کد خبر: 1364641
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
حقوق مکتسبه بازنشستگان و حدود اختیارات دولت در اصلاحات بیمه‌ای عدالت اجتماعی و رعایت حقوق مکتسبه از اصول بنیادین نظام حقوقی ایران است و قانون اساسی، قانون کار و قانون تأمین اجتماعی همگی بر ضرورت حمایت از نیروی کار و صیانت از حقوق بازنشستگان تأکید دارند
مجید اسماعیل‌خان طلایی 

جوان آنلاین: عدالت اجتماعی و رعایت حقوق مکتسبه از اصول بنیادین نظام حقوقی ایران است و قانون اساسی، قانون کار و قانون تأمین اجتماعی همگی بر ضرورت حمایت از نیروی کار و صیانت از حقوق بازنشستگان تأکید دارند. از این منظر، بررسی برخی سیاست‌های اخیر در حوزه بازنشستگی ـ از جمله تغییر مبنای محاسبه مستمری یا افزایش سن بازنشستگی ـ نیازمند تحلیل حقوقی دقیق و مستند است. 
۱. حقوق بازنشستگی در قانون تأمین اجتماعی (حق مکتسبه و غیرقابل تضییع)
ماده ۷۶ قانون تأمین اجتماعی: 
این ماده شرایط بازنشستگی را مشخص کرده و بر حق قانونی بیمه‌پرداز برای بازنشستگی پس از طی سنوات مقرر تأکید دارد. 
هرگونه تغییر ناگهانی در سن بازنشستگی، بدون دوره گذار، می‌تواند ناقض حقوق مکتسبه باشد. 
ماده ۷۷ قانون تأمین اجتماعی: 
مبنای محاسبه مستمری، متوسط مزد یا حقوق بیمه‌شده در دو سال آخر قبل از بازنشستگی است. تغییر این مبنا به «میانگین کل سنوات»، بدون اصلاح قانون و رعایت حقوق مکتسبه، مغایر نص صریح این ماده تلقی می‌شود. 
ماده ۱۱۱ قانون تأمین اجتماعی: 
مستمری بازنشستگی نباید از حداقل دستمزد کمتر باشد. 
هرگونه تغییر که منجر به کاهش مستمری شود، با این ماده نیز در تعارض است. 
۲. اصول بنیادین قانون کار در حمایت از نیروی کار.
ماده ۲ قانون کار: 
کارگر فردی است که در مقابل دریافت مزد کار می‌کند. این تعریف مبنای حقوق مکتسبه او در دوران بازنشستگی است. 
ماده ۴۱ قانون کار: 
شورای عالی کار مکلف است حداقل دستمزد را بر اساس نرخ تورم و سبد معیشت خانوار تعیین کند. هر اقدامی که موجب کاهش قدرت خرید بازنشستگان شود، با فلسفه حمایتی این ماده مغایرت دارد. 
ماده ۱۴۸ قانون کار: 
کارفرمایان مکلفند کارگران را نزد سازمان تأمین اجتماعی بیمه کنند. این ماده نشان‌دهنده حق قانونی و غیرقابل‌تعدی کارگر نسبت به بیمه و بازنشستگی است. 
۳. اصول قانون اساسی مرتبط با حقوق بازنشستگان.
اصل ۲۹: 
تأمین اجتماعی را حق همگانی می‌داند. هرگونه اصلاح ساختاری باید در جهت تقویت این حق باشد، نه تضعیف آن. 
اصل ۷۵: 
تحمیل بار مالی جدید بدون تعیین منبع ممنوع است. 
اگر ناترازی صندوق‌ها با کاهش حقوق بازنشستگان جبران شود، این امر می‌تواند با این اصل در تعارض باشد. 
اصل ۴۰: 
هیچ‌کس نمی‌تواند اعمال حق خود را وسیله اضرار به غیر قرار دهد. تصمیماتی که معیشت بازنشستگان را کاهش دهد، می‌تواند مصداق اضرار به غیر تلقی شود. 
اصول ۳ و ۲۰: 
بر برابری و رفع تبعیض تأکید دارند. تغییرات ناگهانی که گروهی را متضرر کند، ممکن است تبعیض‌آمیز باشد. 
۴. اصل عدم عطف به ماسبق شدن قوانین
براساس ماده ۴ قانون مدنی: «اثر قانون نسبت به آینده است.» بنابراین، اگر فردی سال‌ها براساس قانون مشخصی بیمه‌پردازی کرده باشد، تغییر ناگهانی قواعد محاسبه مستمری، به معنای اثرگذاری بر گذشته و مغایر با این اصل خواهد بود. 
۵. اصل تناسب در حقوق عمومی
در حقوق اداری، تصمیمات حاکمیتی باید متناسب با هدف و آثار اجتماعی باشند. اگر هدف اصلاح ناترازی صندوق‌هاست، راه‌حل نباید نامتناسب باشد و نباید هزینه خطا‌های مدیریتی بر دوش بازنشستگان گذاشته شود. 
۶. جمع‌بندی
اصلاحات اقتصادی و بیمه‌ای تنها زمانی قابل دفاع و مشروع هستند:
- بر اساس قانون تأمین اجتماعی (مواد ۷۶، ۷۷، ۱۱۱) انجام شوند. 
- با قانون کار (مواد ۲، ۴۱، ۱۴۸) هماهنگ باشند. 
- در چارچوب اصول قانون اساسی (۲۹، ۷۵، ۴۰، ۳، ۲۰) قرار گیرند.
- حقوق مکتسبه و اعتماد عمومی را حفظ کنند.
- اصل عدم عطف به ماسبق شدن قوانین رعایت شود.
در نهایت، جامعه و حاکمیت هر دو مسئولند اجازه ندهند حقوق اقشار زحمتکش قربانی خطا‌های مدیریتی شود. بی‌تفاوتی در برابر تضییع حق، نه‌تنها با عدالت سازگار نیست، بلکه زمینه‌ساز تکرار خطا‌های گذشته خواهد بود. 
 کارشناس رسمی قوه قضائیه

برچسب ها: حقوق ، عدالت ، نظام حقوقی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار