به واسطه مجالست با قرآن، مؤمن باید وارد مراحل دیگر شود که تدبر و عمل است تا از این طریق بهرههای معنوی و معرفتی بیشتری از قرآن نصیب و روزیاش گردد. انس با قرآن و تدبر در آن و حتی تدبر در ادعیه مأثورهای که از سوی معصومین (ع) وارد شده در تعمیق معرفت دینی نقش بسزایی دارد جوان آنلاین: آنچه پیشرو دارید، حاصل گفتوگویی است با حجتالاسلام ایمان ضرابی، پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه که در آن به تبیین جایگاه قرآن، دعا و انس با معارف الهی در ماه مبارک رمضان و راهکارهای تداوم این ارتباط معنوی پرداختهاند.
در ماه مبارک رمضان حداقل ارتباط روزانه با قرآن چگونه تعریف میشود؟
توصیههای مختلفی برای بهرهمندی از فیوضات این کتاب آسمانی شدهاست، مثلاً شیخ صدوق (ره) در ثوابالاعمال از امام صادق (ع) روایت کردهاست که حضرت فرمودند: قرآن پیمان خدا با مردم است، پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز ۵۰ آیه بخواند؛ یا شیخ کلینی (ره) در اصول کافی از امام باقر (ع) نقل کرده که حضرتشان فرمودند: «من قراعشر آیات فی لیله لم یکتب من الغافلین»؛ (هرکس در هر شب ۱۰ آیه قرآن بخواند از جمله بیخبران و غافلان نوشته نخواهد شد.)، اما با توجه به جایگاه رفیع قرآن و اینکه اساساً تلاوت قرآن از با ارزشترین عبادتها محسوب میشود، بنابراین نمیتوان برای بهرهبرداری از آن حد یقف قائل شد، چنانکه در وصایای رسول خدا (ص) به امیر مؤمنان علی (ع) آمده که: یا علی در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن.
نقش دعا، مناجات و حضور در مسجد در پالایش روح چیست؟
انسان به واسطه پیوند با شعائر معنوی به بالندگی میرسد، همانگونه که ما برای پاکسازی بیرونی جسم از راهکارهایی، چون استحمام یا پاکسازی درون از تمهیدات درمانی استفاده میکنیم، روح ما نیز به جهت غفلت و غرهشدن به خود به همین تصفیه و پالودن نیازمند است و مهمترین ابزارهای این تزکیه همین دعا و مناجات و تضرع به آستان قدس ربوبی است که البته مسجد به جهت نوع خاستگاهش محل همین دعا و نیایش و زدودن زنگارهای وجود انسان است. حضور در مساجد و بهرهمندی از فضای معنوی مساجد از همینرو جزو دستورات قرآن است.
چگونه از فضای معنوی رمضان بیشترین بهره را ببریم؟
لازمه بهرهمندی از فیوضات این ماه مبارک خدا رسیدن به درک و شناخت درست از این ماه بزرگ است؛ ما متأسفانه هنوز به آن میزان از توجه به عظمت این ماه نائل نیامدیم، بنابراین برداشت ما از حقیقت این ماه فقط صرفاً نخوردن و نیاشامیدن از یک ساعت مشخص تا یک ساعت مشخص است، فارغ از اینکه بدانیم اینها بخشی از آداب و تکالیف ما در این ماه هستند و توجه نمیکنیم که چه برکات دیگری این ماه مبارک دارد. رسول خدا (ص) در آستانه ماه مبارک خطبهای دارند که معروف است به خطبه شعبانیه. من توصیه میکنم یکبار هم شده این خطبه که یکی از زیباترین و با ارزشترین منشورهای اخلاقی و اعتقادی ما است، مطالعه کنید تا ببینید که اساساً رمضان چیست و قرار است در رمضان چه چیزی عائد ما بشود. من از باب تبرک اشارهای به یکی از فرازهای این دعا میکنم. حضرت در خصوص این ماه میفرمایند: نفسهای شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد، خواب شما عبادت محسوب میشود، اعمال شما در آن پذیرفته و دعای شما در آن مستجاب است... خب اگر کسی درک درستی از این ماه داشته باشد، مسلماً فرصت را از دست نمیدهد و لحظات این ماه را به بیهودگی نمیگذراند.
رابطه تلاوت، تدبر و عمل به قرآن چگونه باید باشد؟
آنچه پیشتر در مورد اهمیت تلاوت روزانه گفته شد در واقع جنبه مقدمهای دارد و بدینخاطر در لسان روایات تأکید شده، اما به واسطه این مجالست، مؤمن باید وارد مراحل دیگر که تدبر و عمل است شود تا از این طریق بهرههای معنوی و معرفتی بیشتری از قرآن نصیب و روزیاش گردد. انس با قرآن و تدبر در آن و حتی تدبر در ادعیه مأثورهای که از سوی معصومین (ع) وارد شده در تعمیق معرفت دینی نقش بسزایی دارد.
ختمهای متعدد قرآن یک زمان به جهت کسب ثواب است که خب مؤمنین به آن التزام پیدا میکنند که انشاءالله مأجور باشند، اما یک زمان برای رسیدن به کمالات است که باید همراه با تدبر باشد و ما معتقدیم تدبر روزی یک صفحه هم شاید زیاد باشد، بلکه اگر بتوان حتی روزانه در محضر یک آیه بود و تدبر کرد، فرد خواهد دید چه برکاتی برای او دارد.
آیا صرف خواندن دعا کافی است یا فهم و همراهی قلبی شرط اثرگذاری است؟
خیر کافی نیست، زیرا اگر حقیقتاً انسان با آنچه در ادعیهها وارد شده رابطه مفهومی برقرار کند و بداند که با معبود خود چه میگوید و دعای دانسته برای استفاده قلبی و معنوی انسان چه آثاری دارد، این برای او از هر واعظ و پندی بالاتر است و باعث بیداری دل میشود. اینکه ما میبینیم هر چه دعا میخوانیم، اما عروج به عالم بالا نداریم، علتش همین است، چون نمیدانیم چه میخوانیم و چه میگوییم به قول حضرت حافظ «دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت/ عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت» چرا؟ چون فقط زبان در کار بود نه دل و اندیشه؛ افراد در این ماه، دعاهایی مثل ابوحمزه ثمالی و جوشن کبیر با آن مضامین عرشی میخوانند، اما اصلاً نمیدانند که چه خواندهاند؛ به تعبیر یکی از اساتید ما که میفرمودند من یکسال طول کشید تا دعای کمیل را کامل بخوانم، زیرا به هر فرازی میرسیدند، آنقدر غرق در ژرفای آن میشدند که دیگر توان ادامه نداشتند.
چگونه میتوان انس با قرآن و دعا را از یک رفتار مقطعی در رمضان، به یک عادت ماندگار بعد از این ماه تبدیل کرد؟
حقیقت تدبر و تأمل در آیات قرآن و ادعیه همان انس راستین است که از قرائت آیات و ادعیه آغاز و با تأمل و تعمق در معنا ادامه مییابد و با تعهد و التزام به مضامین ختم میشود؛ در تدبر و تأمل، علاوه بر به کارگیری فکر و اندیشه، دل دادن به محتوای آنچه خوانده میشود نیز شرط ضروری است، حال اگر کسی در همین ماه پر خیر و برکت خود را به نوعی تمرین وادار کند که کم بخواند، اما با توجه بخواند، مسلماً این تشنگی بیشتر دانستن او را به سوی ادامه و بهرهمندی مستمر سوق میدهد، زیرا کسی که آگاهانه به ارزش و اهمیت انس با قرآن و دعا پی میبرد دست از بهرهمندی بیشتر از آن نمیکشد، هر چند سخت و طاقتفرسا باشد.
چه راهکارهای عملی برای تداوم این ارتباط توصیه میشود؟
اولاً اینکه ما باید در مراکز مذهبی و آئینی، مدارس این انس همراه با تدبر را آموزش بدهیم، چون بخش زیادی از این موضوع ارتباط تنگاتنگی با آموزش دارد نه اینکه به نسل جوان و نوجوانمان مثل آنچه از گذشته مرسوم بوده که فقط اعمال را بر اساس ثواب به افراد معرفی کنیم و فقط بگوییم باید در ماه رمضان روزی یک جز قرآن بخوانی که در نهایت در پایان ماه ختم قرآن اتفاق بیفتد، چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: کار مداوم اندک، اما توأم با یقین، نزد خداوند برتر از کار بسیار بییقین است؛ ثانیاً باید حس نیاز را در آحاد جامعه اسلامی تداوم ببخشیم، این حس نیاز خودش منشأ حرکت و تداوم در مسیر انس و تدبر و عمل است که وقتی بر سر این نیاز استقامت بورزیم، چنانکه در قرآن فرمود: «فاستقم کما امرت»، (همانگونه که دستور یافتهای ایستادگی کن)، کمال انسانی محقق خواهد شد و انسان به لطف این پایداری به مقام زندهدلی مشرف خواهد شد.
سوم اینکه معاشرت با مناجاتیان و مأنوسان با قرآن چنانکه در آیه شریفه خداوند سبحان میفرماید: «کونوا مع الصادقین»؛ (با صادقان همراهی کن.)
چهارم اینکه ایجاد محیط اجتماعی معنوی که همسان و هم رنگ با ماه خدا و فضای معنوی این ماه در طول سال باشد باعث تداوم بخشی و استمرار حال معنوی افراد جامعه میشود که در این مقوله جایگاه رسانهها بسیار خطیر و قابلتأمل است، زیرا رسانههای متعهد میتوانند با آگاهی بخشی و ابزارهای مناسب در تداوم رنگ و بوی معنوی فضای جامعه با نمادسازی این مسیر را هموار سازند.