باید روایتهای واقعی از سربازانی که در امدادرسانی، حفظ امنیت، کمک به مردم، فعالیتهای اجتماعی و سایر مأموریتها نقش دارند، بیشتر دیده شود. وقتی جامعه ببیند سرباز فقط یک نیروی وظیفه نیست و در بسیاری از موقعیتها به مردم خدمت میکند، طبیعتاً نگاه اجتماعی به او نیز تغییر خواهد کرد جوان آنلاین: سربازی برای نسلهای گذشته فقط گذراندن یک دوره قانونی نبود، بلکه بخشی از مسیر ورود جوان به دنیای بزرگسالی و تجربه مسئولیت در قبال جامعه به شمار میرفت، اما امروز، در شرایطی که دغدغه اشتغال، درآمد، ادامه تحصیل و ساختن آینده بیش از گذشته ذهن جوانان را درگیر کرده است، معنای سربازی نیز برای بخشی از آنان تغییر کرده و فاصلهای میان تصویر اجتماعی سرباز و تجربه واقعی او شکل گرفته است. با این حال، سربازی همچنان میتواند فرصتی برای تمرین زندگی جمعی، مهارتآموزی و آشنایی جوانان با یکدیگر باشد به شرط آنکه از یک دوره صرفاً قانونی فراتر برود و برای جوان دستاوردی ملموس داشته باشد. در آستانه روز سرباز، با دکتر مسعود جهانگیری، جامعهشناس و مدرس دانشگاه درباره تغییر نگاه نسل جدید به سربازی، ظرفیتهای مغفول این دوره، نقش رسانهها و خانوادهها و راههای بازتعریف جایگاه اجتماعی سرباز گفتوگو کردهایم. او معتقد است: «جوان باید احساس کند چیزی به تواناییهایش اضافه شده و فقط یک دوره زمانی را پشت سر نگذاشته است.»
سربازی در فرهنگ ایرانی در گذشته نوعی آیین گذار از نوجوانی و جوانی به مسئولیتپذیری تلقی میشد. این نگاه در نسل جوان امروز چه تغییری کرده است؟
به نظر میرسد نگاه نسل جدید به سربازی نسبت به گذشته تغییر کرده است. در گذشته، سربازی برای بسیاری از جوانان بخشی طبیعی از مسیر زندگی و ورود به دوران بزرگسالی بود و نوعی احساس مسئولیت در قبال جامعه و کشور ایجاد میکرد، اما امروز جوانان دغدغههای متفاوتی دارند، تحصیل، اشتغال، درآمد، تشکیل خانواده و ساختن آینده برایشان اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، بخشی از جوانان سربازی را بیشتر یک الزام قانونی میبینند تا یک مرحله اجتماعی برای ورود به بزرگسالی. بنابراین اگر بخواهیم نگاه نسل جدید را تغییر دهیم، باید کاری کنیم که سربازی برای آنان واقعاً تجربهای مفید و قابل استفاده در زندگی باشد.
سربازی میتواند فرصتی برای تقویت زیست جمعی، همکاری و مسئولیتپذیری اجتماعی جوانان باشد. برای تحقق این کارکرد چه تغییراتی لازم است؟
بله، سربازی ظرفیت بسیار خوبی برای این موضوع دارد، چون جوانانی با شهرها، فرهنگها و شرایط خانوادگی مختلف برای مدتی در کنار هم قرار میگیرند، اما برای استفاده از این ظرفیت، نباید سربازی فقط به انجام وظایف روزمره محدود شود. همین کنار هم قرارگرفتن جوانان با تجربهها و پیشینههای متفاوت، میتواند فرصتی برای شناخت بیشتر یکدیگر، تمرین تعامل اجتماعی و تقویت روحیه کار جمعی باشد. آموزش مهارتهای زندگی، کار گروهی، ارتباط مؤثر، مسئولیت اجتماعی و استفاده از تخصص سربازان میتواند این دوره را مفیدتر کند. همچنین اگر تواناییها و رشتههای تخصصی جوانان در طول خدمت شناسایی و تا حد امکان در جای مناسب به کار گرفته شود، آنها احساس میکنند مهارت و دانشی که پیش از سربازی به دست آوردهاند نیز برای جامعه ارزشمند است. جوان باید احساس کند چیزی به تواناییهایش اضافه شده و فقط یک دوره زمانی را پشتسر نگذاشته است. چنین نگاهی میتواند تجربه سربازی را برای جوان معنادارتر و به او کمک کند بخشی از مهارتها و تجربههای این دوره را پس از پایان خدمت نیز در زندگی شخصی و اجتماعی خود به کار بگیرد.
در سالهای دفاع مقدس، لباس سربازی برای بسیاری از مردم نماد ایثار و دفاع از خانه و کشور بود، آیا این تصویر همچنان وجود دارد؟
در آن دوران، جنگ و دفاع از کشور مستقیماً در زندگی مردم حضور داشت و بسیاری از خانوادهها تجربه مستقیم آن را داشتند. طبیعی است که چنین شرایطی تصویر متفاوتی از سرباز و خدمت نظامی ایجاد کند. امروز فاصله نسلی بیشتر شده، دغدغههای اقتصادی و شغلی پررنگتر است و جوانان مسائل خود را با معیارهای دیگری میسنجند. به همین دلیل، برای بخشی از جامعه تصویر نمادین سرباز از «ایثارگر» به «فردی که باید یک دوره قانونی را طی کند» تغییر کرده است. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت همان روایتها و ادبیاتی که در سالهای دفاع مقدس برای جامعه معنا و اثرگذاری داشت، بدون تغییر بتواند با نسل امروز نیز ارتباط برقرار کند. لازم است زبان روایت سربازی و نقش سرباز در جامعه، متناسب با تجربه و دغدغههای امروز جوانان بازتعریف شود تا فاصله میان تصویر ذهنی جامعه و واقعیتهای دوران خدمت کمتر شود.
برای بازگرداندن ارج و قرب اجتماعی سرباز، آیا باید بیشتر روی مفهوم «خدمت» تأکید کرد یا روایتهای واقعی از زندگی و نقش سربازان در جامعه را به مردم نشان داد؟
به نظر من صرفاً با تکرار واژه خدمت نمیتوان نگاه جامعه را تغییر داد. مردم زمانی ارزش یک کار را بهتر درک میکنند که نتیجه آن را ببینند. باید روایتهای واقعی از سربازانی که در امدادرسانی، حفظ امنیت، کمک به مردم، فعالیتهای اجتماعی و سایر مأموریتها نقش دارند، بیشتر دیده شود. وقتی جامعه ببیند سرباز فقط یک نیروی وظیفه نیست و در بسیاری از موقعیتها به مردم خدمت میکند، طبیعتاً نگاه اجتماعی به او نیز تغییر خواهد کرد. این روایتها میتواند از تجربههای واقعی سربازان در موقعیتهای مختلف شکل بگیرد، از حضور در کنار مردم هنگام حوادث و شرایط اضطراری گرفته تا کمکرسانی، انجام مسئولیتهای اجتماعی و مشارکت در مأموریتهایی که مستقیماً با امنیت و آرامش جامعه ارتباط دارد. وقتی این تجربهها به شکل واقعی و ملموس برای مردم روایت شود، مفهوم خدمت نیز از یک واژه کلی و تکراری فاصله میگیرد و معنای عینیتری پیدا میکند. از سوی دیگر، بهتر است این روایتها فقط به بیان عملکرد سازمانها محدود نشود و خود سربازان و حتی مردمی که از حضور و کمک آنها بهرهمند شدهاند نیز روایتگر این تجربهها باشند. گاهی یک روایت کوتاه از یک اتفاق واقعی میتواند بیش از دهها شعار، تصویری متفاوت از دوران سربازی در ذهن مخاطب ایجاد کند. جامعه باید بتواند نتیجه حضور و تلاش سربازان را در زندگی واقعی ببیند و با ابعاد مختلف مسئولیتهایی که بر عهده دارند آشنا شود. در چنین شرایطی، شناخت جامعه از سربازی نیز واقعیتر و مبتنی بر تجربه خواهد بود و نگاه اجتماعی به نقش سرباز میتواند بهتدریج تغییر کند.
رسانهها و خانوادهها برای تغییر نگاه منفی یا صرفاً تکلیفی به سربازی چه نقشی دارند؟
لازم میدانم به این پرسش از دو منظر پاسخ دهم. هم به عنوان پدری که فرزند سرباز دارد و هم به عنوان عضو بسیار کوچکی از جامعه جامعهشناسی. خانواده اولین جایی است که جوان درباره سربازی در آن ذهنیت پیدا میکند. اگر خانواده سربازی را صرفاً یک دوره سخت و تلفشده معرفی کند، طبیعی است که جوان هم با همین ذهنیت وارد خدمت شود. رسانهها نیز نقش مهمی دارند. البته نه با تبلیغات یکطرفه، بلکه با نشان دادن واقعیتهای سربازی، موفقیتها، سختیها و تجربههای خود سربازان. اگر روایت رسانهای واقعی، صادقانه و انسانی باشد، اعتماد جوانان هم بیشتر خواهد شد.
سربازی چگونه به عنوان یک دیگ ذوب میتواند فاصلههای طبقاتی، قومیتی و فرهنگی جوانان ایرانی را کم کند؟
یکی از ظرفیتهای مهم سربازی همین است که جوانانی از نقاط مختلف کشور را کنار یکدیگر قرار میدهد. ممکن است یک جوان از تهران، دیگری از یک شهر کوچک و فرد دیگری از یک منطقه مرزی باشد، اما در محیط خدمت باید با یکدیگر همکاری کنند و مسئولیت مشترک داشته باشند. این ارتباط میتواند شناخت و درک متقابل را افزایش دهد و برخی پیشداوریها را کاهش دهد. اگر عدالت و احترام در محیط خدمت رعایت شود، سربازی میتواند به تقویت احساس تعلق به یک جامعه مشترک کمک کند.
آیا نسل جدید، دهه هشتادی و نودی، با نگاه «تعهد ملی» به سربازی نگاه میکند یا آن را «مانع شغلی، تحصیلی و حتی ازدواج» میداند؟ ریشه این تغییر چیست؟
واقعیت این است که نمیتوان درباره همه جوانان یک حکم واحد صادر کرد. هنوز جوانانی هستند که سربازی را بخشی از مسئولیت ملی خود میدانند، اما در کنار آن، بخشی از نسل جدید بیشتر نگران آینده تحصیلی، شغلی و اقتصادی خود است. وقتی یک جوان میبیند ورود به بازار کار دشوار است یا برای ازدواج و تشکیل زندگی به درآمد و ثبات نیاز دارد، طبیعی است که یک دوره نسبتاً طولانی را از زاویه هزینه و فرصتهای از دسترفته نگاه کند. بنابراین تغییر این نگاه فقط با توصیه اخلاقی ممکن نیست، باید کاری کرد که دوره سربازی با مهارتآموزی، اشتغال و آینده جوان ارتباط واقعی پیدا کند.
سربازی در عصر شبکههای اجتماعی چه تغییر ماهوی کرده است؟ آیا قدرت تأثیرگذاری جمعی سربازان بیشتر شده یا کمتر؟
شبکههای اجتماعی تجربه سربازی را کاملاً تغییر دادهاند. در گذشته اگر سربازی از یک مشکل یا تجربه خاصی صحبت میکرد، دامنه اطلاعرسانی آن محدود بود، اما امروز یک تجربه شخصی میتواند در مدت کوتاهی به یک موضوع عمومی تبدیل شود. از این جهت، قدرت دیدهشدن و بیان مطالبات سربازان بیشتر شده است. البته این فضا میتواند هم فرصت باشد و هم چالش، چون در کنار انتقال سریع تجربههای واقعی، ممکن است اطلاعات ناقص یا روایتهای غیرواقعی نیز منتشر شود. بنابراین مدیریت ارتباط با سربازان و شنیدن صدای آنان در عصر شبکههای اجتماعی اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است.