کد خبر: 1364214
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
فیلمی که یک ماجرای واقعی و کمتر شنیده شده از تاریخ معاصر را به اثری سرگرم‌کننده و تأمل‌برانگیز تبدیل کرده است 
«تاکسیدرمی» کالبدشکافی یک جنون سلطنتی در روزگاری که بسیاری از کمدی‌های سینمای ایران از فقر ایده رنج می‌برند و برای خنداندن مخاطب به شوخی‌های مصرفی و زودگذر پناه می‌برند، «تاکسیدرمی» یادآور یک نکته مهم است؛ اینکه واقعیت، اگر درست دیده شود، از هر تخیلی عجیب‌تر و از هر شوخی ساختگی خنده‌دارتر است
ناصر سهرابی 

جوان آنلاین: گاهی تاریخ آنقدر عجیب است که اگر عیناً روی پرده سینما روایت شود، شبیه خیال به نظر می‌رسد. «تاکسیدرمی» از دل یکی از همین روایت‌های کمتر شنیده شده تاریخ معاصر بیرون آمده است. داستان شاهزاده‌ای که شکار برایش یک سرگرمی نبود، بلکه به مرز یک جنون تمام‌عیار رسیده بود. فیلم، اما به جای بازگویی صرف یک واقعه تاریخی با زبانی فانتزی، تصویری جذاب، کمیک و در عین حال تأمل‌برانگیز از این شخصیت و جهان پیرامونش خلق می‌کند. 

در تاریخ معاصر ایران، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که به اندازه شاهپور عبدالرضا پهلوی با مفهوم شکار گره خورده باشد. در یکی از شماره‌های روزنامه «خواندنی‌ها» در سال ۱۳۴۰ آمده است او بیش از ۵ هزار شکار انجام داده بود. آماری که حتی اگر بخشی از آن اغراق‌آمیز به نظر برسد، باز هم از یک شیفتگی افراطی و وسواس‌گونه حکایت می‌کند. «تاکسیدرمی» دقیقاً همین جنون را دستمایه روایت خود قرار داده است. جنونی که در فیلم میان واقعیت و خیال حرکت می‌کند و از دل آن موقعیت‌های کمیک و گاه طعنه‌آمیز شکل می‌گیرد. 

بزرگ‌ترین امتیاز فیلم، انتخاب هوشمندانه فرم برای روایت چنین سوژه‌ای است. کارگردان به خوبی می‌داند که با یک داستان تاریخی متعارف روبه‌رو نیست و به همین دلیل از همان ابتدا فضای فانتزی اثر را جدی می‌گیرد. نتیجه، فیلمی است که نه ادعای بازسازی مو به موی تاریخ را دارد و نه از ریشه‌های واقعی خود فاصله می‌گیرد. این تعادل، مهم‌ترین دستاورد «تاکسیدرمی» است، اثری که تاریخ را بهانه‌ای برای سرگرمی نمی‌کند، بلکه از دل آن جهانی تازه و سینمایی می‌سازد. 

از منظر بصری نیز فیلم غافلگیرکننده ظاهر می‌شود. قاب‌بندی‌های دقیق، طراحی صحنه چشم‌نواز و فیلمبرداری حساب‌شده باعث شده‌اند «تاکسیدرمی» کیفیتی فراتر از بسیاری از کمدی‌های رایج سینمای ایران پیدا کند. در روزگاری که بخشی از تولیدات کمدی به تصاویر ساده و بی‌هویت بسنده می‌کنند، این فیلم برای خلق جهان بصری خود زحمت کشیده است. رنگ‌ها، ترکیب‌بندی‌ها و جزئیات صحنه‌ها به شکل محسوسی در خدمت فضای فانتزی داستان قرار گرفته‌اند و همین مسئله تجربه تماشای فیلم را لذت‌بخش‌تر می‌کند. 

کارگردانی اثر نیز از همین جنس است؛ سنجیده، درست و قابل قبول. فیلم هرگز در دام شلوغ‌کاری‌های رایج کمدی‌های تجاری نمی‌افتد و تلاش نمی‌کند با انبوه شوخی‌های دم‌دستی مخاطب را بخنداند. ریتم روایت کنترل شده است و کارگردان می‌کوشد میان جنبه‌های فانتزی، تاریخی و کمدی اثر توازن برقرار کند. شاید «تاکسیدرمی» فیلمی انقلابی در زبان سینمایی نباشد، اما به خوبی می‌داند چه می‌خواهد و چگونه باید به مقصد برسد. 

در بخش بازیگری نیز فیلم یکی از نقاط قوت اصلی خود را به نمایش می‌گذارد. مجید صالحی، حسن معجونی و هادی کاظمی ترکیبی هماهنگ و مؤثر را شکل داده‌اند که سهم مهمی در موفقیت فیلم دارد. مجید صالحی در نقشی متفاوت از بسیاری از کار‌های شناخته شده‌اش ظاهر شده و نشان می‌دهد که توانایی‌های او بسیار فراتر از قالب‌های مرسوم کمدی است. صالحی با کنترل دقیق بر لحن بازی و پرهیز از اغراق‌های معمول، شخصیتی باورپذیر و در عین حال کمیک خلق می‌کند که به خوبی در فضای فانتزی فیلم جای می‌گیرد. حسن معجونی نیز همچون همیشه با تسلط مثال‌زدنی بر جزئیات نقش، حضوری تأثیرگذار دارد. او با بهره‌گیری از تجربه گسترده خود در تئاتر، شخصیتی چندلایه و جذاب را پیش‌روی مخاطب قرار می‌دهد و به بسیاری از موقعیت‌های فیلم عمق و اعتبار می‌بخشد. در کنار این دو، هادی کاظمی یکی از بهترین بازی‌های سال‌های اخیر خود را ارائه می‌دهد. کاظمی که معمولاً با نقش‌های کمیک شناخته می‌شود، این بار نیز از ظرفیت‌های طنز خود بهره می‌گیرد، اما در عین حال موفق می‌شود از کلیشه‌های همیشگی فاصله بگیرد و شخصیتش را به یک تیپ صرف تقلیل ندهد. هماهنگی میان این سه بازیگر، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت فیلم در خلق موقعیت‌های طنز و پیشبرد روایت است. آنها نه برای گرفتن خنده‌های لحظه‌ای، بلکه در خدمت جهان داستان بازی می‌کنند و همین مسئله باعث شده «تاکسیدرمی» از منظر بازیگری نیز اثری قابل اعتنا و فراتر از استاندارد‌های رایج کمدی‌های این سال‌های سینمای ایران باشد. 

شاید مهم‌ترین ویژگی فیلم این باشد که به سراغ بخشی کمتر دیده‌شده از تاریخ معاصر رفته است، بخشی که ظرفیت‌های دراماتیک و طنز فراوانی دارد. «تاکسیدرمی» نشان می‌دهد که تاریخ، صرفاً میدان روایت‌های سیاسی و رسمی نیست. گاهی یک عادت عجیب، یک وسواس شخصی یا یک شیفتگی افراطی می‌تواند به اندازه یک رویداد بزرگ تاریخی، واجد ظرفیت داستان‌گویی باشد. 

در روزگاری که بسیاری از کمدی‌های سینمای ایران از فقر ایده رنج می‌برند و برای خنداندن مخاطب به شوخی‌های مصرفی و زودگذر پناه می‌برند، «تاکسیدرمی» یادآور یک نکته مهم است؛ اینکه واقعیت، اگر درست دیده شود، از هر تخیلی عجیب‌تر و از هر شوخی ساختگی خنده‌دارتر است. فیلم با انتخاب شخصیتی، چون شاهپور عبدالرضا و وسواس افراطی او نسبت به شکار در واقع تنها یک روایت تاریخی ارائه نمی‌کند، بلکه تصویری نمادین از انسانی را به نمایش می‌گذارد که مرز میان علاقه و اعتیاد، سرگرمی و جنون، قدرت و خودویرانگری را گم کرده است. شاید به همین دلیل است که «تاکسیدرمی» فراتر از یک کمدی فانتزی عمل می‌کند و در لایه‌های زیرین خود به نقد نوعی نگاه مالکانه به جهان می‌رسد؛ نگاهی که می‌خواهد همه چیز را تصاحب، ثبت و در نهایت به یک نمونه تاکسیدرمی‌شده تبدیل کند. فیلم بدون شعارزدگی و با زبانی شوخ‌طبعاًنه، این وسواس را به چالش می‌کشد و از دل یک ماجرای ظاهراً عجیب و دور از ذهن، پرسشی کاملاً معاصر را پیش‌روی مخاطب می‌گذارد؛ آیا انسان امروز نیز در اشکال تازه‌ای، همچنان گرفتار همان جنون شکار نیست؟ 

«تاکسیدرمی» فیلمی است که میان تاریخ و خیال، میان کمدی و نقد و میان سرگرمی و کیفیت سینمایی تعادل قابل قبولی برقرار می‌کند. اثری خوش‌ساخت، خوش‌ریتم و خوش‌قاب که از یک واقعیت تاریخی عجیب، روایتی جذاب و به‌یادماندنی ساخته است؛ روایتی درباره شکار، اما در حقیقت درباره جنونی که گاه انسان را به شکارچی زندگی خودش تبدیل می‌کند.

برچسب ها: سینما ، روایت ، فیلم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار