جوان آنلاین: هر روز که میگذرد ابعاد تازهای از وضعیت دستمزدها در سینما، شبکه نمایش خانگی و حتی تلویزیون آشکار میشود. افرادی که در سالهای سخت اقتصادی، به اسم فعالیت هنری رقمهای نجومی به جیب زدند و دست آخر خروجی کارشان، به اثری ضعیف، سطحی و مبتذل تبدیل شد.
چند سالی میشود که دستمزد نجومی بازیگران و کارگردانان بسیار محل بحث است و انگار هیچ ارادهای هم برای مهار این افزایش غیرمنطقی و غیرعقلانی وجود نداشته است. درست شبیه دستمزد بازیکنان فوتبال که هرچه جلوتر آمدهاند، رقمهای نجومی طلب کردهاند و بدون دستاوردهای فنی خاصی و افتخارآفرینی مهمی از عالم و آدم بابت همین دستمزدها طلبکار بودهاند.
دستمزدهای نجومی بیقاعده
منوچهر هادی از کمدیسازان سالهای اخیر در سینما و شبکه نمایش خانگی در تازهترین گفتوگویش پرده از رقم دستمزد بازیگران در شبکه نمایش خانگی برداشته و نشان داده بخش مهمی از آشفتگیهای امروز سینما، محصول همین پولپاشیهای بدون ضابطه در پلتفرمهای نمایش خانگی بوده است.
بارها تهیهکنندگان باسابقه سینما از وضعیت دستمزدها در شبکه نمایش خانگی گلایه کردهاند و گفتهاند دود این افزایش بدون رویه اول به چشم سینما و بعد به چشم مخاطبانش میرود. اما خیلی گوش شنوایی بابت این موضوع نبوده و دستمزدها بدون قاعده و ضابطه خاصی بالا رفتهاند تا بهرغم تبعات اجتماعیاش، وضعیت آشفتهای را در صحنه فرهنگ و هنر رقم بزنند.
آشفتگی که امروز دامنهاش به تلویزیون هم رسیده و طبق صحبتهای هادی، تلویزیون هم برای رقابت با پلتفرمها مشغول دادن رقمهای کلان جهت جذب کارگردانان و بازیگران شده است. ادعایی که کارگردان «خانواده صفا» آن را تأیید میکند و میگوید، الان رقمی که در تلویزیون به عنوان دستمزد میگیرم را فکر نمیکنم کسی در نمایش خانگی گرفته باشد!
منوچهر هادی در کارنامه کاریاش در شبکه نمایش خانگی پنج سریال به نامهای «عاشقانه»، «دل»، «گیسو»، «نیسان آبی» و «نیوکمپ» دارد که همگی جزو ضعیفترین سریالهای تولیدشده در پلتفرمهای نمایش خانگی هستند که هنگام پخش با انتقادات زیادی از سوی مخاطبان و منتقدان روبهرو شدند. هادی در همین گفتوگو خیلی قاطعانه از کیفیت آثارش دفاع میکند و میگوید که فیلمهای کمدیاش در سینمای ایران ماندگار شدهاند و او با داشتن چنین رزومهای، حقش است که دستمزدی نجومی هم بگیرد!
کارنامه هادی در سینما به «آینه بغل»، «من سالوادور نیستم» و «رحمان ۱۴۰۰» میرسد تا همه چیز برای قضاوت مشخص و روشن باشد. کمدیهای او جزو ضعیفترین فیلمهای ساخته شده در سینمای ایران هستند که جایی برای دفاع نمیگذارند. اتفاقاً کمدیهایی از این دست بیش از هر چیزی در حال نابود کردن سینمای ایران هستند. فیلمهایی لوده و مبتذل که ذائقه مخاطبان را خراب کرده و وضعیت را در سینمای ایران به جایی رسانده که امکان ساخت و اکران ژانر دیگری وجود ندارد.
زمانی در سینمای ایران فیلمهای کمدی شریف و ماندگاری مثل «اجارهنشینها»، «لیلی با من است»، «مارمولک»، «روز باشکوه» و «جیببرها به بهشت نمیروند» ساخته میشد و جالب اینکه کارگردانان این فیلمها هیچ گاه ادعای گرفتن پول بیشتر و چک و چانه زدن برای دستمزدشان نداشتند. برای آنها خود سینما و خروجی اثر مهم بود و اتفاقاً برایشان بسیار مهم بود تا فیلمشان به سمت ابتذال و لودگی نرود.
عدالت اجتماعی کجاست؟
هادی در بخش دیگری از گفتوگویش با پلتفرم «آن»، پرده از دستمزدهای عجیب بازیگران در شبکه نمایش خانگی برمیدارد که بسیار جای تعجب و تأسف دارد. این کارگردان میگوید بازیگری که بر سریال «نیسان آبی» ماهی ۷۰ میلیون میگرفت برای «نیسان آبی ۲» قراردادی ۷۰۰ میلیون تومانی در ماه بست! یا بازیگر دیگری که ماهی ۱۸۰ میلیون قرارداد بسته بود در عرض دو سال رقم درخواستیاش به ۲ میلیارد تومان رسید و عجیب اینکه پلتفرم سازنده هم مشکلی با پرداخت این رقمهای نجومی نداشت. چنین افزایشهایی نشان میدهد هیچ سازوکار مشخصی برای پرداخت دستمزدها به بازیگران و کارگردانان در شبکه نمایش خانگی وجود نداشته است.
این اتفاق در شرایطی رخ داده که در سال ۱۴۰۰ حداقل حقوق کارگران حدود ۴ میلیون تومان و حداقل حقوق کارمندان دولت کمتر از ۵ میلیون تومان بود. به بیان دیگر، برخی چهرههای فعال در صنعت تصویر در یک ماه درآمدی معادل دهها یا حتی صدها سال دستمزد یک کارگر دریافت میکردند. همین شکاف، مسئله دستمزدهای نجومی را از یک بحث صنفی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میکند.
موضوع مهم دیگر، بحث مالیات است. سالها بخشی از فعالیتهای هنری از معافیتهای مالیاتی گسترده برخوردار بودند. موضوعی که همواره محل انتقاد کارشناسان اقتصادی بوده است. منتقدان معتقدند زمانی که یک هنرمند یا سلبریتی درآمدهای میلیاردی دارد، برخورداری از معافیتهای گسترده مالیاتی با اصول عدالت اقتصادی سازگار نیست. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، درآمدهای بالا بدون توجه به حوزه فعالیت، مشمول مالیاتهای تصاعدی میشوند و همین مسئله مانع از شکلگیری شکافهای افراطی درآمدی میشود.
پرسش اصلی اینجاست که آیا کیفیت آثار تولیدشده نیز متناسب با این هزینهها بوده است؟ طی سالهای اخیر بسیاری از سریالها و فیلمهای پرهزینه شبکه نمایش خانگی و سینما با وجود بهرهگیری از چهرههای گرانقیمت، نتوانستهاند رضایت منتقدان و حتی بخش قابل توجهی از مخاطبان را جلب کنند. این وضعیت این تصور را ایجاد کرده که گاه شهرت افراد بیش از توانایی حرفهای آنها در تعیین دستمزد نقش دارد.
در همین نقطه است که افزایش بیضابطه هزینههای تولید به یک معضل فرهنگی تبدیل میشود. هنگامی که بخش عمده بودجه یک پروژه صرف دستمزد چند بازیگر یا کارگردان شود، طبیعی است که سرمایهگذاران به سمت پروژههایی حرکت کنند که بازگشت مالی سریعتری داشته باشند. نتیجه چنین روندی کاهش فرصت برای فیلمسازان مستقل، آثار اجتماعی، فیلمهای هنری و پروژههای کمهزینهتر است.
اظهارات اخیر منوچهر هادی بار دیگر واقعیتی مهم را آشکار کرده است. سریالسازی و فیلمسازی ایران با بحران ساختاری در نظام تولید و پرداخت دستمزد مواجه است. بحرانی که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، نه تنها هزینه تولید را روزبهروز بالاتر خواهد برد، بلکه عرصه را برای فیلمسازان خلاق و جریانهای متنوع سینمایی تنگتر خواهد کرد.
سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به شفافیت مالی، نظام مشخص دستمزدها، مالیاتستانی عادلانه و حمایت از تولیدات متنوع نیاز دارد. در غیر این صورت، چرخه افزایش هزینهها و کاهش کیفیت ادامه خواهد یافت و سینما را به نابودی میکشاند. ادامه این چرخه در نهایت به سود سینما، مخاطبانش و سایر هنرمندان این حرفه نخواهد بود.