آری حقیقت است که این شهادت آرزوی تک تک شما بوده، ولی ما چه کنیم؟ ما با داغی که از رفتن شما به قلبمان نشسته چه کنیم؟ آری یقیین داریم که میراثِ امام شهیدمان آنقدر لایتناهی ست که پس از شهادتتان، یکی شبیه خودتان، یکی از جنس نور، یک وطن پرست و کسی که عاشقِ خاک و مردمِ ایران است جایگزین میشود ولی ما با این غم چه کنیم؟ ما دیگر تابِ فقدانِ شما را نداریم، ما به بودنتان نیاز داریم؛ ما دوست داشتیم در کنارِ شما پیروزیِ تاریخیِ ایرانمان را جشن بگیریم ولی صدحیف که شما شهادت را برگزیدید…
شما امروز با شجاعتتان نورهای زیادی را در دلهای تاریکی که تصور میکردند با اولین موشکی که به خاک ایران بخورد جانتان را برمیدارید و میروید روشن کردید؛ شما با شکل و شمایلِ شهادتتان قضاوتهای ناعادلانه وطن فروشان را پوچ کردید، با حضورتان میانِ مردم، جهان را شوکه کردید؛ شما با بودنتان، قدرتتان و در آخر با شهادتتان عشقِ به وطن را به گونهای دیگر معنا کردید، شما به جهان فهماندید که وطن پرستی یعنی تا آخرین قطره خون جنگیدن، یعنی شهادت را با آغوشِ باز استقبال کردن، یعنی از مرزهای وطن بدونِ ترس پاسداری کردن، یعنی تصور اهریمن برای تجاوز به خاک ایران و نوامیسش را در نطفه خفه کردن…
شهادت شما درس بود؛ یک درسِ تاریخی که ما با جسم و جانمان درکش کردیم؛ ما از نبودنتان غمگینیم، ما به اندازه کودکانِ یتیمِ کوفهی بعد از علی آشفته حالیم و به اندازه تمامِ فرزندانی که در این جنگِ نابرابر به سوگ پدرانشان نشستهاند اشک میریزیم…ای یارانِ علی! کاش این سحر بیدار شویم و ببینیم ایرانِ بدون علی و یارانش فقط یک کابوسِ آشفتهی بی تعبیر بوده است، کاش...