رجوع به مشاور و روانشناس برای بهبود سبک زندگی است، نه فقط برای رفع نقص. او به افراد سالم کمک میکند مهارتهای ارتباطی و هوش هیجانی خود را بالا ببرند، در مدیریت استرسهای زندگی روزمره موفقتر باشند، خودشناسی عمیقی پیدا کنند تا از ظرفیتهای واقعی خود استفاده کنند، در مسیر رشد شخصی و رسیدن به شکوفایی گام بردارند و در نهایت رضایت از زندگی را افزایش دهند جوان آنلاین: آمارهای کلینیکهای روانشناسی گواهی میدهند بسیاری از مراجعان پس از درمان، به بهبود قابل توجهی دست مییابند. دکتر محمدامیر هاشمپور، مدیرعامل مؤسسه روانشناسی «باتاب» معتقد است مراجعه به روانشناس، نشان دهنده هوشمندی و توجه به اعضای خانواده است.
در ابتدای مصاحبه، توصیه شما به خانوادههایی که هنوز این باور را ندارند برای مشکلات رفتاری و اخلاقی به روانشناس مراجعه کنند، چیست؟
خانوادهها باید به جای مبارزه با ظاهر رفتار، روی «ریشه» آن تمرکز کنند. رفتارهای بد یا اخلاقی، اغلب تنها نوک کوه یخ هستند و زیر آنها نیازهای برآوردهنشده یا آسیبهای پنهان نهفته است. مراجعه به روانشناس، به جای قضاوت کردن فرزند یا عضو خانواده، به شما کمک میکند «زبان» آنها را بفهمید. علاوه بر این، بسیاری از مشکلات رفتاری و اخلاقی اگر درمان نشوند، به اختلالات روانی منجر میشوند که هزینه و زمان بسیار بیشتری برای درمان آنها نیاز است.
درباره چند مورد از باورهای غلط رایج مردم درباره روانشناسی توضیح دهید.
سه باور غلط رایج وجود دارد: اول اینکه روانشناسی فقط برای دیوانههاست. در حالی که روانشناسی علم مطالعه رفتار، فرایندهای ذهنی، توسعه فردی، بهبود روابط بینفردی و تغییر سبک زندگی است، نه فقط درمان بیماریهای شدید. دوم اینکه روانشناس فقط نصیحت میکند. کار روانشناس نصیحت کردن نیست، بلکه کمک به فرد برای خودشناسی و پیدا کردن ابزارهای لازم برای حل مسئله است تا علاوه بر حل مشکل، رضایت از زندگی نیز افزایش یابد. سوم اینکه مشکلات روانی نشانه ضعف شخصیت است. مراجعه به متخصص، نشانه قدرت و آگاهی است، یعنی فرد مسئولیت زندگیاش را میپذیرد و برای خودش ارزش قائل است.
تفاوت روانشناس و روانپزشک چیست و چه زمانی باید به کدامیک مراجعه کرد؟
روانپزشک پزشک است و تحصیلات پزشکی دارد. او میتواند برای اختلالات شیمیایی مغز دارو تجویز کند. روانشناس متخصص علوم رفتاری است و از طریق گفتوگو، تکنیکهای رفتاری و رواندرمانی به درمان میپردازد و دارو تجویز نمیکند. اگر مشکل با مدیریت رفتاری و گفتوگو قابل حل است، به روانشناس مراجعه کنید، اما اگر علائم شدید جسمی مثل بیخوابی مطلق، توهم یا افسردگی شدید که توان حرکت را میگیرد وجود دارد، حتماً باید به روانپزشک مراجعه کرد. اغلب بهترین نتیجه از همکاری هر دو متخصص حاصل میشود.
مهمترین فواید مراجعه زودهنگام به مشاور و روانشناس چیست؟
مراجعه زودهنگام مانند رفتن به پزشک هنگام احساس درد خفیف است، نه زمانی که دچار سکته شدهایم. فواید آن شامل جلوگیری از تبدیل یک مشکل گذرا به یک اختلال مزمن، کاهش هزینههای درمانی در آینده، حفظ سلامت روابط اجتماعی و جلوگیری از فروپاشی شخصیت یا خانواده است.
آیا روانشناسی فقط برای بیماران است یا در ارتقای سلامت روان افراد سالم جامعه نیز نقش دارد؟
رجوع به مشاور و روانشناس برای بهبود سبک زندگی است، نه فقط برای رفع نقص. او به افراد سالم کمک میکند مهارتهای ارتباطی و هوش هیجانی خود را بالا ببرند، در مدیریت استرسهای زندگی روزمره موفقتر باشند، خودشناسی عمیقی پیدا کنند تا از ظرفیتهای واقعی خود استفاده کنند، در مسیر رشد شخصی و رسیدن به شکوفایی گام بردارند و در نهایت رضایت از زندگی را افزایش دهند.
خانوادههایی که به صورت مشترک به روانشناس مراجعه میکنند، چه تغییرات مثبتی را تجربه میکنند؟
وقتی اعضای خانواده با هم به مشاوره میآیند، «زبان مشترک» پیدا میکنند. آنها یاد میگیرند به جای گفتن «تو مقصری»، بگویند «من این احساس را دارم». این کار باعث کاهش سوءتفاهمها، افزایش اعتماد و تبدیل فضای خانه از یک میدان جنگ به یک پناهگاه امن میشود.
خانوادهای که اختلافاتش را با صبر کردن یا دخالت اطرافیان حل میکند و به روانشناس مراجعه نمیکند، چه عواقبی ممکن است بپذیرد؟
صبر کردن بدون درمان، معمولاً به معنای «سرکوب کردن» است، نه حل مشکل. عواقب آن میتواند شامل انفجار ناگهانی، جایگزینی روابط و دخالت اطرافیان باشد. ورود افراد ثالث مثل فامیل، معمولاً باعث پیچیدهتر شدن سوگیریها و از بین رفتن حریم خصوصی و اعتماد میان زوجین میشود.
والدین چه زمانی باید برای فرزندانشان به روانشناس مراجعه کنند و آنهایی که خودشان به روانشناس مراجعه نمیکنند، چه آسیبهایی ناخواسته به فرزندانشان وارد میکنند؟
بهترین زمان مراجعه وقتی است که رفتار فرزند با استانداردهای رشدی او همخوانی ندارد، مانند انزوای شدید، افت ناگهانی تحصیلی، پرخاشگری غیرقابل کنترل یا تغییرات شدید در اشتها و خواب. درباره والدینی که به مسائل خود رسیدگی نمیکنند باید گفت آنها به شکل ناخودآگاه الگوهای رفتاری ناسالم مانند مدیریت خشم یا بیاعتمادی را به فرزند خود منتقل میکنند. این یعنی فرزند یاد میگیرد به جای حل مشکل، آن را پنهان کند.
تفاوت زوجینی که مشکلاتشان را زودتر با مشاور در میان میگذارند با زوجینی که سالها صبر میکنند، چیست؟
زوجهایی که زود اقدام میکنند، از بحران برای رشد استفاده میکنند، اما زوجهایی که سالها صبر میکنند معمولاً در مرحله «جبران» هستند که بسیار دشوارتر و فرسایندهتر است.
معمولاً مردها در مراجعه به مشاور مقاومت دارند و همکاری نمیکنند؟ از نگاه شما علت این مقاومت چیست؟
علل مختلفی دارد. به طور کلی، از آنجا که مردان مدیریت زندگی مشترک را بر عهده دارند، تصور میکنند میتوانند با مدیریت خود بر تمام مسائل و مشکلات زندگی فائق شوند. در حالی که وقتی مشکلات کمی عمیق میشود، حتماً نیاز به مداخله یک متخصص وجود دارد. از سوی دیگر، مسائل مالی و فشار اقتصادی نیز میتواند مانعی برای مراجعه به مشاور از دیدگاه آقایان باشد.
وقتی فردی مشکل روانی دارد ولی به مشاور مراجعه نمیکند، چه اتفاقی در ذهن، زندگی فردی، اجتماعی و حتی شغلیاش رخ میدهد؟
آن فرد در یک چرخه معیوب گیر میکند. در ذهنش کاهش تمرکز، خستگی مزمن ذهنی و از دست دادن لذت از زندگی، در زندگی اجتماعیاش، انزوا، از دست دادن دوستان و تنش در روابط عاطفی، در شغلش، افت عملکرد، اشتباهات ناشی از عدمتمرکز و احتمال از دست دادن جایگاه شغلی یا حتی اخراج، محتمل است.
از نگاه شما، مهمترین موانعی که مردم را از مراجعه باز میدارد، کدامند؟
در نگاه فرهنگی، مراجعه به روانشناس به معنای برچسب «دیوانگی» خوردن است. در نگاه اجتماعی، فرهنگ خودکفا بودن و اعتقاد به اینکه مشکلات خانوادگی نباید بیرون از خانه گفته شود و در نگاه اقتصادی، هزینههای بالای جلسات در مقایسه با سطح درآمد بسیاری از مردم مانع از مراجعه میشود.
چطور میشود این ذهنیت را اصلاح کرد که «خودم حلش میکنم»؟
در اصل باید این نگاه را تغییر داد که «نیاز به کمک، نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه هوشمندی است.» همانطور که برای یادگیری یک مهارت جدید یا درمان یک بیماری جسمی به استاد یا پزشک نیاز داریم، برای مدیریت پیچیدگیهای ذهن نیز نیاز به متخصص داریم. خودتنظیمی بدون دانش، اغلب به تکرار اشتباهات منجر میشود.
ترس از قضاوت شدن یا لورفتن اطلاعات، چقدر واقعی و چقدر ذهنی است؟
به لحاظ واقعی، از نظر اخلاقی و قانونی محرمانگی اصل اول در روانشناسی است و اطلاعات شما در اختیار هیچکس قرار نمیگیرد. به لحاظ ذهنی، بخش بزرگی از ترس از قضاوت، محصول خودقضاوتگری ماست. ما فکر میکنیم دیگران هم ما را همانطور که میبینیم قضاوت میکنند، در حالی که واقعیت این است که متخصص نگاهی بدون قضاوت دارد و هدفش درک شماست، نه قضاوت شما.
در نهایت، اگر بخواهید یک آمار کلی بدهید از اینکه چنددرصد مراجعان بعد از دوره مشاوره، حداقل بهبود نسبی را تجربه میکنند، چه عددی است؟
بهبود نسبی در روند مشاوره تابع عوامل متعددی است. برخی از این عوامل میتواند شامل تجربه، تخصص و مهارت درمانگر، خواست و اراده مراجع، شرایط زندگی مراجع، همکاری سایر اعضای خانواده و حتی شرایط اقتصادی و اجتماعی باشد. در حال حاضر به نظر میرسد بیش از ۹۰درصد مراجعان پس از طی دوره مشاوره و درمان، بهبود نسبی را در خود احساس میکنند، اما مراقبت از این حس بهتر نیازمند تلاش مراجع، ارتباط مستمر با بیمار و ثبات در زندگی او دارد.
در روز روانشناس، اگر بخواهید فقط یک جمله بگویید که مخاطب را متقاعد کند امروز با یک روانشناس صحبت کند، آن جمله چیست؟
بهترین هدیهای که میتوانید به آینده فرزندتان بدهید، این نیست که مشکلات امروز را نادیده بگیرید بلکه باید یاد بگیرید چگونه باهم، از پس آنها بربیایید. سلامت روان شما، امنیت دنیای آنهاست.