پشت این درهای نارنجی و سفید و پشت این دیوارها و فضای سبز و محوطهای که تلاش شده تا زیبا و دلباز باشد قلبهایی کوچک با غمی بزرگ میتپد! جوان آنلاین: اینجا شیرخوارگاه آمنه است؛ مرکزی برای نگهداری از کودکان سه تا هفت ساله؛ کودکانی که اغلبشان رها شدهاند و بر سر نخواستنشان دعوا بوده است! کودکانی که تلخترین ضربه دنیا را از نزدیکترین آدمهای زندگیشان دریافت کردهاند؛ این بچهها از سوی خانواده و پدر و مادر «طرد» شدهاند. رنگها و عروسکها هم در برابر غم غربت این کودکان رها شده رنگ باختهاند. شاید به همین خاطر، خندههای کودکانه شان با غمی عمیق در پس چشمهای پر صداقتشان، همراه است. دستشان را که در دست میگیری، انگار دلشان نمیخواهد دستت را رها کنند؛ انگار وحشت «رها شدن» و درد «طرد شدن» با وجودشان عجین شده، انگار بیشتر از بقیه بچههایی که دیدهایم و میشناسیم به دنبال یک آغوش گرمند. به همین خاطر هم وقتی وارد اتاقشان میشویم و دسته جمعی با صدای بلند سلام میکنند و خوشامد میگویند، به دنبال محبتند و سخت محتاج یک آغوش امن.
زمان هم به حرمت معصومیت این بچهها از حرکت میایستد. از راهروها عبور میکنیم و وارد بخش صورتی میشویم. گویا این بخش تازه بازسازی شدهاست. به اتاق پسران میرویم. پنج پسربچه مشغول بازیگوشیاند و با دیدن ما بلند سلام میکنند و خوشامد میگویند. پسر بچه سه، چهار ساله با عینک فریم سیاه، دستهایش را از بازو میگشاید و خودش را در آغوش یکی از خبرنگاران رها میکند تا شاید از این آغوش، جرعهای محبت بر کویر تشنه جانش بچشاند.
در اتاق دخترها، اما دخترکی که از بقیه کوچکتر به نظر میرسد، با اینکه نگاهش به ماست، اما سعی دارد خودش را پشت بقیه پنهان کند. اتاقها و محوطهتر و تمیز است و بچهها هم آراستهاند. موهای شانه زده و گلسرهای زیبایی که دستان غریبه مربیهایی که حالا جای مادر را گرفتهاند، به سرهایشان زدهاست. حتی گلدانهایی که در راههای منتهی به بخش صورتی شیرخوارگاه چیدهاند هم با عروسکهایی تزئین شدهاست. اتاقخواب بچهها با تختهایی با ملحفههای سبز و آبی، اتاق موسیقی و چند ارگ کوچک و ساز دهنی، اتاق تلویزیون با فرشهایی رنگی و اسباببازیهایی که در گوشه و کنار دیده میشود و مربیهایی که قرار است برای این بچهها که پدر و مادر رهایشان کردهاند، مادری کنند. بچههایی که حتی در کنار سطل آشغال رها شدهاند!
بچههایی که در شیرخوارگاه نمیمانند
اگر قبلتر به شیرخوارگاه سری زده باشید، به روشنی در مییابید شیرخوارگاه خلوتتر شده، اما بدین معنا نیست که کودکان کمتری رها میشوند!
منیژه جابری، مدیر شیرخوارگاه حضرت آمنه (س) درباره دلایل این خلوتشدن شیرخوارگاه با تأکید بر اینکه در حال حاضر در کل مجموعه ۴۰ کودک داریم، میافزاید: «مددکار ما تا زمانی که لازم باشد، کارش را انجام میدهد تا پرونده کودک در یکی از مسیرهای «میزبان»، «فرزندخواندگی» یا «بازپیوند» با خانواده زیستی به سرانجام برسد. با طرحی که سازمان بهزیستی تحت عناوین «طرح میزبان» و «طرح بازپیوند» اجرایی کرد، آمار کودکان در شیرخوارگاه به شدت کاهش یافت. تا پارسال ما بین ۳۸۰ تا ۴۰۰ فرزند داشتیم، اما الان کمتراز ۴۰ کودک داریم. مابقی یا به خانواده خودشان بازگشتهاند، یا به خانوادههای متقاضی (موقت یا دائم) ملحق شدهاند.»
آنطور که خانم جابری میگوید تعداد بچههای رها شده تغییری نکردهاست. وی با بیان اینکه من همین دیشب شش بچه پذیرش کردهام، میافزاید: «سالانه بالای ۲۰۰، ۳۰۰ بچه رها شده در مرکز شیرخوارگاه آمنه پذیرش میشوند، اما به واسطه کار مددکاری قوی این بچهها در مرکز نمیمانند و در قالب طرحهایی همچون میزبان، فرزندخوانندگی یا میزبان و بازپیوند به خانوادهها سپرده میشوند.»
وی تأکید میکند: «مورد داشتهایم که خود مادر دختر ۱۳ سالهاش را سوار ماشین کرده و به اورژانس اجتماعی فرستادهاست!»
آسیب صهیونیستها به شیرخوارگان مرکز آمنه (س)
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه صهیونیستها به کشورمان حتی به شیرخوارگان این مرکز هم آسیب زد و حمله ناگهانی به اطراف این مرکز و تخریب آن موجب شد مسئولان شیرخوارگاه تصمیم بگیرند بچههای شیرخوار را به جای امنی منتقل کنند.
مدیر شیرخوارگاه حضرت آمنه (س) با اشاره به حمله اسرائیل به مجاورت شیرخوارگاه در جنگ ۱۲ روزه میگوید: «از زمانی که جریاناتی پس از جنگ ۱۲روزه پیش آمد، به دلایل امنیتی و برای حفظ سلامت بچهها، مجبور شدیم آنها را به شیرخوارگاه شبیر منتقل کنیم. پس از آن نیز، به دلیل اینکه احتمال میدادیم فرزندان در معرض خطر باشند، تصمیم سازمان بر این شد که نوزادان در شیرخوارگاه شبیر باقی بمانند.»
نامگذاری نوزادان از سوی مددکاران
مدیر شیرخوارگاه حضرت آمنه (س) درباره هویت شیرخوارگانی هم که به مراکز بهزیستی تحویل میشوند، میگوید: «هنگامی که نوزاد تازهای پیدا میشود، ما برای نوزاد شناسنامه میگیریم. اسم را ما انتخاب میکنیم و نام پدر، مادر و فامیلی را اداره ثبت احوال ثبت میکند. هیچ بچهای نباید بدون هویت بماند. اگر کودک به فرزندخواندگی رفت، آن شناسنامه باطل و شناسنامه جدیدی برایش صادر میشود.»
طبق توضیحات وی البته بیشتر این کودکان رها شده از اتباع هستند. جابری تأکید میکند: «ما هیچگونه تفکیک قومیت یا ملیت نداریم، اگر خانواده این بچهها پیدا شوند رد مرز میشوند وگرنه پیش ما میمانند. در مواردی هم این بچهها از سوی خانوادهها به فرزندخواندگی پذیرفته میشوند.»
از ۳ تا ۱۲ ساله میهمانان شیرخوارگاه آمنه
بچهها تا ۱۲ سالگی میتوانند در مرکز آمنه بمانند. البته در دو گروه تفکیک میشوند سه تا هفت سال و هفت تا ۱۲ سال. بچههای بالاتر ۱۳ سال به بالا تا ۱۶ در مرکز دیگری نگهداری میشوند.
آنطور که خانم جابری میگوید در حال حاضر مانند گذشته نیست که بچهها ۱۸ سالگی رها شوند و بستگی به آمادگی آنها برای استقلال دارد. البته پسرها اغلب در همان ۱۸ سالگی خودشان ترجیح میدهند چند نفری جایی را بگیرند و مستقل شوند.
بازدیدمان از شیرخوارگاه به پایان میرسد. با بعضی عمیق در گلو لبخند میزنم و از بچهها خداحافظی میکنم. بچههایی که هر کدام حسرت حدود ۲۰ درصد خانوادههایی هستند که دچار ناباروریاند. بچههایی که بیتردید در پناه خالقی هستند که مهر مادری فقط جلوهای کوتاه از مهر او نسبت به بندگان است. همه اینها، اما نافی مسئولیتی که ما در قبال فرزندی که به دنیا میآوریم، نیست.