شنیدهشدن با پذیرفتهشدن نظر تفاوت دارد. آنچه اهمیت دارد این است که سالمند احساس کند هنوز عضوی مؤثر و صاحب نظر در خانواده است.» و در یک جمله میگوید: «مراقبت از سالمند یعنی به فکر او بودن، اما مشارکت دادن او یعنی به رسمیت شناختن هویت سالمند جوان آنلاین: گاهی در میهمانیهای خانوادگی همه حواسشان به مادربزرگ یا پدربزرگ است. یکی برایشان چای میریزد، دیگری حواسش است غذایشان را خورده باشند و نوهها هم اگر کاری داشته باشند، کمکشان میکنند. وقتی قرار است جایی بروند هم شرایط آنها را در نظر میگیرند. اما اگر در همان جمع وقتی بحث درباره یک تصمیم خانوادگی جدی میشود شاید کمتر کسی از آنها بپرسد «نظرتان چیست؟» یا «اگر جای ما بودید چه کار میکردید؟» همین صحنه ساده نشان دهد، بین احترام گذاشتن به سالمند و اعتبار دادن به او تفاوت وجود دارد. ممکن است سالمند در خانواده محترم باشد و همه مراقبش باشند، اما کم کم نقش او از یک عضو صاحب نظر به فردی که فقط باید از او مراقبت شود، تغییر کند. دکتر مریم ممقانیه، روانشناس با اشاره به همین موضوع میگوید: «سالمند فقط فردی نیست که باید از او مراقبت کنیم. او بخشی از حافظه، تجربه و هویت خانواده است.» به گفته او یکی از اشتباهات رایج خانوادهها این است که با افزایش سن نقش فرد از «تصمیم گیرنده و مشارکت کننده» به «فردی که باید از او مراقبت شود» تقلیل پیدا میکند.
او ادامه میدهد: «مراقبت لازم است، اما نباید به حذف نقش اجتماعی و خانوادگی سالمند منجر شود. نیاز سالمند فقط این نیست که کسی داروهایش را به موقع بدهد یا مراقب تغذیهاش باشد. یکی از نیازهای عمیق او این است که احساس کند هنوز برای خانواده مهم، مفید و اثرگذار است.» از نظر این روانشناس، اعتبار دادن به سالمند از همین رفتارهای ساده شروع میشود. وقتی خانواده درباره تغییر خانه، سفر یا یک مسئله مهم تصمیم میگیرد، نظر او را هم بپرسد و از تجربهاش استفاده کند. حتی اگر در نهایت خانواده با نظر او موافق نباشد همین که نظرش شنیده شود اهمیت دارد. ممقانیه تأکید میکند: «شنیدهشدن با پذیرفتهشدن نظر تفاوت دارد. آنچه اهمیت دارد این است که سالمند احساس کند هنوز عضوی مؤثر و صاحب نظر در خانواده است.» و در یک جمله میگوید: «مراقبت از سالمند یعنی به فکر او بودن، اما مشارکت دادن او یعنی به رسمیت شناختن هویت سالمند.»
احترام فقط با گفتن «شما بزرگتر هستی» نیست
احترام به سالمند گاهی در خانوادهها به چند رفتار مشخص محدود میشود. با او مؤدبانه صحبت میکنیم، غذای مناسبش را آماده میکنیم یا جای راحتی برایش فراهم میکنیم. همه اینها لازم است، اما به گفته این روانشناس، احترام وقتی کامل میشود که تجربه و نظر سالمند هم جدی گرفته شود. وی میگوید: «احترام ظاهری ممکن است فقط در کلمات دیده شود. مثلاً بگوییم «شما بزرگترید» یا «شما جایگاه خاصی دارید»، اما در عمل هیچ وقت نظر سالمند را نپرسیم یا تصمیمها را بدون حضور او بگیریم.» به اعتقاد ممقانیه سالمند باید در خانواده فقط «دریافتکننده خدمات» نباشد. وقتی از پدربزرگ درباره تجربهاش از یک مشکل خانوادگی سؤال میکنیم یا از مادربزرگ درباره یک غذای سنتی نظر میخواهیم در واقع به او نشان میدهیم که هنوز تجربه و حضورش برای خانواده ارزش دارد.
این روانشناس میگوید: «باید از مراقب بودن برای سالمندان به سمت شریک بودن با آنها حرکت کنیم. به جای اینکه فقط مراقب سلامتی آنها باشیم، مراقب معنا و ارزشمندی زندگیشان باشیم.»
یک عمر تجربه که نباید گوشه خانه بماند
سالمند فقط یک عضو مسنتر خانواده نیست. او بخشی از تاریخ خانواده را با خودش دارد. خاطرات کودکی، سالهای جوانی، ازدواج، روزهای سخت و تجربه عبور خانواده از بحرانها، چیزهایی است که در هیچ کتابی درباره آن خانواده نوشته نشده، اما در ذهن و خاطره سالمندان باقی مانده است. این روانشناس میگوید: «هر خانوادهای یک حافظه و تاریخ زنده دارد و سالمندان بخش مهمی از این حافظهاند.» به گفته او وقتی نوهای از مادربزرگش درباره جوانی، ازدواج یا سختیهای آن سالها سؤال میکند فقط یک گفتوگوی ساده شکل نگرفته است. سالمند احساس میکند آنچه در زندگی تجربه کرده، هنوز برای نسل بعد ارزش دارد. از طرف دیگر، بچهها و نوهها هم با شنیدن این خاطرات، شناخت بیشتری از ریشههای خانواده پیدا میکنند. او معتقد است حتی میتوان این خاطرات را در قالب عکس، فایل صوتی یا تصویری و یک «دفترچه خاطرات خانوادگی» ثبت کرد تا بخشی از تاریخ شفاهی خانواده باقی بماند.
سالمندی که در خانه هست، اما در جمع نیست
گاهی تنهایی سالمند نه از نداشتن اعضای خانواده، از نداشتن ارتباط واقعی با آنها شکل میگیرد. ممکن است چند نفر در یک خانه زندگی کنند، اما سالمند کمتر در گفتوگوها و تصمیمها حضور داشته باشد. ممقانیه برای توضیح این وضعیت میگوید: «انزوا یعنی حضور جسمی، اما غیبت فکری.»راهکار هم لزوماً پیچیده نیست. به جای اینکه فقط اتفاقات روزمره را برای سالمند تعریف کنیم، میتوانیم نظرش را بپرسیم: «به نظر شما چطور بود؟» یا «اگر شما جای ما بودید چه میکردید؟» همین سؤالهای ساده میتواند او را دوباره وارد جریان زندگی خانواده کند. از سوی دیگر نباید با سالمند مثل یک کودک رفتار کرد. این روانشناس تأکید میکند: «باید اجازه بدهیم در بحثهای جدی خانه نظر بدهند حتی اگر با آنها مخالف هستیم. بحث کردن یعنی زنده بودن. اجازه دهید ذهنشان در جریان اتفاقات روزمره باشد.» به باور او، بهتر است سالمند در خانواده نقش «مشاور» داشته باشد، نه فقط «متقاضی خدمات». وقتی فرد همیشه دریافت کننده غذا، دارو و مراقبت باشد ممکن است احساس کند دیگر نقشی ندارد، اما وقتی خانواده از تجربه او کمک میگیرد، احساس ارزشمندی بیشتری خواهد داشت.
مراقبت از سالمند، فقط مراقبت از جسم او نیست
فناوری هم میتواند به این فاصله کمک کند یا آن را کمتر کند. بسیاری از ارتباطات خانوادگی امروز در گروههای مجازی اتفاق میافتد و سالمندی که کار با گوشی و پیام رسانها را بلد نیست ممکن است ناخواسته از بخشی از زندگی خانواده کنار بماند. به گفته این روانشناس، اگر یکی از اعضای خانواده با حوصله کار با گوشی، دیدن عکسها، فرستادن پیام صوتی یا تماس تصویری را به سالمند آموزش دهد، فناوری میتواند به جای فاصله، «ابزاری برای تقویت ارتباط و احساس تعلق» باشد. البته قرار نیست همه ارتباطات خانوادگی به فضای مجازی منتقل شود. تماس تلفنی، گفتوگوی حضوری و دیدار همچنان جای خودشان را دارند. در نهایت، مسئله فقط این نیست که سالمند در خانه مورد احترام باشد، مهم این است که هنوز برای او جایی در زندگی خانواده وجود داشته باشد. جایی برای نظر دادن، خاطره گفتن، مشورت کردن و حتی مخالفت کردن. ممقانیه حرفش را با یک جمله تمام میکند: «سالمند قبل از اینکه یک فرد نیازمند مراقبت باشد، یک انسان با علایق، احساسات، خاطرات و نیاز به ارتباط است. فاصله میان احترام و اعتبار شاید همین باشد، سالمند را فقط نبینیم بلکه حضور و تجربهاش را جدی بگیریم.»