عقبهی اجتماعی نظام از کجا شکل گرفت و چرا قدرت به حساب میآید؟ و درست در همین مدت جنگ، عقبهی اجتماعی ترامپ و نتانیاهو چه شد؟! در این نوشته به این دو پرسش پاسخ میدهم و ارتباط آن را با افشاگریهای امارات و مصر دربارهی مطلعبودن نتانیاهو از هفتم اکتبر نشان میدهم. عقبهی اجتماعی نظام از کجا شکل گرفت و چرا قدرت به حساب میآید؟ و درست در همین مدت جنگ، عقبهی اجتماعی ترامپ و نتانیاهو چه شد؟! در این نوشته به این دو پرسش پاسخ میدهم و ارتباط آن را با افشاگریهای امارات و مصر دربارهی مطلعبودن نتانیاهو از هفتم اکتبر نشان میدهم.
عقبهی اجتماعی شکلگرفتهی نظام را میتوان به دو دسته که اکنون یکپارچه در کنار هم قرار گرفتهاند تقسیم کرد. دستهای که معمولاً همیشه با نظام هستند و برخی به آنان «هستهی سخت نظام» میگویند و دستهی دوم کسانی که در اثر یک «همگرایی اجتماعی مقابل تهدید خارجی» شکل گرفتند. اکنون تفکیک این دو از هم دشوار است، زیرا بههم پیوستهاند. دلیلی که من برای این وحدت و شکلگیری یک عقبهی نیرومند میبینم، تغییر باور دستهی دوم نسبت به برخی حقایق و نسبت به دستهی اول است. دستهی دوم قبلاً گاهی دستهی اول را تکفیر میکردند ولی اکنون چنین نیست و یک هدف مشترک پیدا کردهاند.
پیش از جنگ، امید مخالفان جمهوری اسلامی این بود که فشار خارجی، حمله نظامی یا ضربه به ساختار قدرت بتواند به شکاف میان جامعه و حکومت تبدیل شود. ولی چنین اتفاقی نیفتاد. بلکه پدیدهی «گردآمدن حول پرچم» را شاهد بودیم، و پدیدهای که برخی آن را «ملیگرایی روزمره» نامیدند که در آن حتی منتقدان نظام، در برابر حملهی خارجی از ایران دفاع میکنند.
تردیدی نیست که جنگ، محاسبهی بخشی از مخالفان دربارهی «مداخله خارجی» را تغییر داد. پیش از جنگ، برای بخشی از مخالفان که صدای یک انفجار بزرگ را در عمرشان نشنیده بودند، حملهی خارجی یک مفهوم انتزاعی بود. گمان میکردند جنگ یعنی فشار بر حکومت و احتمالاً فراهمشدن فرصت تغییر سیاسی. وقتی جنگ به زندگی واقعی مردم وارد شد، غیرنظامیان کشته شدند، زیرساختها تخریب و اختلالاتی حادث شد، تازه از آن خوابوخیال درآمدند. یادمان نمیرود که نظرسنجی عجیب منتشر میکردند که مدعی بود۴۰ درصد از مردم جنگ را نوعی «مداخلهی بشردوستانه» تلقی میکردند! ولی جنگ نتوانست جامعهی ناراضی را به یک نیروی واحد برای تغییر حکومت تبدیل کند، بلکه برعکس عمل کرد. دنیا از ثبات سیاسی حتی پس از ترور رهبری و مقامات عالی و نظامیان ارشد در بهت فرورفت. کسانی گفتند این ثبات حتی تا دههها یا قرنهای آینده نیز محل بحث و تحلیل خواهد بود.
میتوان حتی عقبهی اجتماعی را معادل «طرفداران حکومت» ندانست که مثلاً در راهپیمایی مناسبتها هم حاضر میشوند یا پای صندوق رأی میآیند ولی میتوان با جرئت گفت که این عقبه، اکنون ظرفیت جامعه برای ایستادن پشت کشور و حاکمیت آن در برابر فشار خارجی، حتی در شرایط نارضایتی از عملکرد مدیران است.
عقبهای که رهبر انقلاب نام میبرد، یک قدرت است، زیرا یکی از عناصر مهم قدرت، «توان تحمل بحران بدون فروپاشی داخلی است» که این عقبه از عهدهی آن بهخوبی برآمد و حالا میتواند حفظ تنگههرمز را برای مسئولان انشا و مطالبه کند.
وزیر خزانهداری امریکا که میگوید ایران تا دو هفتهی دیگر فرومیپاشد، درواقع به فروپاشی همین عقبه چشم بسته است. ولی دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته و تحلیلگر نظامی و امنیت ملی امریکایی بهتر از او میفهمد، وقتی میگوید: «این حرف را ثبت میکنم و هرگز از یادم نمیرود: دو هفته! ایران هشت سال جنگ با عراق را پشت سر گذاشت. سالها فشار حداکثری ترامپ را تاب آورد و حالا هشت ماه جنگ را نیز پشت سر گذاشته است و ما قرار است باور کنیم ایران ظرف دو هفته فرومیپاشد»!
برخی تحلیلگران در رسانههای فارسیزبان مدعیاند «جنگ یک هویت ملی را فعال کرد که الزاماً همان هویت رسمی جمهوری اسلامی نیست». ولی اینان با آغاز جنگ میگفتند «جنگ هویت ملی ایرانیان را فعال میکند و این هویت علیه جمهوری اسلامی عمل خواهد کرد». پس چه شد؟! چرا برعکس شد؟ فقط میتوان نتیجه گرفت که هویت ملی از هویت نظام دور نبوده است. باز میگویند «جنگ عقبهی ایدئولوژیک نظام را بزرگ نکرد بلکه یک عقبهی ملی و سیاسی در اختیار جمهوریاسلامی گذاشت که بتواند از آن استفاده کند». هرچه میخواهید اسمش را بگذارید. بازی با کلمات برای شما و عقبهی اجتماعی نیرومند برای ایران!
اما در همین مدت در امریکا و اسرائیل چه اتفاق افتاد؟ برای ترامپ کار سخت شد. میزان رضایت از عملکرد او به ۳۲درصد سقوط کرد. حتی در میان جمهوریخواهان این رضایت در یک هفته از ۸۲ به ۷۳درصد کاهش یافت. بازار «پولی مارکت» دیروز احتمال در اختیارگرفتن مجلس نمایندگان از سوی دموکراتها را ۹۳درصد و احتمال در اختیارگرفتن سنا را ۶۳درصد نشان میدهد. یعنی همین جنگی که برای ایران عقبه ساخت، عقبهی ترامپ را ویران کرد.
نتانیاهو نیز با افشاگری «مطلعبودن از هفتماکتبر» روبهرو شده است. امارات و مصر کارهای نیستند. این را کار خود امریکاییها میدانم که تمایلی به در قدرتماندن نتانیاهو ندارند. شاید، چون احساس میکنند او این عقبه را از آنان گرفته است. نتانیاهو به سازمان ملل میرود ولی دیداری با ترامپ جور نمیشود. یعنی این فقط دنیا نیست که از او متنفر شده، حتی نفرتانگیزی مانند ترامپ نیز برای «یک مشت عقبه» از او فاصله میگیرد!
حالا امریکا در منطقه دارد «عقب» میرود. رهبری گفت حتی از دریای عرب، عقبتر! این تنها عقبهای است که برای آنان باقی مانده است!