کد خبر: 1371592
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۰
1 سپیده هنوز به افق نرسیده است. جاده در سکوت نفس می‌کشد و هزاران قدم، آرام و بی‌ادعا، بر خاکی فرود می‌آید که قرن‌ها روایت عشق و ایثار را در حافظه خود حفظ کرده است
ناصر سهرابی

 جوان آنلاین: سپیده هنوز به افق نرسیده است. جاده در سکوت نفس می‌کشد و هزاران قدم، آرام و بی‌ادعا، بر خاکی فرود می‌آید که قرن‌ها روایت عشق و ایثار را در حافظه خود حفظ کرده است. پیرمردی عصایش را محکم‌تر می‌گیرد، کودکی دست پدرش را رها نمی‌کند، مادری قمقمه آبش را با غریبه‌ای قسمت می‌کند و جوانی که شاید تا دیروز معنای خوشبختی را در شتاب زندگی جست‌و‌جو می‌کرد، امروز در میان دریایی از انسان‌ها، تعریف تازه‌ای از زیستن را کشف می‌کند. اربعین از همین نقطه آغاز می‌شود؛ نه از مرز، نه از نخستین قدم و نه حتی از رسیدن به کربلا، بلکه از لحظه‌ای که انسان تصمیم می‌گیرد از «خود» فاصله بگیرد و به «حقیقت» نزدیک‌تر شود. 

اگر سفر را جابه‌جایی از نقطه‌ای به نقطه دیگر بدانیم، اربعین اساساً سفر به معنای متعارف آن نیست. این مسیر، کوچ از یک جغرافیا به جغرافیای دیگر نیست؛ هجرتی است از «من» به «ما»، از تعلق به رهایی و از روزمرگی به معنا. اربعین را باید یک سبک زندگی دانست؛ سبکی که هر سال میلیون‌ها انسان را گرد یک حقیقت مشترک جمع می‌کند و به آنان می‌آموزد چگونه می‌توان ساده‌تر زیست، بیشتر بخشید، عمیق‌تر اندیشید و مسئولانه‌تر زندگی کرد. دنیای امروز، انسان را به انباشت بیشتر دعوت می‌کند؛ انباشت ثروت، موقعیت، شهرت، تجربه و حتی لذت. اما اربعین درست در نقطه مقابل این منطق قرار دارد. این سفر، تمرین رها کردن است. زائر، خانه، آسایش، برنامه‌های روزمره و بسیاری از تعلقات دنیوی را برای چند روز کنار می‌گذارد تا حقیقتی را جست‌و‌جو کند که با هیچ دارایی مادی قابل اندازه‌گیری نیست. شاید مهم‌ترین دستاورد این مسیر، کشف همین حقیقت باشد که بسیاری از چیز‌هایی که گمان می‌کردیم بدون آنها نمی‌توان زندگی کرد، هرگز شرط آرامش انسان نبوده‌اند. پیاده‌روی اربعین، مدرسه‌ای است که درس‌هایش نه در کلاس، بلکه در مسیر آموخته می‌شود. اینجا کسی درباره ایثار سخنرانی نمی‌کند؛ ایثار را می‌توان در دست‌هایی دید که بی‌چشمداشت غذا تعارف می‌کنند، در لبخند‌هایی که خستگی را از چهره زائران می‌زداید، در جوانی که ویلچر سالمندی را کیلومتر‌ها هل می‌دهد و در کودکانی که با شوق، جرعه‌ای آب به رهگذران هدیه می‌کنند. اینجا مهربانی، یک مفهوم انتزاعی نیست؛ واقعیتی است که در هر قدم جریان دارد. جهان‌بینی اربعین، جهان‌بینی حرکت است. در فرهنگ حسینی، سکون معنایی ندارد. انسان مؤمن، همواره در مسیر رشد، اصلاح و تعالی است. راه رفتن در این سفر، تنها حرکت پا‌ها نیست؛ حرکت اندیشه، اراده، ایمان و مسئولیت است. هر قدم، یادآور انتخابی است که امام حسین (ع) برای پاسداشت کرامت انسان انجام داد و هر گام، فرصتی است برای بازنگری در مسیر زندگی خودمان. 
شاید به همین دلیل است که بسیاری از زائران، پس از بازگشت، احساس می‌کنند انسان دیگری شده‌اند. جاده اربعین، چیزی را در درون آدم تغییر می‌دهد که با واژه‌ها به آسانی قابل توصیف نیست. این تغییر، آرام، تدریجی و ماندگار است؛ مانند بذری که در دل کاشته می‌شود و آثارش ماه‌ها و حتی سال‌ها بعد، در رفتار، تصمیم‌ها و سبک زندگی انسان آشکار می‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این سفر، جمعی بودن آن است. در جهانی که فردگرایی روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود، اربعین تجربه‌ای متفاوت از زیستن جمعی ارائه می‌دهد. میلیون‌ها نفر، با زبان‌ها، ملیت‌ها، فرهنگ‌ها و قومیت‌های گوناگون، در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند، بی‌آنکه رقابت، برتری‌جویی یا منفعت شخصی، محور این اجتماع باشد. این همزیستی، تصویری زنده از جامعه‌ای را به نمایش می‌گذارد که ستون‌های آن بر خدمت، محبت، احترام و کرامت انسانی استوار شده است. 
در سوی دیگر، اربعین یکی از کم‌نظیرترین میدان‌های گفت‌وگوی فرهنگی میان ملت‌هاست. میلیون‌ها زائر از ده‌ها کشور، با زبان‌ها، پوشش‌ها، آداب و رسوم و سنت‌های متفاوت، در یک مسیر مشترک کنار هم قرار می‌گیرند و بی‌آنکه زبان یکدیگر را بدانند، با زبان احترام، محبت و خدمت با هم سخن می‌گویند. این همنشینی، تصویری واقعی از ظرفیت تمدنی فرهنگ عاشورا ارائه می‌دهد؛ فرهنگی که مرز‌های جغرافیایی را درمی‌نوردد و انسان‌ها را حول ارزش‌هایی، چون آزادگی، عدالت، کرامت، ایثار و مسئولیت اجتماعی گرد هم می‌آورد. از این منظر، هنر در اربعین صرفاً ابزار بیان احساس نیست، بلکه رسانه‌ای برای انتقال هویت، حافظه تاریخی و اندیشه عاشورایی است. شعر، موسیقی آیینی، روایت، تصویر، خوشنویسی و حتی چیدمان ساده یک موکب، هر یک قطعه‌ای از روایتی بزرگ هستند که هر سال بازآفرینی می‌شود و نسل به نسل انتقال می‌یابد. شاید بتوان گفت اربعین، بزرگ‌ترین صحنه اجرای «هنر زندگی» است؛ جایی که هنرمند و مخاطب، هر دو در متن یک تجربه مشترک حضور دارند و اثر هنری، نه یک تابلو یا یک قطعه موسیقی، بلکه خودِ انسانِ متحول‌شده است. همین سرمایه فرهنگی است که اربعین را از یک مناسک مذهبی صرف فراتر می‌برد و آن را به جریانی هویت‌ساز، فرهنگ‌آفرین و تمدن‌ساز در مقیاس جهانی تبدیل می‌کند. از همین منظر، اربعین یک رسانه بزرگ نیز است؛ رسانه‌ای که پیام خود را نه با دوربین‌ها، بلکه با رفتار انسان‌ها منتقل می‌کند. تصویر کودکی که کفش زائران را جفت می‌کند، پیرزنی که جرعه‌ای آب تعارف می‌کند، جوانی که ویلچر سالمندی را کیلومتر‌ها به پیش می‌راند یا خانواده‌ای که خانه خود را بی‌هیچ چشمداشتی در اختیار زائران قرار می‌دهد، گاه رساتر از هزاران سخنرانی، حقیقت مکتب حسین (ع) را روایت می‌کند. اما شاید مهم‌ترین ویژگی این سفر، تأثیر آن بر زندگی پس از بازگشت باشد. ارزش اربعین تنها به روز‌های حضور در مسیر نجف تا کربلا نیست. اگر این سفر، یک سبک زندگی است، آثار آن باید در خانه، محل کار، دانشگاه، مدرسه، خانواده و روابط اجتماعی نیز دیده شود. زائری که در مسیر، صبر را تمرین کرده، پس از بازگشت نیز باید صبورتر باشد؛ آنکه خدمت را تجربه کرده، باید آن را به متن زندگی خود بیاورد و آنکه بخشیدن را آموخته، باید در جامعه نیز اهل گذشت، مسئولیت و همدلی باشد. اربعین، اگر تنها به خاطره‌ای شیرین تبدیل شود، بخشی از ظرفیت عظیم خود را از دست داده است. حقیقت این حرکت، در استمرار آن در متن زندگی معنا پیدا می‌کند. جاده اربعین، انسان را برای ادامه راه آماده می‌کند؛ راهی که مقصدش تنها کربلا نیست، بلکه ساختن جامعه‌ای حسینی است؛ جامعه‌ای که در آن عدالت، مهربانی، مسئولیت‌پذیری، صداقت و کرامت انسانی، به فرهنگ عمومی تبدیل شود، نه شعار‌های موسمی. 
شاید به همین دلیل است که بسیاری از مشتاقان، حضور در این سفر را نه صرفاً یک انتخاب، بلکه «توفیق» می‌دانند. بسیارند کسانی که همه مقدمات را فراهم کرده‌اند، اما از این مسیر بازمانده‌اند و بسیارند کسانی که در آخرین لحظه، راه برایشان گشوده شده است. در فرهنگ دینی، این حضور بیش از آنکه حاصل محاسبات انسان باشد، لطف و دعوتی الهی تلقی می‌شود؛ نعمتی که نصیب همه نمی‌شود و همین نگاه، مسئولیت زائر را برای بهره‌گیری از این فرصت دوچندان می‌کند. در نهایت، اربعین را باید با یک پرسش سنجید، نه با شمار قدم‌ها. مهم نیست چند کیلومتر راه رفته‌ایم؛ مهم آن است که پس از این سفر، چقدر از خودِ پیشین فاصله گرفته‌ایم. اگر کوله‌بارمان سبک‌تر، نگاه‌مان مهربان‌تر، دل‌مان آرام‌تر، مسئولیت‌پذیری‌مان بیشتر و نسبت ما با انسان‌ها صمیمانه‌تر شده باشد، آن‌گاه جاده رسالت خود را انجام داده است. اربعین پایان یک پیاده‌روی نیست؛ آغاز شیوه‌ای دیگر از زندگی است. راه حسین (ع)، جاده‌ای نیست که در کربلا پایان یابد؛ مسیری است که از کربلا آغاز می‌شود و تا هرجا که انسان، عدالت را بر منفعت، حقیقت را بر مصلحت، خدمت را بر خودخواهی و خیر عمومی را بر سود شخصی ترجیح دهد، ادامه پیدا می‌کند. از همین رو، اربعین را باید بیش از یک آیین، بیش از یک سفر و حتی بیش از یک اجتماع عظیم انسانی دانست؛ اربعین، الگویی برای ساختن انسان، جامعه و تمدنی است که سرمایه اصلی آن نه قدرت و ثروت، بلکه ایمان، اخلاق، همبستگی و کرامت انسانی است. راز ماندگاری این حرکت نیز در همین حقیقت نهفته است؛ اینکه زائر در پایان مسیر احساس نمی‌کند به مقصد رسیده، بلکه درمی‌یابد سفر واقعی، تازه از لحظه بازگشت آغاز شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار