بعضی خاطرهها نه قدیمی میشوند، نه کمرنگ؛ فقط هر سال، درست حوالی شهریور که میرسیم، از گوشهای از ذهن بیرون میآیند و دوباره خودشان را به زندگی امروزمان تحمیل میکنند جوان آنلاین: بعضی خاطرهها نه قدیمی میشوند، نه کمرنگ؛ فقط هر سال، درست حوالی شهریور که میرسیم، از گوشهای از ذهن بیرون میآیند و دوباره خودشان را به زندگی امروزمان تحمیل میکنند. بوی کتاب و دفتر نو، صدای ورق خوردن کاغذهای تازه، جلدهای پلاستیکی رنگارنگ، مدادهایی که با وسواس تراشیده میشدند، پاککنهای دورنگ قرمز و آبی، تراش فلزی، کیفهای نو و کفشهایی که قرار بود یک سال تمام همقدم ما باشند. برای نسل ما، مهر فقط یک ماه از تقویم نبود؛ یک اتفاق بود، یک آیین، یک شروع رسمی. انگار با باز شدن در مدرسه، بخشی از کودکی هم وارد مرحله تازهای میشد. برخلاف بسیاری از همسن و سالهایم، روز اول مدرسه را به خوبی به یاد دارم؛ لوازمالتحریر، کیف نو قرمز رنگ و کفشهای کیکرز قهوهایرنگی که پدرم از کفش ملی میدان فوریه برایم خریده بود. بعدها خریدن کفش کیکرز برایم تبدیل به یک آیین سالانه شد؛ آئینی که هنوز هم یادآوریاش بوی مهر میدهد. ساندویچ نان و پنیر و گردو و شیرکاکائوی غلیظ پاک؛ همان مدلهای سهگوشی که عکس کله گاو روی جلدشان خودنمایی میکرد. بوی پاییز، بوی مدرسه، شوق کتابهای نو و البته لذت جلد کردن کتابها و چسباندن برچسب روی آنها. مداد سیاه سوسماری و تراش فلزی و پاککن دورنگ قرمز و آبی، جزء مهمترین وسایل کیفم بودند. چیزهایی ساده که امروز شاید برای کودک امروز معنای چندانی نداشته باشند، اما برای ما بخشی از هویت آن روزها بودند. مگر میشود این جزئیات را فراموش کرد؟ نگارنده این توفیق را هم داشت که به صلاحدید خانواده، کودکستان و آمادگی را پیش از ورود به کلاس اول تجربه کند. هنوز دفترچههای مشق و نقاشی آن سالهای دور را نگه داشتهام؛ کاغذهایی که شاید امروز از نظر آموزشی ارزش چندانی نداشته باشند، اما برای من سندی هستند از روزگاری که جهان کوچکتر بود و در عین حال، کشفکردنیتر. حالا سالها گذشته است و نسل ما از نیمکت مدرسه فاصله گرفته، اما مهر هنوز همان قدرت عجیب را دارد؛ قدرتی که با آمدنش، نهفقط خاطره مدرسه، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره کودکان امروز پیش روی ما میگذارد. کودک ششسالهای که امسال قرار است کلاس اولی شود، دقیقاً چه چیزی را آغاز میکند؟ آیا فقط قرار است خواندن و نوشتن یاد بگیرد؟ آیا آمادگی برای مدرسه به خرید کیف و کفش و دفتر و مداد خلاصه میشود؟ آیا اگر کودک بتواند چند کلمه بخواند یا اعداد را بشناسد، یعنی برای کلاس اول آماده است؟ پاسخ، صریح است: نه.
کلاس اول، فقط آغاز آموزش رسمی نیست؛ یکی از نخستین مواجهههای جدی کودک با جهان بیرون از خانواده است. کودک باید یاد بگیرد چند ساعت بدون حضور پدر و مادر احساس امنیت کند، با آدمهای تازه ارتباط بگیرد، قوانین جمعی را بپذیرد، نوبت خود را رعایت کند، وسیلهاش را با دیگری شریک شود، اختلافش را حل کند، گاهی «نه» بشنود، گاهی شکست بخورد و مهمتر از همه، در بسیاری از موقعیتها خودش از پس کارهایش بربیاید. به همین دلیل، شاید مهمترین آمادگی برای کلاس اول، آمادگی آموزشی نباشد؛ آمادگی برای مستقل شدن باشد. والدی که تا روز اول مدرسه هنوز کفش کودک را میبندد، لباسش را مرتب میکند، وسایلش را جمع میکند، غذا را در دهانش میگذارد یا برای کوچکترین مسئلهای به جای او پاسخ میدهد، باید بداند محبت همیشه به معنای انجام دادن کارهای کودک نیست. گاهی محبت واقعی، فرصت دادن برای انجام دادن همان کارهاست. کودک ششساله باید تا حد قابل قبولی بتواند از سرویس بهداشتی استفاده کند، لباس خود را مدیریت کند، وسایلش را جمع کند، غذا بخورد و در صورت نیاز از یک بزرگسال کمک بخواهد. حتی بستن بند کفش، مرتب کردن کیف یا تشخیص وسایل شخصی، مهارتهایی ساده، اما مهماند. قرار نیست کودک از روز اول کاملاً مستقل و بینیاز باشد؛ قرار است در مسیر استقلال قرار گرفته باشد. باید بدانیم که کودک ششساله بیش ازهر چیز به تجربه نیاز دارد؛ به بازی، گفتوگو، حرکت، خیالپردازی و ارتباط با دیگران. بازی حاشیه زندگی کودک نیست؛ بخش مهمی از خود زندگی اوست. کودک در بازی نقش میگیرد، مذاکره میکند، قانون میسازد، شکست میخورد، دوباره تلاش میکند و جهان را از زاویه خودش میفهمد. دوستیهای مدرسه هم اغلب از همین بازیهای ساده شروع میشوند. بنابراین اگر کودک روزهای اول به خانه آمد و گفت «امروز با کسی دوست نشدم»، نباید فوراً او را بازجویی کرد. شاید بهترین واکنش این باشد که کنار او بنشینیم و بگوییم: «اگر دوست داری، برایم تعریف کن امروز چه گذشت.»
موضوع دیگری که نباید از آن غافل شد، تغذیه است. میانوعده مدرسه شاید در ظاهر مسئله کوچکی باشد، اما بخشی از سبک زندگی کودک را شکل میدهد. نسل ما با نان و پنیر و گردو، میوه و خوراکیهای ساده مدرسه خاطره دارد؛ امروز البته انتخابها بسیار بیشتر شده است. اما میانوعده خوب الزاماً میانوعده پرزرقوبرق نیست. خوراکیهای ساده، متعادل و متناسب با نیاز کودک، همراه با آب کافی، معمولاً از خوراکیهایی که فقط بستهبندی جذاب دارند، انتخاب منطقیتری هستند. خواب هم قهرمان گمنام موفقیت روزهای مدرسه است. کودکی که شبها دیر میخوابد و صبح با اجبار و گریه بیدار میشود، طبیعی است که در کلاس تمرکز کافی نداشته باشد. تنظیم ساعت خواب بهتر است پیش از شروع مدرسه و به تدریج اتفاق بیفتد.
در کنار همه اینها، رابطه خانواده با مدرسه اهمیت ویژهای دارد. والدین نه باید مدرسه را رها کنند و نه در هر مسئله کوچکی وارد میدان شوند. اگر هر اختلاف کودک با دوستش را به بحران تبدیل کنیم یا با اولین تذکر معلم مقابل کودک از مدرسه دفاع یا علیه آن موضع بگیریم، به کودک فرصت حل مسئله نمیدهیم. از طرف دیگر، اعتماد کورکورانه به مدرسه هم منطقی نیست. رابطه سالم میان خانواده و مدرسه یعنی گفتوگو، همکاری، پرسش و پیگیری مسئولانه.
یکی از بهترین راههای آماده کردن کودک، تصویرسازی ذهنی واقعبینانه از مدرسه است. میتوان درباره کلاس، معلم، زنگ تفریح، حیاط، سرویس بهداشتی، صف، غذا خوردن و دوست پیدا کردن با کودک صحبت کرد. اما نباید مدرسه را یک سرزمین افسانهای نشان دهیم که در آن همه چیز همیشه عالی است. مدرسه واقعی است؛ ممکن است یک روز خوش بگذرد و روز دیگر کودک خسته یا ناراحت به خانه برگردد. ممکن است دوستی پیدا کند و روزی با همان دوست اختلاف پیدا کند. ممکن است معلم او را تشویق کند و روز دیگری به او تذکر بدهد. این واقعیت را باید به کودک آموخت که ناراحت شدن، شکست خوردن یا کمک خواستن، بخشی از زندگی است؛ نه نشانه ضعف؛ و در خاتمه باید گفت آنچه از مدرسه در ذهن ما مانده، احتمالاً فقط الفبا و جدول ضرب نیست. یک معلم، یک دوست، یک نیمکت، یک زنگ تفریح، یک دعوای کودکانه، یک تشویق، یک شکست و شاید حتی اشکی که روز اول ریختیم، بخشی از حافظه ما شده است. به همین دلیل، وقتی برای کلاس اولیهای امروز کیف و کفش و دفتر میخریم، باید حواسمان باشد مهمترین چیزهایی که آنها با خود به مدرسه میبرند، داخل کیف جا نمیشوند: اعتمادبهنفس، استقلال، توانایی برقراری ارتباط، تحمل ناکامی، مهارت کمک خواستن، رعایت قانون و اطمینان از اینکه اگر روز سختی داشتند، خانه همچنان همان خانه امن همیشگی است. کلاس اول قرار نیست کودک را از کودکی جدا کند؛ قرار است به او کمک کند آرامآرام از دنیای محدود خانه به جهان بزرگتری قدم بگذارد. جهان مدرسه، نخستین تمرین جدی زندگی اجتماعی است؛ جایی که کودک باید یاد بگیرد همیشه مرکز جهان نیست، اما همچنان ارزشمند است؛ همیشه برنده نیست، اما میتواند دوباره تلاش کند؛ همیشه کسی کنار او نیست، اما میتواند کمک بخواهد؛ و مهمتر از همه، میتواند بدون گرفتن دست پدر و مادر، چند قدم خودش راه برود.