، فرصت مهمی برای یادگیری مهارتهای واقعی زندگی از دست میرود. در نهایت، سلامت روان در دوران سربازی به معنای این نیست که فرد هیچوقت دلتنگ، خسته یا ناراحت نشود. معنایش این است که بتواند هیجانهای خود را بشناسد، برای مشکلات راهحل پیدا کند، از دیگران کمک بگیرد، مسئولیتهایش را مدیریت کند و در عین حفظ ارتباط با خانواده، استقلال خود را نیز رشد دهد.