محسن امانی، کارگردان سریال «در و تخته» میگوید: این مجموعه حاصل یک دغدغه شخصی بوده و با اشارههای مستقیم رهبر شهید به موضوع ازدواج بههنگام، جرئت طرح آن را پیدا کرده است. جوان آنلاین: محسن امانی، کارگردان سریال «در و تخته» میگوید: این مجموعه حاصل یک دغدغه شخصی بوده و با اشارههای مستقیم رهبر شهید به موضوع ازدواج بههنگام، جرئت طرح آن را پیدا کرده است. مجموعه تلویزیونی «در و تخته» به تهیهکنندگی مسعود ملکی و کارگردانی محسن امانی، از شبکه ۲ سیما پخش میشد. «در و تخته» در مرکز سریال سوره تولید شده و محصول مرکز سیمرغ رسانه ملی است. به بهانه پخش این سریال با محسن امانی، کارگردان اثر به گفتوگویی پرداختیم که در ادامه میخوانید.
آیا این سریال حاصل یک تجربه و دغدغه شخصی بود؟ خودتان بهطور عینی با چنین موضوعی مواجه شدهاید؟
واقعیتش بله. در ابتدا بنا به یک دغدغه شخصی شروع به نوشتن این قصه کردم، در حالی که هنوز سفارش و سفارشدهندهای وجود نداشت. براساس مشاهداتم از وضعیت جامعه که فضا دارد به سمت غریزیشدن میرود و نوجوانان، خصوصاً پسرها، به سمتوسویی میروند که میخواهند نیازهایشان را از مسیر ناصحیح ارضا کنند به این فکر کردم که آیا «ازدواج بههنگام» میتواند به عنوان یک راهکار مطرح شود، اما جرئت نداشتم صرفاً براساس این اجتهاد شخصی، موضوع را مطرح کنم. همانطور که در مصاحبههای دیگر هم گفتم، به خاطر نگاه رهبر شهیدمان و اشارههای مستقیمی که به این موضوع داشتند، این جرئت را پیدا کردم که مسئله ازدواج بههنگام را با این ایده اولیه که دو تا بچه با هم جابهجا میشوند و مشکل محرمیت پیش میآید، مطرح کنم.
با توجه به حساسیتبرانگیز بودن این موضوع و اینکه شبیه به تیغ دو لبه است، چگونه در نوشتن فیلمنامه توانستید این حساسیتها را تعدیل کنید تا مشکلی پیش نیاید؟
کاری که سعی کردم، انجام دهم این بود که صداهای مخالف را در فیلم بازتاب دهم، یعنی نظرات مخالف را در سریال مطرح کنم. سعی کردم این صداها را خاموش نکنم و تا حدی شنیده شوند. طبیعتاً تا این حد پیش رفتم که آن صداها غلبه نکنند، اما سرکوبشان هم نکردم. کسانی که مخالف هستند، نمایندههای خودشان را در سریال پیدا میکنند؛ از آن همسایهای که به دختر میگوید اشتباه نکن و ازدواج نکن تا آن دبیری که به شخصیت محمود میگوید، دخترت را شوهر نده و حتی خود شخصیت سمیه که مخالف این ماجراست. سعی کردم از زبان اینها دیدگاههای مخالف را مطرح کنم. به نظرم این خودش باعث تعدیل فضا شده است و مهمترین راهکاری که برای کاستن از حساسیتها و تعدیل فضا داشتم، همین بهادادن و پرداختن به صداهای مخالف بود.
مخاطب هدف این سریال والدین هستند یا خود نوجوانان؟
در وهله اول حتماً والدین. ازدواج در این سن، حتی در سنین بالاتر، در مقدمه با خانوادههاست که میتوانند کنشگر باشند. آنها هستند که میتوانند بستر را فراهم کنند و یاریگر این ماجرا باشند. بنابراین به نظر من مخاطب اصلی حتماً والدین هستند، اما در گام بعدی، نوجوانان هم قصههای مربوط به خودشان را در خطوط فرعی سریال میتوانند ببینند و دنبال کنند و جذب آن خطوط شوند.
آیا در حین نوشتن فیلمنامه، از مشاوران روانشناس هم کمک گرفتید؟
واقعیت این است که متن فیلمنامه از طریق تهیهکننده محترم در اختیار افراد مختلفی قرار گرفت که در حوزه کاری خودشان صاحبنظر بودند. در حوزه روانشناسی هم تلاش کردیم یکی از چهرههای معروف این حوزه را برای سکانسی که بچهها به مشاوره پیش از ازدواج میروند و پیش روانشناس میروند، بیاوریم. میخواستیم آن روانشناس معروف نقش خودش را در سریال بازی کند. تلاشمان نتیجه نداد و نتوانستیم بیاوریم. دوست داشتیم آن شخص حضور پیدا کند و حرفش به عنوان یک روانشناس، درباره اتفاقی که برای این بچهها رقم میخورد، مقبولیت داشته باشد، اما، چون پذیرفته نشد، من ناچار شدم آن سکانس را خودم با ذهنیت خودم بنویسم. احساس میکنم جامعه روانشناسی کمی ترس و تردید دارد نسبت به پرداختن به این موضوع. این را میشود حس و درک کرد. بالاخره حرف زدن درباره این موضوع از سوی یک روانشناس هزینه دارد و پرداختن به این هزینه به این سادگی نیست.
در پایان تشکر میکنم از مجموعه حوزه هنری و مجموعه سیمرغ که هر دو بانی شدند این کار تولید شود. از آقای ملکی که به عنوان تهیهکننده از من حمایت کرد و این خطر را پذیرفت که با کسی که تا قبل از این قدمهای کوچکتری برداشته بود، یک گام بزرگ بردارد. خوشحالیم که مخاطبان این کار را دوست داشتند و از طرق مختلف این انرژی مثبت و حس خوبشان را به ما منتقل کردند؛ انشاءالله که بتوانیم گامهای بعدی را محکمتر و پرقدرتتر برداریم.