سقوط آزاد فوتبال ایران یک شبه رخ نداده و ریشه آن به مدیریت ضعیف و فشلی برمیگردد که طی چند دهه اخیر این رشته را چه از نظر فنی و چه از نظر مدیریتی به پایینتر سطح خود سوق داده و نهتنها عذرخواهی نمیکنند و استعفا نمیدهند، بلکه با افتخار به مدیریت خود نمره ۲۰ میدهند و احتمالاً خود را شایسته دریافت نشان لیاقت میدانند! جوان آنلاین: سقوط آزاد فوتبال ایران یک شبه رخ نداده و ریشه آن به مدیریت ضعیف و فشلی برمیگردد که طی چند دهه اخیر این رشته را چه از نظر فنی و چه از نظر مدیریتی به پایینتر سطح خود سوق داده و نهتنها عذرخواهی نمیکنند و استعفا نمیدهند، بلکه با افتخار به مدیریت خود نمره ۲۰ میدهند و احتمالاً خود را شایسته دریافت نشان لیاقت میدانند! نتایج تیمهایملی، عملکرد آنها در تورنمنتهای مهم و حواشی چهرههای شناخته شده همه توجهات را جلب میکند. همین هیاهو باعث میشود بسیاری از واقعیتها پنهان بمانند. درحالیکه تصمیمات مدیریتی پشتپرده تأثیر مستقیم بر فوتبال دارد. قصه پرغصه هیئتهای فوتبالی یکی از مواردی است که به حاشیه رانده شده و فعالیتدرحاشیه به ضرر فوتبال و صدالبته به سود خیلیها تمام شده است. هیئتهای استانی در تمامی رشتهها زیر نظر فدراسیونهای مربوطه هستند و طبیعتاً قوانین موجود نیز به صورت یکسان شامل حالشان میشود. ولی فوتبالیها که همیشه خود را تافته جدا بافته ورزش ایران میدانند هر قانونی که به نفعشان نباشد را خیلی شیک و تمیز وتو میکنند و پای استقلال فدراسیون فوتبال را وسط میکشند. سالهاست انتخابات رؤسای هیئتهای استانی فوتبال و تداوم حضور برخی چهرهها برای چند دوره متوالی، از جمله بحثبرانگیزترین و پرابهامترین حواشی مستطیلسبز کشورمان بوده و تاکنون نیز جز اظهارنظرهای متناقض اقدام جدی در خصوص رفع مشکلات و ابهامات موجود صورت نگرفته است. در سالهای اخیر اخبار پرحاشیهایی در مورد برخی روسای این هیئتها مطرح شده و حتی کار به برکناری هم کشیده. ولی جای تعجب دارد برخی از همان روسای پرحاشیه دوباره به مسند قدرت بازگشته و صندلی ریاست را از آن خود کردهاند. در حقیقت نه خبری از شفافسازی بوده و نه برخورد با متخلفان. بسیاری از هیئتهای استانی بهجای اینکه مشکلات فوتبال استان و شهرهای تابعه خود را مرتفع کنند و قدمی در جهت کمک به پیشرفت فوتبال کشور بردارند، محلی شدهاند برای حضور مدیران معلومالحال، امتحان پس داده و باز شدن پای افراد غیرورزشی. اینکه مدت ریاست در هیئتها چهارساله درنظر گرفته شده، طبیعتا برای راکد نماندن مدیریت، ورود نیروهای تازهنفس و حتی خلاصی از دست مدیران ناکارآمد بوده است. نهاینکه فلان شخص چند دوره میز و صندلی ریاست را با حمایت فدراسیون دو دستی بچسبد و زور هیچکس هم به او نرسد.
ابلاغ قانون جدید وزارت ورزش مبنیبر پایان قطعی مدیریت رؤسای هیئتهایی که عمر ریاستشان بیش از ۱۲ سال است را باید به فال نیک گرفت و عزل بدون درنگ آنها کمک بزرگی به فدراسیونها و رشتهها خواهد کرد. اما فوتبالیها در این مورد نیز بهانه آورده و مدعیاند این ابلاغیه شامل همه رشتهها میشود الا فوتبال! همانطور که پیشتر اشاره شد فوتبال در اتاق شیشهایی خود و با قوانین خود اداره میشود و زور هیچ نهادی به فدراسیون نمیرسد. درواقع باید گفت پشت کردن به این ابلاغ پشتکردن به فوتبال کشور است و آقایان در این زمینه نیز فقط سود و زیان خود را درنظر گرفتهاند نه پرهزینهترین رشته ورزشی ایران. بدون شک پایاندادن به مدیریت افراد تکراری و صدالبته ناکارآمد به سود هر رشته و ورزشی تمام خواهد شد. از اینکه خون تازه به هیئتها و فدراسیونها تزریق شود نباید ترسید. بلکه باید خوشحال بود که بالاخره جلوی مدیریتهای تکراری گرفته خواهد شد. با این وجود تافته جدابافته ورزش ایران زیر بار این قانون نرفته و همچنان بر تداوم بخشیدن به فلسفه مدیریتی منسوخ اصرار دارد. البته از هیئتها و روسای تکراری که سالهای سال است حامیان قوی در فدراسیون داشته و دارند بیش از این انتظار نمیرود. برخی هیئتهای استانی برایشان حکم ملک شخصی را پیدا کرده است. حق رأی رؤسا در مجمع انتخاباتی فدراسیون همان امتیازی است که بسیاری برای حفظش سر و دست میشکنند بنابراین پشت کردن به ابلاغ وزارت ورزش چندان عجیب و دور از انتظار نیست.
انصراف شوکه کننده
چهاردهمین سال ریاست علیاکبر ابرقویینژاد که به پایان رسید، انتظار میرفت فوتبال اصفهان شاهد یک دوران تازهباشد. اما داستان انتخابات سال ۱۳۹۵ هیئت فوتبال اصفهان از همان روزهای نخست و قبل از برگزاری مجمع با حاشیه همراه شد. ابرقویی نژاد مثل دورههای قبل ثبت نام کرد، اما در ادامه از رقابت کنار کشید. تصمیمی ناگهانی که معادله انتخابات را تغییر داد، چراکه برخی کاندیدها مدعی بودند اگر از کنارهگیری ابرقویی نژاد مطلع بودند شاید تصمیمات دیگری اتخاذ میکردند. همین مسئله بحث ثبت نام دوباره نامزدها را مطرح کرد. پرواضح بود برخی با این باور که قرار نیست تغییری در رأس هیئت فوتبال اصفهان صورت بگیرد، تلاش زیادی برای موفقیت در انتخابات نکرده بودند و کنارهگیری ابرقویی آنها را شوکه کرده بود. همین مسئله پای اداره ورزش و جوانان استان را به میان کشید. اما درخواست مطرح شده رضایت فدراسیون را به دنبال نداشت و در نهایت رقابت همچنان بین همان چهارکاندیدای قبلی (عبدالرسول یزدیزاده، محمد مجیری، عباس اخوان و امیرمسعود هراتیان) باشد. این انتخابات قرار بود تکلیف جانشین یکی از باسابقهترین رؤسای هیئتهای فوتبال کشور را روشن کند، اما از همان ابتدا با تصمیمی که کمترکسی انتظارش را داشت، به p اشیه کشیده شد. همین مسئله ۹ شهریور ۱۳۹۵ خبرنگاران زیادی را به محل برگزاری مجمع کشاند، اما اجازه ورود به خبرنگاران، عکسان و تصویربرداران داده نشد. شاید، چون پرواضح بود برگزاری مجمع با ۴۴ عضو خود میتواند حاشیهای دیگر باشد. چرا از نظر کارشناسی، برگزاری مجمع با این تعداد عضو خود محل ایران بود. زیرا با این تعداد رأی، امکان تقسیم مساوی آرا میان چهار نامزد وجود داشت. اما در نهایت هراتیان با ۲۶ رأی رئیس هیئت فوتبال اصفهان شد. آنهم در شرایطی که در عین ناباوری، عباس اخوان، پیشکسوت فوتبال این استان حتی یک رأی هم به دست نیاورد. نتیجهای که خود به یکی دیگر از حاشیههای پرتعداد انتخابات اصفهان تبدیل شد. انتخاباتی که، اما پرونده آن با معرفی هراتیان به عنوان رئیس بسته نشد. چراکه محل سکونت هراتیان همچنان محل بحث بود. البته که یک روز قبل از انتخابات نیز نامهای از سوی بازرسی کل استان درباره ضرورت بررسی وضعیت سکونت نامزدها و محل فعالیت یکی از آنها مطرح شد که نگاهها را به سمت هراتیان برگرداند. اما اداره ورزش استان اعلام کرد که هراتیان متولد و ساکن اصفهان است و حکم ریاست او صادر شد تا هراتیان بعد از ۱۴ سال جای ابرقویینژاد را در هیئت فوتبال اصفهان بگیرد.
از گم شدن کلید تا رئیسی که نرفته برگشت
سال ۱۴۰۱ از هر طرف که به ماجرا نگاه میکردید، نشانهها از پایان دوران عبدالکاظم طالقانی در هیئت فوتبال خوزستان خبر میداد. از یک طرف دوره هشتساله ریاستش تمام شده بود و از طرف دیگر نامش در همان مقطع بارها و بارها در ماجرای قرارداد ویلموتس و حواشی مدیران وقت فدراسیون تکرار. ضمن اینکه میرشاد ماجدی، سرپرست وقت فدراسیون نیز با اخذ موافقت اداره کل ورزش باتوجه به پایان دوره طالقانی در خردادماه ۱۴۰۱، مرداد همان سال برای هیئت فوتبال خوزستان سرپرست جدید تعیین کرده بود تا اینطور به نظر برسد که قرار است پرونده هشت سال ریاست طالقانی بسته شود. اما او هرگز این پایان را نپذیرفت. طالقانی انتصاب آلکثیر (سرپرست تعیین شده برای هیئت فوتبال خوزستان) را غیرقانونی خواند و با استناد به اساسنامه مدعی شد امکان ادامه فعالیتش تا زمان برگذاری انتخابات وجود دارد. اختلاف در این راستا، اما خیلی زود از یک اعتراض اداری فراتر رفت. به طوریکه طالقانی نهتنها در مراسم تودیع و معارفه سرپرست جدید حاضر نشد، بلکه از تحویل دادن کلید هیئت فوتبال هم خودداری کرد تا ثابت شود ماجرای پایان ریاست طالقانی قرار نیست به سادگی تمام شود! اصرار او به ادامه کارش درحالی بود که در آن مقطع، گفته میشد طالقانی حضور پررنگی هم در هیئت نداشته و بخش زیادی از امور را به فرد دیگری سپرده، باوجود این، اما واکنشهای سفت و سختاش نشان میداد که قصدی برای ترک این پست ندارد و به همین دلیل راه تهران و فدراسیون را در پیش گرفت برای رسیدن به نتیجه. پس از بازگشت مهدی تاج به ریاست فدراسیون فوتبال در شهریور همان سال، در فضای رسانهای بار دیگر این بحث مطرح شد که آیا بازگشت تاج میتواند زمینه بازگشت طالقانی به هیئت فوتبال خوزستان را فراهم کند؟ البته که هیچ زمان سندی درباره دخالت مستقیم تاج منتشر نشد، اما همواره این بحث مطرح بود که طالقانی دست آخر به واسطه رفاقتی که با تاج دارد بر این مشکل فائق خواهد آمد. دست آخر هم چند هفته بعد اتفاقی افتاد که همه تصورات و معادلات در خصوص پایان دورات طالقانی در هیئت فوتبال خوزستان را تغییر داد. ۱۲ مهر ۱۴۰۱ مجمع انتخاباتی هیئت فوتبال خوزستان برگزار شد. از میان چهار نامزد، محمد نظری و البرز حاجیپور در مجمع حاضر نشدند، امید احمدی نیز انصراف داد و در نهایت طالقانی با کسب ۴۶ رأی از مجموع ۴۸ رأی، بار دیگر به ریاست هیئت فوتبال خوزستان رسید! انتخاباتی که نشان داد چیزی که در مردادماه پایان یک دوره هشتساله به نظر میرسید، تنها چند ماه بعد به بازگشت طالقانی به همان صندلی ختم شد.
انتخابات بلاتکلیف اختلاف فدراسیون با اداره کل ورزش
گاه، اما برای بهم ریختن یک انتخابات حتی لازم نیست صندوق آرا باز شود. درست مثل انتخابات هیئت فوتبال شیراز در سال ۱۳۹۱ که به یک چالش جدی و پیچیده تبدیلشد. قرار بود به مانند تمامی انتخابات هیئتهای فوتبال، مجمع برگزار شود تا اعضای آن از بین نامزدهایی که از مدتها قبل برای نشستن روی صندلی ریاست با یکدیگر رقابت میکردند رئیس جدید هیئت فوتبال شیراز را انتخاب کنند. اما داستان به شکل دیگری پیش رفت. چراکه براساس صحبتهای کفاشیان، نایب رئیس وقت فدراسیون فوتبال، اداره کل ورزش و جوانان شیراز ایرادهایی به برگزاری این مجمع انتخاباتی گرفته بود. نخست اینکه فدراسیون برای برگزاری این انتخابات اطلاعیه مکتوب نزده و دوم اینکه به جای ۴۵ روز، ۳۸ روز زمان برای ثبتنام درنظر گرفته است. به همین دلیل چند نفر از اعضای مجمع که کارمندان اداره کل بودند براساس دستوری که به آنها داده شده بود در مجمع حاضر نشدند. اما مجمع بدون حضور آنها نیز به حدنصاب رسید و انتخابات برگزار شد تا محمد هادی آیتالهی که آبان ۸۸ به دلیل حاشیههای حضور همزمان در تربیت بدنی فارس و هیئت فوتبال فارس استعفا داده بود، بار دیگر به عنوان رئیس انتخاب شود. با این وجود این انتخابات به دلیل عدم رعایت قوانین برگزاری، باطل شد. آنهم در شرایطی که کفاشیان صراحتاً مدعی بود این انتخابات باطل نیست و اگر هم دوباره برگزار شود بار دیگر نیز آیتالهی رأی میآورد. همان رئیسی که سال ۸۸ استعفا داده بود و استعفایش را اگرچه اداره کل ورزش شیراز پذیرفته بود، اما فدراسیون نپذیرفت تا به یک چالش تبدیل شود! چالشی که در جریان برگزاری انتخابات سال ۱۳۹۱ هیئت فوتبال شیراز بار دیگر تکرار شد. چراکه نایبرئیس فدراسیون فوتبال نسبت به ابطال انتخابات به دلیل عدم رعایت قوانین موضع متفاوتی از مدیرکل ورزش و جوانان داشت. کفاشیان مدعی بود مدیرکل ورزش و جوانان فارس به عنوان عضو مجمع، نمیتواند انتخابات را باطل کند. به این ترتیب، حتی درباره اینکه چه کسی اساساً اختیار توقف یا ابطال انتخابات را دارد نیز اختلاف نظر به وجود آمد. در ظاهر، ماجرا ساده بود. انتخابات برگزار نشد. اما پشت همین جمله کوتاه، یک سؤال مهمتر وجود داشت. اینکه وقتی نهادهای درگیر در اداره فوتبال درخصوص اعتبار روند برگزاری مجمع و اختیار ابطال آن اختلاف نظر دارند، تکلیف انتخاب رئیس جدید چه میشود؟
ورود دادستان به انتخابات فارس
سال ۱۴۰۱ و بعد از پایان دوران چهارساله غلامعلی هنرپیشه، قرار بود انتخابات هیئت فوتبال استان فارس مثل هر انتخابات دیگری برگزاری مجمع و رأیگیری تمام شود. انتخاباتی که ۱۶ نفر برای آن ثبتنام کردند که در نهایت ۱۳ نفر مجوز گرفتند. اما هیچکس نمیدانست سرنوشت این انتخابات قرار است با لو رفتن وویس مکالمه تلفنی یکی از کاندیداها با رئیس هیئت فوتبال استان فارس به کجا بکشد! انتخاباتی که از ثبت نام کاندیداهای آن تا تأیید آنها، حضورشان در مجمع و... پرحاشیه بود و دست آخر هم یکی از کاندیداها که برخی اعضای مجمع دنبال رأی آوردن او بودند با حضورش در انتخابات مخالف با رأیگیری به صورت شفاهی کنار گذاشته شد و پس از کش و قوس فراوان، حسین قنبری به عنوان رئیس جدید برگزیده شد. اما انتخاب او پایان کار نبود و انتشار یک فایل صوتی در یکی از برنامههای فوتبالی صداوسیما، مسیر ماجرا را عوض کرد. فایل صوتی گفتوگوی یکی از کاندیداها با رئیس سابق هیئت فوتبال استان فارس که هیچ ارتباطی به اختلافات انتخاباتی نداشت و پرده از مسائلی برداشت که رسماً پای دستگاههای قضایی را به ماجرا باز کرد. چراکه میلیونها نفر در عین ناباوری چانهزندی یکی از نامزدها با رئیس سابق هیئت فوتبال را به گوش خود از رسانه ملی شنیدند. در همین راستا، مصطفی بحرینی، دادستان وقت استان فارس از باز شدن پرونده قضایی برای متهمین پس از دریافت گزارش پلیس اطلاعات و امنیت خبر داد. در واقع، حاشیه اصلی نه صرفاً نتیجه انتخابات، بلکه ابهامات و پرسشهایی درخصوص فایل منتشر شده بود که باعث شد این انتخابات باوجود برگزاری و مشخص شدن رئیس جدید، از سوی نهادهای بالادستی باطل شود تا بررسی و مشخص شود که آیا همه چیز در چارچوب رقابت معمول انتخاباتی پیش رفته است؟ ماجرایی که نشان داد؛ همیشه داستان انتخابات هیئتهای فوتبال با پایان رأیگیری مجمع به نقطه پایان نمیرسد.
از ۳ دهه حضور تا جعل مدرک
مازندران را اگر از روی تقویمانتخابات هیئت فوتبال آن مرور کنیم، فقط با اسامی رؤسا و نتیجه رأیگیریها روبهرونمیشویم. چراکه گاه حواشی آن از خود متن (انتخابات) پررنگتر بودند. دستکم دردو مقطع که انتخابات هیئت فوتبال مازندران را زیر ذرهبین برد و به حاشیه کشاند. سال ۱۳۹۱ انتخابات این هیئت به شدت مورد توجه قرار گرفت. چراکه باتوجه به طولانیشدن ریاست غلامرضا بهروان (از سال ۱۳۷۲)، بحث گردش مدیریت، امکان حضور چهرههای جدید جهت تزریق خون و تفکر تازه به فوتبال ایناستان، به یکی از مطالبات انتخابات تبدیل شد. آن هم درحالی که بهروان با کاندید شدنشان داده بود هیچ علاقهای به واگذاری این سمت به دیگری ندارد. با این وجود انتخابات ۱۳۹۱ با طرح یک سؤال ساده آغاز شد. اینکه آیا بهروان باتوجه به وضعیت بازنشستگی، اساساً میتواند در انتخابات شرکت کند؟ بحثی که نماینده وزارت ورزش و جوانان نیز در ایراد به آن، مجمع را ترک کرد. در واقع در آن مقطع، اختلافنظرهای زیادی درباره قانونی بودن یا نبودن حضور بهروان وجود داشت که انتخابات هم تحتتأثیر همین بحث قرار گرفت. یعنی پیش از رقابت بر سر رأی، صلاحیت حضور رئیس وقت در انتخابات بود که به مسئله اصلی تبدیل شد! اما حتی مخالفت نماینده وزارت هم راه به جایی نبرد و بهروان نه فقط کاندید که بار دیگر رئیس شد و کفاشیان، رئیس وقت فدراسیون فوتبال نیز با قانونی خواندن انتخابات مهر تأییدی زد به حضور دوباره او در هیئت فوتبال مازندران. رئیسی که تا سال ۱۳۹۹ از پشت صندلی ریاست هیئت فوتبال مازندران برنخواست! اما حتی بعد از بهروان هم هیئت فوتبال این استان همچنان موردتوجه بود. سال ۱۴۰۰، انتخابات هیئت فوتبال مازندران بار دیگر توجهها را به خود جلب کرد. این مرتبه، اما با ماجرایی جنجالیترکه درباره مدارک یکی از نامزدها بود و سکوت شائبه برانگیز و بیتوجهی برخی مسئولان که در نهایت پای وزارت ورزش را به ماجرای باز کرد. طبق مقررات، داشتن دستکم پنجسال سابقه مدیریتی برای نامزدها الزامی بود و برای اثبات این سابقه باید مدارک مشخصی ارائه میشد. در آستانه انتخابات، اما بحثهایی درباره مدارک مدیریتی یکی ازنامزدها مطرح شد. گفته میشد عنوان شغلی درجشده در برخی احکام با سابقه واقعی مدیریتی او همخوانی ندارد و همین مسئله میتواند شرط پنجساله را زیر سؤال ببرد. مشکلی که به اعتقاد معترضان باید در همان مرحله نخست با آن برخورد میشد ولی هیچ اتفاقی نیفتاد.
انتخاباتی که به بنبست خورد
اسفند ۱۳۹۷ که دوره چهارساله ریاست حبیبالله شیرازی درهیئت فوتبال تهران به پایان رسید، هیچکس تصورش را نمیکرد قرار است انتخاب رئیس جدید دو سال زمان ببرد! اما حاشیه و صد البته تخلفات صورت گرفته باعث شد، این انتخابات دو مرتبه به بنبست بخورد! کاندیداها درحالی خود را برای رقابت با یکدیگر آماده میکردند که زمزمههای زیادی به گوش میرسید و گمانهزنیهایی هم برای به تعویق افتادن مجمع انتخاباتی انجام شده بود. بعد از این تصمیم مشخص شد حرف و حدیثهای مطرح شده پربیراه هم نبوده و در واقع ابهامات حقوقی منجربه لغو انتخابات شده است. در همین راستا، رضا گلمحمدی، مدیرکل وقت ورزش و جوانان استان تهران اعلام کرد که سهعضو مجمع ۴۸ ساعت پیش از انتخابات تغییرکردند! این درحالی بود که براساس مقررات، اعضای مجمع باید حداقل یک هفته و حداکثر ۱۵ روز پیش از تشکیل مجمع معرفی میشدند و این تغییرات اعتبار مجمع را زیر سوال میبرد. به همین دلیل مدیرکل موضوع را به نهادهای نظارتی گزارش و آنها نیز مخالفت خود را با برگزاری انتخابات در چنین شرایطی اعلام کرده بودند. مسئلهای که منجر به لغو انتخابات شد تا بار دیگر توپ به زمین فدراسیون بیفتد. از طرف دیگر مدیرکل ورزش و جوانان تهران تأکید داشت؛ باتوجه به پایان دوران شیرازی، سرپرستی برای هیئت فوتبال انتخاب نشده و رئیس سابق همچنان در راس امور است و این درحالی بود که شیرازی همزمان یکی از نامزدهای انتخابات هم بود. بعد از کش و قوسهای فراوان بین فدراسیون اداره کل ورزش و جوانان تهران و نهادهای نظاراتی، سرانجام ۴ اسفند ۱۳۹۹ به عنوان روز انتخابات تعیین شد. این مرتبه ۱۵ کاندید تأیید صلاحیت شدند. اما حاشیهها تا روز برگزاری مجمع ادامه داشت. هفتنامزد در اعتراض به روند انتخابات در مجمع حاضر نشده و شکایت خود را نزد کمیته اخلاق بردند. رسانهها صرفاً دقایقی اجازه ورود داشتن و بعد از آن نه امکان دریافت صدا بود و نه تصویر. مسئلهای که ایرنا نوشت به شائبه مهندسی انتخابات دامن زده است! در نهایت، اما صندوق رأی باز شد و حبیبالله شیرازی با ۲۳ رأی، بعد از دوسال وقفه برای برگزاری انتخابات، هچنان رئیس ماند. رئیسی که البته دوران پرحاشیهای داشت، به طوری که سرانجام ۱۹ فروردین ۱۴۰۲ دل از هیئت فوتبال تهران کند و ناچار به استعفا شد تا براتی تا برگزاری انتخابات بعدی سرپرست شود.
فرایند طولانی و سوال برانگیز انتخابات
انچه که گفته شد تنها چند مورد از تخلفات گسترده در انتخابات هیئتهای فوتبال استانی بود و اگر بخواهیم این پرونده قطور را ورق بزنیم باید مدتها وقت بگذاریم مث پرونده انتخابات هیئت فوتبال خراسانرضوی که از نقطه آغاز مشخص بود قرار نیست بدون حاشیه به نقطه پایان برسد. دوره ریاست پرسروصدای احسان اصولی اردیبهشت ۱۴۰۲ به پایان رسید، اما هیچ خبری از برگزاری مجمع انتخاباتی نبود. حال آنکه چندماهی از ثبت نام کاندیداها میگذشت. سرانجام این پروسه به قدری طولانی شد که طهمورث حیدری، عضو هیئت رئیسه و رئیس کمیته امور استانهای فدراسیون فوتبال تأکید کرد به دلیل انقضای موعد قانونی و همچنین به درخواست تعدادی از اعضای مجمع عمومی خراسانرضوی، اسفند ۱۴۰۲، روزنامه «خراسان» در گزارشی به شایعات مطرح شده در خصوص دلیل این تأخیرپرداخت و به نقل از شنیدهها در محافل غیررسمی نوشت گفته میشود احسان اصولی که نامش در فهرست نهایی نامزدهای مورد تأیید قرار نگرفته بود، در تلاش بوده با رایزنی با مهدی تاج، برگزاری انتخابات را به تعویق بیندازد تا شرایط برای قرار گرفتن دوباره نامش در فهرست نامزدها فراهم شود
سرانجام، اما بعد از کشو قوس فراوان، مجمع انتخاباتی این استان ۱۵ آبان ۱۴۰۳ برگزار شد. انتخاباتی که این بار اصولی حتی برای آن کاندید هم نشده بود تا سید خلیل موسوی، با کسب ۴۰ رأی از ۴۶ رأی اعضای مجمع به عنوان رئیس جدید معرفی شد، اما دست آخر هم هیچ کس متوجه دلیل مستند طولانی شدن این انتخابات که فرایند ثبت نام کاندیداها را تجدید کرده بود نشد.