جوان آنلاین: در روزهایی که تصاویر حضور گسترده مردم عراق در آیین تشییع، توجه بسیاری را به خود جلب کرد، واکاوی ریشههای این همراهی، فراتر از تحلیلهای سیاسی، به بسترهای فرهنگی و آیینی این جامعه بازمیگردد.
نقش حافظه جمعی، سنتهای سوگواری و فرهنگ میزبانی مردم عراق در شکلگیری این حضور پرشور قابل تبیین و بررسی است که در ادامه به آن میپردازیم.
در تحلیل حضور کمنظیر و پرشور مردم عراق در مراسم تشییع، آنچه پیش از هر تحلیل سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد، حافظه عاطفی و سنتهای آیینی این جامعه است. برای درک اینکه چرا این حضور در نگاه ناظران، چنین متمایز و پرشور جلوه کرد، باید به سراغ کدهای فرهنگی رفت که در سالهای اخیر، بهویژه در موسم اربعین در بطن جامعه عراق نهادینه شده است.
پیادهروی اربعین برای جامعه عراق، صرفاً یک راهپیمایی نیست؛ یک ساختار زیست جمعی است. مردم عراق در این ایام، مفهومی از میهماننوازی را خلق کردهاند که در آن، میزبان بودن نه یک وظیفه، یک افتخار و یک آیین مقدس است. این الگوی رفتاری، یعنی شور خدمت به زائر و حضور در فضای عمومی برای ادای احترام در ناخودآگاه جمعی آنان حک شده است. وقتی یک مراسم بزرگ ملی یا آیینی پیش میآید، این حافظه عاطفی فعال میشود. حضور در مراسم تشییع برای بسیاری از عراقیها، تداوم همان منطق «موکب» است؛ حضوری داوطلبانه، پرشور و فارغ از محاسبات رسمی.
در فرهنگ مردم عراق، سوگواری یک امر شخصی یا محصور در دیوارهای خانه نیست؛ سوگواری یک کنش عمومی، پرطنین و نمایشی است. سنتهای عزاداری در عراق (مانند لطمهزنی، شعارهای موزون و دستههای سینهزنی) نشان میدهد که جامعه عراق برای ابراز اندوه، نیاز به خروج حداکثری به فضای شهر دارد. وقتی این فرهنگ با پیوندهای عمیق مذهبی و تاریخی دو ملت گره میخورد، نتیجهاش مراسمی میشود که در آن، مرزهای جغرافیایی کمرنگ شده و تودههای مردم با همان حرارتی که از گرمای آفتاب جادههای نجف به کربلا آموختهاند، در صحنه حاضر میشوند.
نکتهای که بسیاری را به تحسین یا تعجب واداشت، شدت عاطفی عراقیها بود. اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، این تفاوت در نحوه بیان است. درحالیکه در بسیاری از جوامع مدرن، سوگواری به شکلی نمادین و آرام برگزار میشود، در فرهنگ سنتی عراق، سوگواری باید بهچشم بیاید و بهگوش برسد. حضور آنان در این مراسم، یک بیانیه بصری بود. اینکه آنان در مراسم تشییع، بسیار پرشورتر و پرحضورتر از انتظارات معمول ظاهر شدند، نشاندهنده پیوند عمیق عاطفی است که عراق را به یک جبهه بزرگ همبستگی تبدیل کرد.
این حضور، بیش از آنکه حاصل یک دستورالعمل باشد، محصول نوعی سرمایه اجتماعی مذهبی است. برای شهروند عراقی، حضور در این مراسم، ادای دینی بود به پیوندی که سالها در پیادهروی در جادههای اربعینی شکل گرفته است. در واقع، آن شور و هیجانی که در تشییع مشاهده شد، در ادامه و تکمیل همان سنتی است که در آن، عراقیها سالهاست به زائران ثابت کردهاند که در میزبانی، هیچ مرزی برای اندوه و شادی نمیشناسند.
این صحنهها، سندی است بر اینکه چگونه یک فرهنگ کهن میزبانی و سوگواری میتواند در مواجهه با رخدادهای بزرگ، به یک نیروی پیشران تبدیل شود؛ نیرویی که نیازی به هماهنگیهای دیپلماتیک ندارد، چراکه زبان آن، زبان قلب و سنتهای ریشهدار کوچه و بازار است.