دوران تصدی حدوداً هشت الی ۹ماهه سردار شهید خادمی به عنوان ریاست سازمان اطلاعات سپاه، یک دوره کوتاه، اما بسیار حساس و تأثیرگذار بود. شهید خادمی به همراه دیگر فرماندهان نیروهای مسلح، کشور را برای ایستادگی در برابر جنگی دیگر که پس از جنگ ۱۲ روزه بسیار محتمل به نظر میرسید، آماده کردند. این آمادگی همه سویه پس از تجاوز مشترک امریکا و اسرائیل به ایران به خوبی نمود یافت جوان آنلاین: دشمن صهیونیستی که در جنگ تحمیلی رمضان با حضور حماسی مردم ایران در کف خیابان خود را در اهداف براندازانه شکستخورده دید بار دیگر دست به ترور یکی از فرزندان دلیر این خاک مقدس زد و سردار سرتیپ پاسدار «مجید خادمی» را که سال گذشته با حکم فرمانده معظم کل قوا به ریاست سازمان اطلاعات سپاه منصوب شده بود در روز ۱۷ فروردینماه ترور کرد و به شهادت رساند. سردار خادمی که پیش از آن مسئولیت سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح را بر عهده داشت، جایگزین سردار «محمد کاظمی» شده بود که وی نیز خرداد سال گذشته در حمله رژیم صهیونیستی به خاک ایران، به شهادت رسیده بود. موج ترور شخصیتهای امنیتی و اطلاعاتی نشان میدهد؛ دشمن صهیونیست بر اختلال شبکه امنیتی کشور تمرکز نموده و حساب ویژهای از این طریق برای برونرفت و نجات از نابودی انجام میدهد. سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات نیز اخیراً در اقدامی تروریستی به شهادت رسیده بود.
سرداری که دشمن از نامش وحشت داشت
نام سردار مجید خادمی هرچند قبل از تصدی سمت فرمانده سازمان اطلاعات سپاه برای عموم مردم چندان شناخته شده نبود، اما این سردار شهید سپاه، حداقل چهار دهه سابقه خدمت در ردههای مختلف نظامی و اطلاعاتی را برعهده داشت و به همین ترتیب از او به عنوان یک فرمانده مقتدر و در عین حال خدوم در سازمان اطلاعات سپاه یاد میشد.
ترور سردار خادمی وسط جنگی که رژیم صهیونی را زیر کوبندهترین ضربات نیروهای مسلح کشورمان قرار داده از اهمیت این سردار بزرگ در خنثیسازی توطئههای اطلاعاتی و امنیتی حکایت میکند.
حضور مقتدرانه و هوشمندانه این سردار در جریان کودتای دی ماه سال گذشته که باعث شکست این فتنه بود غیرقابل انکار است. آنچه روشن است این نکته که دشمن سعی میکند؛ با این ترورها مغز اطلاعاتی کشور را از کار بیندازد تا بتواند فضای تنفس و مانور نیروهای نفوذی در داخل را باز کند.
فارغ از جنگ تمام عیار رمضان، متأخرترین و مهمترین اثرگذاری سردار خادمی را باید در مقابله با کودتای دیماه سال گذشته جستوجو کرد. رجوع به بیانات رهبر شهیدمان که در دیدار مردم آذربایجانشرقی با تشریح ابعاد این واقعه و تأکید بر ضرورت تحلیل ابعاد آن از سوی اهل فکر و تحلیل بیان شد میتواند به درک بهتر اهمیت مأموریت مدیران امنیتی و تلاش دشمن برای حذف آنها کمک کند.
«راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عده جوان یا غیرجوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملت ایران له شد... دشمن چه قبول کند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتفاقی بوده که افتاده. قضیه، قضیه مهمی است، قضیه کوچکی نیست.»
مقابله با یک کودتای امریکایی
سردار خادمی در گفتوگوی دوماه پیش و اواخر بهمن با پایگاه اطلاعرسانی رهبر معظم انقلاب، ابعاد مختلفی از کودتای نافرجام دی ماه را تشریح کرده بود. بازخوانی ابعاد مختلف حوادث دیماه از زبان وی اهمیت حضور خیابانی مردم در این شبها همزمان با نبرد متقارن میدانی با دو نیروی متخاصم امریکا و اسرائیل را ملموستر میکند.
شهید خادمی در پاسخ به این سؤال که رهبر انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبهکودتا یاد کردند، نظر شما در این مورد چیست و تفاوتها و شباهتهای ماجرای اخیر با کودتا چیست اینگونه اظهار نظر کرده بود: «اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمهسخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که اتفاقاً فتنه و آشوب دی ماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه که قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸ مرداد یا در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف آسیایی و امریکای لاتین دیدهایم. یکی از مشاوران و نزدیکان رئیسجمهور امریکا در یک نشست به صراحت بیان داشته که «هدف کلی این است که امریکا به جای مداخله نظامی مستقیم، روندی را تسهیل کند که بهگذار به یک ایران حامی غرب بینجامد. اقدامات غیرنظامی برای نیل به این هدف با محوریت؛ ۱. تزریق منابع مالی و اطلاعاتی به نیروهای ضد جمهوریاسلامی ایران در داخل ایران ازسوی امریکا، ۲. کمک امریکا به سازماندهی و توانمندسازی گروههای مخالف، ۳. قراردادن قابلیتهای ارتباطی امن و حمایت لجستیکی در اختیار مخالفین ازسوی امریکا، ۴. حفظ و تشدید فشار اقتصادی و ۵. همکاری بین اروپا و رژیم صهیونی برای تشکیل یک ائتلاف گذار ایران، باید سازماندهی شود.»
اقدامات سردار برای مقابله با آشوبها
به گفته سردار خادمی عملیاتیسازی پروژه دشمن در دی ماه سال گذشته، به چند ماه برنامهریزی و زمینهسازی نیاز داشت. تلاشهای دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانهها و فشار اقتصادی به کشور برای بهرهگیری از زمینههای موجود در کشور، در همین راستا تحلیل میشود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکهسازی گسترده در شبکههای اجتماعی در دستور کار سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود.
اما اگر بخواهیم بیشتر به نقش و جایگاه سردار خادمی در مقابله با نفوذ و شرارتهای دشمن در بعد اطلاعاتی و امنیتی پی ببریم توجه به این بخش از گفتههای خود ایشان حائز اهمیت است: «از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاشها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲ هزارو ۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضدامنیتی، ارشاد ۱۳ هزارنفر از عناصر آسیبپذیر، آگاهسازی اقشار، اصناف و جمعیتهای در معرض تهدید، کشف هزارو ۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیرمجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویسهای بیگانه، بخشی از تلاشهای صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعاً اگر تلاشهای صورت گرفته ازسوی نهادهای امنیتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگتر و خشونتبارتر از وضعیت رخ داده بود.»
کودتایی که مقدمه تهاجم نظامی بود
برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی ماه، اول باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» بود که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضدایرانی در ادامه راهبرد مقاومتزدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیمصهیونیستی در منطقه تعریف میشود. به شکلی که امریکاییها معتقدند، متأثر از عملیات طوفانالاقصی و کاهش چشمگیر مشروعیت رژیمصهیونیستی در افکار عمومی دنیا، تمامی تلاشها باید معطوف به تضعیف همهجانبه دشمنان و حتی رقبای این رژیم باشد و به تعبیر دیگر امریکاییها میخواهند همه را قربانی منافع رژیمصهیونیستی کنند.
اما شکست رژیم از ایران در جنگ ۱۲ روزه، پیروزی متحدان جریان مقاومت در انتخابات پارلمانی عراق، شکست در پروژه خلع سلاح حزبالله در لبنان و عدم تسلیم انصارالله در یمن، از نشانههای شکست امریکا در قدرت بخشی به رژیم در منطقه است. با فهم دقیق این وضعیت، جایگاه و اهمیت آشوب دیماه در تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوریاسلامی ایران و مقاومت، بهتر تحلیل میشود. دشمن میداند اگر نتواند مقابل تقویت مؤلفههای قدرتآفرین مقاومت و مخصوصاً جمهوریاسلامی ایران بایستد، به زودی باید شاهد افول نفوذ و قدرت متحد راهبردی خود در منطقه باشد.
این آشوب، مقدمه و پیشزمینه حمله نظامی مجدد به کشور و تداوم تلاش برای تسلیمسازی ملت ایران ذیل راهبرد فوق به شمار میرفت که با هوشیاری مردم و تلاش تمامی نهادهای انتظامی و امنیتی ناکام ماند.
در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب بهکار گرفته بود، تا حدی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلماتهای اروپایی در یک نشست محرمانه قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرحریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاههای امنیتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آنها به سنگ خورد.
مقابله با ۱۰سرویس اطلاعاتی
سردار شهید خادمی همچنین در پاسخ به این سؤال که تحلیل شما از نقش سرویسهای امنیتی دشمن در فتنه دی ماه چیست؟ و چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ آیا در میان دستگیرشدگان، افرادی با تابعیت دوگانه یا ارتباط سازمانیافته با سرویسهای خارجی شناسایی شدهاند، گفته بود: «در این آشوب، سرویسهای اطلاعاتی، نقشی بارز و البته مؤثرتر از همه داشتند. طراحی، توزیع نقش، شبکهسازی، آموزش، پشتیبانی اطلاعاتی و حتی هدایت میدانی آشوبگران عمدتاً از طریق فضای مجازی بر عهده اینها بود. همانطوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی بهطور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸ هزارو ۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق بهکارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیونها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.
در این رابطه یکی از مقامات امنیتی رژیمصهیونیستی، صراحتاً به بخشهایی از برنامههای عملیاتی برای پشتیبانی اطلاعاتی و میدانی از آشوبگران در مسلح کردن برای انجام ترورهای هدفمند اشاره کرده و میگوید: «ما باید به مردم ایران کمک کنیم. به آنها اطلاعات بدهیم. بگوییم بسیج کجاست، فرماندهان کجا میخوابند. خانوادههای آنها کجا هستند. ما باید حتی به مردم اسلحه بدهیم.»
آماده برای شروع جنگی دیگر
در یک نگاه کلی، دوران تصدی حدوداً هشت الی ۹ماهه سردار شهید خادمی به عنوان ریاست سازمان اطلاعات سپاه، یک دوره کوتاه، اما بسیار حساس و تأثیرگذار بود. این سردار شهید پس از جانشینی شهید کاظمی (رئیس قبلی سازمان اطلاعات سپاه که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه شهید شد) به سرعت کار را برای جلوگیری از اقدامات خصمانه دشمن آغاز کرد و شاه بیت این تلاشها، مقابله با فتنه امریکایی- صهیونیستی در دیماه سال گذشته بود. سپس شهید خادمی به همراه دیگر فرماندهان نیروهای مسلح، کشور را برای ایستادگی در برابر جنگی دیگر که پس از جنگ ۱۲ روزه بسیار محتمل به نظر میرسید، آماده کردند. این آمادگی همه سویه پس از تجاوز مشترک امریکا و اسرائیل به ایران به خوبی نمود یافت و اگر دیدیم چطور رزمندگان پاسخ تجاوز دشمن را ظرف دو ساعت دادند، همگی ماحصل تلاش و زحمات سرداران شهیدی، چون مجید خادمی و دیگر فرماندهان شهید است.