جوان آنلاین: اگرچه چهره ظاهری جنگ خوشایند نیست و ما معمولاً جنگ را با وحشت، آوار، کشتار و سوگ به یاد میآوریم، بهویژه وقتی طرف مقابل به هیچ قاعده اخلاقی و حتی عرفی پایبند نیست و شرمی از حملات به زیرساختها و غیرنظامیان (بهویژه کودکان) ندارد، با این همه این جنگ روی شگفتی دارد که به مثابه یک آشکارکننده، کاشف، تمییزدهنده یا پردهبردار عمل میکند، پردههای پندار را میدرد و حقایق را آنگونه که هست علنی میسازد.
امروز قدرت مواجهه نظامی ایران و سرعت انعطاف و بازسازی آن نه تنها برای مردم منطقه و جهان، بلکه برای ما علاقمندان به سرنوشت میهن مایه تعجب و شگفتی است.
همچنان که معدودی از روشنفکران ایرانی در اظهارات خود به این موضوع اشاره و اعتراف کردهاند. وقتی پیشتر فرماندهان نظامی ایران درباره قدرت تسلیحاتی کشور و شگفتانههای مهیا، اما پنهان در زرادخانه نظامی ایران سخن میگفتند، شاید بسیاری از ما آن را به حساب رجزخوانیهای معمول نظامیها در جهت حفظ بازدارندگی و رفع سایه تهدید و جنگ از سر کشور میدیدیم (که البته در جای خود لازم و قابل دفاع است)، اما وقتی این جنگ تمام عیار آغاز شد و امریکا به خیال خام خود خواست درهای جهنم را به روی ایران باز کند، صحنههای حماسی جانانه و افتخارآفرین نیروهای مسلح ایران به ویژه در تخریب گسترده و بیسابقه پایگاههای نظامی امریکا در منطقه، آسیب جدی به هیولاهای آهنین با هالههای افسانهای در زمین و هوا و حمله به زیرساختهای تسلیحاتی رژیم صهیونیستی خلق شد که نتیجه آن زیر سوال رفتن قطعیت بسیاری از گزارههایی بود که از آسیبناپذیری و روئینتنی قدرت تسلیحاتی و هژمونی امریکا و سامانهها و گنبدهای پدافندی اسرائیل در ذهنها شکل گرفته بود.
جنگ علیرغم مصایبی که به دنبال دارد (و قابل انکار نیست) همچنان به عنوان یک آشکارساز بزرگ و ابهامزدای عظیم دارد عمل میکند.
دیروز در خبرها دیدم که یک فعال رسانهای تونسی به نام وجدان بوعبدالله گفته بود: «ما از واقعیت تواناییهای نظامی ایران خبر نداشتیم. ما نمیدانستیم که نظام ایران میتواند با وجود دهها ترور همچنان پابرجا بماند، تا این که واشینگتن، شواهدی از استحکام آن به ما ارائه کرد. این واشینگتن بود که غول را از چراغ بیرون آورد، اما حالا کسی هست که آن را به داخل چراغ برگرداند؟»
یا وقتی این اظهارنظر سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه را مدنظر قرار میدهیم که: «برخی رهبران عرب از رئیسجمهور امریکا بیش از خدا میترسند.» این آشکارسازی خصلت جبن، بیارادگی و وابستگی حاکمان کشورهای عرب چگونه میتوانست بدون این آشکارساز بزرگ چنین رسا و عینی شود؟
گاهی در میدانهای نبرد منوری به آسمان شلیک میشود و ناگهان فضا را روشن میکند. امروز این منور خود جنگ است که شلیک شده و خطوط ابهام را میشوید و روشن میکند (حتی اگر بسیاری اصرار داشته باشند که فضاهای تاریکی برای خود دست و پا کنند و همچنان در ابهام تنفس کنند). از این زاویه، این جملات اخیر سعید لیلاز شنیدنی است: «برخورد ایران در این جنگ اخیر، بسیار مافوق انتظار من بود. کارآمدی نظامی و غیرنظامی ایران به طور متناسب، مؤثر و کارآمد بود و تمام جهان را به فکر واداشت. ما بیش از سه دهه موضوع بستن تنگه هرمز را در مطبوعات داخلی مسخره کردیم، در حالی که اکنون متوجه شدیم اگر چنین سلاحی وجود داشته باشد و کسی به آن فکر نکرده، میتواند تعیینکننده باشد. از طرفی نخبگان ما و مطبوعات ایران بسیار غربگرا هستند و به این علت در مورد قدرت امریکا بزرگنمایی میشود. حمله به زیرساختها یا تصرف خارک و جزایر آنچنان که بزرگنمایی میشود نگرانکننده نیست و در مورد آن اغراق میشود. حتی بدون صادرات نفت نیز میتوان اقتصاد ایران را اداره کرد. مسأله اصلی این است که اگر در برابر زیادهخواهیهای امریکا کوتاه بیاییم، خسارات بیشتری متحمل خواهیم شد.»