با گذشت بیش از ۴۰ روز از آغاز درگیریهای گسترده، غبار اولیه نبرد فرو نشسته و اکنون زمان آن فرارسیده است که فراتر از تحولات و اخبار میدانی، نگاهی عمیق به معادلات «اقتصاد سیاسی» و تغییرات ساختاری بیندازیم جوان آنلاین: با گذشت بیش از ۴۰ روز از آغاز درگیریهای گسترده، غبار اولیه نبرد فرو نشسته و اکنون زمان آن فرارسیده است که فراتر از تحولات و اخبار میدانی، نگاهی عمیق به معادلات «اقتصاد سیاسی» و تغییرات ساختاری بیندازیم. تا پیش از این بحران، بسیاری از اندیشکدهها و تحلیلگران غربی بر این باور بودند که هرگونه تقابل نظامی گسترده، به سرعت به فروپاشی ماشین اقتصاد ایران منجر خواهد شد، اما بررسیهای دقیقتر در این مقطع زمانی نشان میدهد که این نبرد، برخلاف پیشبینیها، دستاوردهای استراتژیک، بنیادین و بیسابقهای برای اقتصاد ایران به همراه داشته است. این تقابل نه تنها به یک بنبست اقتصادی ختم نشد، بلکه به عنوان یک کاتالیزور، فرآیندهایی را تسریع کرد که میتواند در بلندمدت مختصات اقتصاد سیاسی ایران و معماری مالی جهان را تغییر دهد.
۱. خنثیسازی بزرگترین سلاح مالی غرب
بدون شک، مهمترین، عمیقترین و ماندگارترین دستاورد اقتصادی که این جنگ برای ایران به همراه داشته و سیاستگذاران باید به عنوان یک هدف کلان راهبردی روی آن تمرکز ویژهای داشته باشند، «کاهش و تضعیف هژمونی دلار» است. دهههاست که واشینگتن، دلار را از یک واحد پولی ساده فراتر برده و آن را به یک سلاح کشتار جمعی اقتصادی تبدیل کرده است. امریکا از طریق تسلط مطلق بر درگاههای تبادل مالی نظیر «سوییفت» (SWIFT) و سیستمهای تسویه بانکی مانند «چیپس» (CHIPS)، توانسته شبکهای از تحریمهای اولیه و ثانویه را با بیرحمی تمام بر کشورهای مستقل اعمال کند و عملاً گلوی تجارت جهانی را در دست بگیرد.
اما این رویارویی و اقدام استراتژیک در مسدودسازی و کنترل دقیق تنگه هرمز، پارادایم سنتی بازار انرژی را هدف قرار داد و موتور محرک گذار از «پترودلار» به «پترویوان» و سایر ارزهای جایگزین را روشن کرد. بدیهی است که فروپاشی کامل هژمونی دلار یکشبه و در عرض ۴۰ روز رخ نمیدهد، ولیکن این اتفاقات یک «نقطه عطف و آغاز قدرتمند» برای پایان این سلطه تاریخی است. اعمال فشار بر زنجیره عبور و مرور کشتیها و الزام به تسویه با ارزهای غیردلاری، نشان داد که میتوان از کمند این سیستم فرار کرد.
رسانههای بینالمللی نیز به تدریج به این واقعیت اعتراف میکنند؛ چنانکه گزارشهایی مبنی بر پرداخت هزینه عبور کشتیها به یوان چین مخابره شده و شبکههایی، چون الجزیره نیز به لرزان شدن پایههای ۵۶ سال سلطه پترودلار اشاره کردهاند. اهمیت این دستاورد در اینجاست که در صورتی که سیستم مالی دنیا از یکهتازی دلار خارج شود و به یک سیستم چندقطبی تغییر یابد، ابزار اصلی تمریکا یعنی «تحریمهای ثانویه» عملاً کارکرد و اثر تخریبی خود را از دست خواهد داد. خنثی شدن تحریمهای ثانویه به معنای باز شدن درهای جدید، کاهش شدید هزینههای دور زدن تحریم و خلق فرصتهای بیشمار تجاری برای اقتصاد ایران در بلوک شرق و اقتصادهای نوظهور است.
۲. تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز
دومین دستاورد بزرگ این دوران، تبدیل کردن یک مزیت ژئوپلیتیک به یک ماشین تولید ثروت و استفاده عملی از ظرفیت بینظیر تنگه هرمز است. این دستاورد را میتوان در دو بخش مجزا بررسی کرد:
الف) باجه عوارض و حق حاکمیت: این جنگ سبب شد ایران قدرت بلامنازع و عملیاتی خود را بر این آبراه حیاتی تثبیت و تقویت کند. به عبارتی، عبور رایگان کالا و انرژی از این منطقه به پایان رسیده است. با دریافت عوارض عبور از کشتیها در قالبهای قانونی و اجرایی مختلفی همچون «حق بیمه»، «هزینه تامین امنیت مسیر» یا سایر الگوهای ترانزیتی، ایران به یک منبع درآمد ارزی جدید و هنگفت دست مییابد. نکته طلایی اینجاست که این مکانیزم درآمدی، صرفاً محدود به زمان جنگ نیست، بلکه به عنوان یک حق حاکمیتی و رویه تثبیتشده بینالمللی، حتی «بعد از پایان جنگ» نیز ادامه خواهد یافت. (این همان پتانسیل عظیمی است که روزنامه تلگراف در تحلیل خود با عنوان «باجه عوارض تهران»، به قابلیت درآمدزایی چند صد میلیارد دلاری آن اذعان کرده است.)
ب) پایان عصر تخفیفها و جهش نفتی: در حالی که پیش از جنگ، ایران به دلیل فشار تحریمها مجبور بود نفت خود را با تخفیفهای قابل توجهی به فروش برساند، کنترل بر تنگه هرمز باعث ایجاد شوک در عرضه، تغییر توازن بازار و جهش قیمت جهانی نفت شد و آن را در مقاطعی به بیش از ۱۱۰ دلار در هر بشکه رساند. این افزایش خیرهکننده سبب شد ایران با وجود شرایط ملتهب جنگی، میزان درآمدهای ارزی خود از محل فروش انرژی را به شدت افزایش دهد. اما دستاورد بزرگتر، تغییر جایگاه خریدار و فروشنده بود؛ نیاز مبرم بازار باعث شد تخفیفهای تحریمی عملاً بیاثر شوند. طبق گزارشهای معتبری نظیر گزارش رویترز، پالایشگران چینی «موسوم به تی پاته»
برای جبران نیاز فوری خود، نفت ایران را حتی با قیمتی بالاتر از شاخص جهانی برنت (حدود ۵/۱ تا ۲ دلار بالاتر در هر بشکه) خریداری کردند که این یک پیروزی تجاری بزرگ محسوب میشود.
۳. تابآوری کمنظیر اقتصادی و مدیریت موفق روانی-اجتماعی در داخل
سومین دستاورد که شاید در هیاهوی اخبار نظامی کمتر به چشم بیاید، اما از منظر امنیت ملی حیاتیترین مورد است؛ مدیریت موفق اقتصاد اجتماعی در داخل کشور است. ماشین رسانهای غرب و تحلیلگران آنها ماهها روی این سناریو سرمایهگذاری کرده بودند که با شلیک اولین گلولهها، اقتصاد داخلی ایران دچار یک فروپاشی سریع خواهد شد؛ آنها انتظار یک بحران عمیق، قحطی گسترده، قطع زنجیره تأمین و کمبود جدی و فلجکننده کالاهای اساسی را میکشیدند.
اما عملکرد سیستم در این ۴۰ روز، خط بطلانی بر این توهمات کشید. به لطف مدیریت ذخایر استراتژیک و تدابیر اتخاذ شده از سوی دولت، ما شاهد آن بودیم که پدیده مخرب «خرید هیجانی» شکل نگرفت. مردم به شکل غیرقابل کنترل به سمت پمپبنزینها و قفسه فروشگاهها هجوم نیاوردند و دولت و نهادهای تنظیمگر بازار، اجازه ندادند شوکهای روانی، کمبودهای سراسری و بحرانزا ایجاد کند.
البته هر اقتصاددانی میداند شرایط جنگی، اقتضائات و سختیهای خاص خود را دارد. کاملاً طبیعی است که در این مدت در برخی بخشها، اصناف یا اقلام خاص، کمبودهای مقطعی، تورم یا فشارهای قیمتی دیده شود و کسی منکر این فشارها نیست، اما آنچه اهمیت دارد جلوگیری از «فروپاشی روانی بازار» و حفظ ثبات کلی زنجیره تأمین کالا و خدمات است که یک دستاورد بزرگ در حوزه تابآوری اقتصاد مقاومتی به شمار میرود.
بررسی کارنامه ۴۰ روزه اقتصاد ایران نشان میدهد که این رویارویی، با تمام دشواریهای انکارناپذیرش، ساختار اقتصادی کشور را از یک حالت تدافعی در برابر تحریمها، به یک فاز تهاجمی و فرصتساز تغییر داده است. شکستن طلسم تحریمهای ثانویه از طریق وارد آوردن ضربات کاری به هژمونی دلار، خلق درآمدهای پایدار از موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک تنگه هرمز، دیکته کردن قیمت نفت به خریداران و از همه مهمتر، حفظ انسجام و ثبات در تامین نیازهای حیاتی جامعه، همگی اثبات میکنند که اقتصاد ایران در حال عبور از یک گذرگاه تاریخی و ورود به پارادایمی جدید، مستقلتر و قدرتمندتر از گذشته است.
* پژوهشگر اقتصادی