آیا سازمان ملل که قرار بود محل حل بحرانها باشد، در حال تبدیل شدن به صحنهای برای رقابت بر سر بهترین تصویر و کوتاهترین ویدئوی قابل انتشار در شبکههای اجتماعی است؟ جوان آنلاین: سازمانملل متحد قرار بود خانه گفتوگو باشد. جایی که حتی در اوج اختلافات میان کشورها، زبان مذاکره و استدلال جایگزین تقابل مستقیم شود. اما تصاویری که در روزهای اخیر از راهروهای این سازمان در نیویورک منتشر شد، تصویری متفاوت ارائه میدهد. تصویری که بیشتر از آنکه یادآور یک نشست دیپلماتیک باشد، شبیه صحنهای از یک نمایش سیاسی طراحیشده برای دوربینهاست. دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمانملل با در دست گرفتن یک دستگاه استارلینک به سراغ نماینده ایران رفت و از او خواست این وسیله را با خود به تهران ببرد. در نگاه اول، این اقدام شاید یک کنایه سیاسی به نظر برسد، اما اهمیت آن در جای دیگری است؛ در اینکه چگونه یک ابزار فناوری از یک موضوع فنی به یک وسیله نمایشی در قلب مهمترین نهاد دیپلماتیک جهان تبدیل میشود. اما این تنها صحنه عجیب نبود. کمی بعد تصاویری منتشر شد که نشان میداد یکی از دیپلماتهای اسرائیلی در سالن سازمان ملل حرکت میکند و اسامی کشورهایی را که هنگام سخنرانی بنیامین نتانیاهو سالن را ترک کرده بودند، ثبت میکند. صحنهای که بیش از هر چیز یادآور «حضور و غیاب» بود. گویی سالن مجمع عمومی سازمان ملل نه محل گفتوگوی رهبران جهان، بلکه کلاس درسی است که معلم و آموزگارش از اسرائیل آمدهاند و باید دانشآموزان غایب آن مشخص شوند. این دو تصویر، یک پرسش بزرگتر را مطرح میکند: آیا بخشی از دیپلماسی امروز بیش از اندازه به سمت نمایش، صحنهسازی و تولید محتوای رسانهای حرکت کرده است؟ آیا سازمان ملل که قرار بود محل حل بحرانها باشد، در حال تبدیل شدن به صحنهای برای رقابت بر سر بهترین تصویر و کوتاهترین ویدئوی قابل انتشار در شبکههای اجتماعی است؟
اضطراب سیاسی در لباس اقتدار!
رفتار اخیر نمایندگان اسرائیل در سازمان ملل را نمیتوان یک حرکت تبلیغاتی مقطعی دانست. بلکه بخشی از الگویی است که در سالهای اخیر در رفتار سیاسی و رسانهای این رژیم قابل مشاهده است، تلاش برای تبدیل هر صحنه سیاسی به یک نمایش قدرت. استفاده از ابزارهای نمادین، حرکات نمایشی، ثبت واکنش دیگر کشورها و تولید تصاویر کوتاه برای انتشار رسانهای، همگی بخشی از رویکردی است که میخواهد پیش از شکلگیری بحث سیاسی، چارچوب ذهنی مخاطب را تعیین کند. در این منطق، هدف فقط پاسخ دادن به یک موضع سیاسی نیست. تلاش برای قرار دادن طرف مقابل در موقعیت دفاعی و ساختن تصویری از برتری است. دستگاه استارلینک در دست سفیر اسرائیل یا حضور و غیاب کشورهایی که سالن سخنرانی را ترک کردهاند، از همین جنس اقدامات است. حرکاتی که بیش از آنکه برای تغییر رفتار یک دولت طراحی شده باشند، برای تولید یک تصویر رسانهای و ارسال پیام به مخاطبان مختلف انجام میشوند. اما مسئله اینجاست که نمایش همیشه نتیجه مورد انتظار را ایجاد نمیکند. گاهی تلاش برای به سخره گرفتن طرف مقابل، به جای نمایش اقتدار، تصویری متفاوت از صاحب این رفتار ایجاد میکند. هنگامی که یک دیپلمات در بالاترین نهاد بینالمللی به جای ارائه استدلال سیاسی، به ابزارهای نمایشی متوسل میشود، این پرسش مطرح میشود که آیا هدف، اقناع جامعه جهانی است یا تولید یک لحظه رسانهای؟ تاریخ دیپلماسی نشان داده است که قدرت واقعی نیازمند نمایش دائمی خود نیست. دولتهایی که از موقعیت سیاسی و مشروعیت بینالمللی خود اطمینان دارند، معمولاً بیش از آنکه به نمایش متوسل شوند، تلاش میکنند روایت خود را از مسیر استدلال و اقناع پیش ببرند. در مقابل، وابستگی بیش از حد به حرکات نمادین میتواند نشانهای از اهمیت یافتن جنگ تصویرها در زمانی باشد که جنگ بر سر روایتها به اندازه جنگ بر سر میدان اهمیت پیدا کرده است. رفتارهای اخیر اسرائیل در سازمان ملل، از نگاه حامیان آن ممکن است تلاشی برای رساندن یک پیام سیاسی و رسانهای تلقی شود، اما از سوی دیگر، منتقدان آن را نشانهای از تبدیل دیپلماسی به نمایش و فاصله گرفتن از منطق گفتوگوی بینالمللی میدانند. در نهایت، مشکل اصلی این نوع اقدامات آن است که ممکن است به جای تضعیف رقیب، توجهها را به خودِ نمایش و انگیزههای پشت آن جلب کند. در جهانی که مشروعیت سیاسی فقط با قدرت نظامی یا توان رسانهای ساخته نمیشود، نمایش برای دیگران به معنای پیروزی نیست. گاهی تلاش برای کوچک نشان دادن طرف مقابل، نیاز بازیگر به تولید تصویر قدرت برای پنهان کردن ضعف خود را برجسته میکند.
از میز مذاکره تا صحنه نبرد تصویرها
رفتارهای اخیر در مجمع عمومی سازمان ملل را نمیتوان جدا از یک روند گستردهتر در سیاست جهانی دانست. در سالهای اخیر، بسیاری از نشستهای بینالمللی بیش از آنکه محلی برای آغاز مذاکرات واقعی باشند، به صحنهای برای اعلام مواضع و جنگ روایتها تبدیل شدهاند. کشورها در این نشستها نه فقط برای دولتهای دیگر، بلکه برای مخاطبان داخلی و افکار عمومی جهانی سخن میگویند. یک سخنرانی، یک خروج اعتراضی، یک دستنوشته، یک تصویر یا حتی یک حرکت نمادین میتواند بخشی از راهبرد ارتباطی یک دولت باشد. در چنین فضایی، اهمیت «تصویر» گاهی از «محتوا» بیشتر میشود. ثبت اسامی کشورهایی که هنگام سخنرانی نتانیاهو سالن را ترک کردهاند، نمونهای از همین تغییر است. در سنت دیپلماتیک، ترک سالن یک پیام اعتراضی است. اما تبدیل آن به فهرست و انتشار رسانهای آن، نشان میدهد هدف دیگر فقط اعتراض سیاسی نیست، بلکه مدیریت یک روایت عمومی است. البته استفاده از ابزارهای رسانهای در سیاست خارجی موضوع جدیدی نیست. همه دولتها تلاش میکنند دیدگاه خود را در افکار عمومی جهانی تقویت کنند. دیپلماسی عمومی همواره بخشی از سیاست خارجی بوده است. اما تفاوت امروز در سرعت و گستردگی انتشار پیامهاست. در عصر شبکههای اجتماعی، یک حرکت نمادین چند ثانیهای میتواند گاهی بیشتر از ماهها مذاکره سیاسی دیده شود. مشکل زمانی آغاز میشود که نمایش جایگزین دیپلماسی شود. سازمان ملل بر این فرض بنا شده بود که حتی میان مخالفترین کشورها نیز امکان گفتوگو وجود دارد. اگر این نهاد به محلی برای ثبت اختلافات، تولید تصاویر سیاسی و رقابت رسانهای تبدیل شود، فاصله آن با هدف اولیهاش بیشتر خواهد شد.
ماجرای اخیر همچنین پرسش دیگری را مطرح میکند: چرا بسیاری از بحرانهای جهانی با وجود دههها فعالیت دیپلماتیک همچنان حل نشده باقی ماندهاند؟ شاید یکی از پاسخها این باشد که سیاست بینالملل بیش از گذشته تحتتأثیر منطق نمایش قرار گرفته است. جایی که دولتها گاهی به جای یافتن راهحل، تلاش میکنند در نبرد روایتها پیروز شوند. در این میان، سازمان ملل با یک چالش جدی مواجه است: حفظ نقش خود به عنوان فضای گفتوگو در جهانی که سیاستمداران بیش از گذشته به دنبال تولید تصویر هستند. دیپلماسی واقعی نیازمند زمان، انعطاف و پذیرش پیچیدگیهاست. در حالی که منطق رسانهای امروز، سیاست را به لحظههای کوتاه، تصاویر ساده و پیامهای احساسی تقلیل میدهد. ماجرای استارلینک و حضور و غیاب دیپلماتیک در سالن سازمان ملل شاید در ظاهر تنها دو اتفاق رسانهای باشند، اما در واقع نشانهای از تغییر عمیقتر در سیاست جهانی هستند. در جهانی که دوربینها همیشه روشناند، دیپلماسی دیگر فقط پشت میزهای مذاکره شکل نمیگیرد؛ در برابر افکار عمومی جهانی نیز اجرا میشود.
اما اگر دیپلماسی به اجرای نمایش تبدیل شود، نخستین قربانی آن همان چیزی خواهد بود که برای حفظش ایجاد شد: گفتوگو. سازمان ملل قرار نبود مدرسهای برای حضور و غیاب سیاسی باشد و دیپلماتها قرار نبود با ابزارهای نمایشی جای استدلال را بگیرند. قدرت واقعی در سیاست خارجی نه از ساختن یک تصویر کوتاه، بلکه از توانایی تبدیل اختلاف به مذاکره و بحران به راهحل به دست میآید.