اگرچه غیبت برخی ستارهها تصویر جشنواره را در مقاطعی مخدوش کرد، اما رقابت پرشمار نسل تازهای از فیلمسازان، نشان داد که جریان تولید همچنان زنده است جوان آنلاین: چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با تمام بحثهایش در طول برگزاری جشنواره به پایان رسید و حالا بهتر میتوان درباره کیفیت و کمیت آن صحبت کرد. این دوره از جشنواره همراه با انتقاداتش نسبت به کیفیت بعضی فیلمها، اما نقاط امیدوارکنندهای داشت که برای آینده سینمای ایران درخور توجه و سودمند خواهد بود.
از همان نخستین ماههای سال جاری و همزمان با وقوع جنگ ۱۲ روزه و تأثیراتش بر تولید فیلمها، گمانهزنیهایی جهت حضور فیلمهای سینمایی در جشنواره شروع شد. تولید بعضی فیلمها متوقف شده بود و مشخص نبود با وقفه پیش آمده آیا میتوانند خودشان را به جشنواره برسانند یا نه. در نهایت این فیلمها به جشنواره رسیدند و همراه خودشان مزیتهایی را به جشنواره چهل و چهارم آوردند.
امسال چند فیلم با موضوع جنگ ۱۲ روزه در جشنواره حضور داشتند که نظرات متفاوتی نسبت به حضور آنها در جشنواره وجود دارد. برخی منتقدان این فیلمها را شتابزده و سفارشی دانستند که چندان ارتباط درست و منطقیاش با جنگ ۱۲ روزه ندارند و بعضی دیگر مثل «نیم شب» و «کافه سلطان» تا حدودی توانستند توجه مخاطبان را به خودشان جلب کنند. «نیم شب» محمدحسین مهدویان، معروفترین فیلم مرتبط با جنگ ۱۲ روزه بود که به طور مستقیم، سوژهای مرتبط با جنگ را در محوریت داستانش قرار داده بود.
فیلم به ماجرای خنثیسازی یکی از موشکهای عمل نکرده رژیم صهیونیستی میپردازد که در نزدیکی بیمارستانی افتاده و مأموران امنیتی برای خنثی کردنش تلاش بسیاری میکنند. از آنجا که «نیم شب» سوژهاش را از ماجرایی واقعی میگرفت، خیلی خوب توانست التهابات مردم را در روزهای جنگ ۱۲ روزه منتقل کند. فیلم با وجود فضای شعاری پررنگش که گاهی توی ذوق میزد، در کنار سیمرغ بهترین فیلمبرداری، سیمرغ بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم از نگاه ملی را دریافت کرد. نکته مهم دیگر درباره جشنواره امسال به حضور پررنگ کارگردانان فیلم اولی برمیگردد. چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ۱۳ کارگردان فیلم اولی را به سینمای ایران معرفی کرد که برخی از آنها نشان دادند در آینده میتوان به کیفیت فیلمسازی آنان امیدوار شد. محمد اسفندیاری با فیلم «کوچ» به جشنواره آمد و خودش را در حد کارگردانی خوشآتیه که سینما را میشناسد، نشان داد. این فیلم همچنین خلأ فیلمهای اقتباسی در جشنواره را تا حدودی پر کرد تا از این بابت دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اقتباسی را دریافت کند.
ایده فیلم «کوچ» از فیلم کوتاه «۱۳ سالگی» شروع شد که آن هم ایده ابتداییاش را از کتاب «باران گرفته است» اقتباس کرده بود. فیلم ریشهیابی فرآیند قهرمان شدن است؛ فیلمی که به دوران شکل گیری شخصیت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی از کودکی تا آستانه جوانی و پیوستن به سپاه میپردازد و ریشههای این قهرمانی را در بستر زندگی روزمره، خانواده و جغرافیای محروم جستوجو نماید. تصمیم سازندگان فیلم برای استفاده گسترده از بازیگران بومی و نابازیگران کرمانی، ایده درخشانی بوده که هدفش ایجاد فضایی نزدیک به زندگی مستند آن منطقه و دستیابی به نوعی صداقت در بازنمایی لهجه، چهره و مناسبات اجتماعی بوده است. محمد داودی با فیلم «اردوبهشت» نیز خودش را در حد کارگردانی کاربلد نشان داد. داودی که برای اهالی سینما بیشتر با نوشتن فیلمنامه فیلمهای «قصر شیرین» و «بیهمه چیز» به یاد آورده میشود امسال فیلم «اردوبهشت» را در جشنواره داشت.
«اردوبهشت» به یکی از تلخترین حوادث دهه هشتاد یعنی غرق شدن هفت دختر دانشآموز به همراه قایقران در پارک شهر تهران میپردازد و تلاش میکند روایتی سینمایی از یک فاجعه واقعی و پیامدهای آن در دل مناسبات اقتصادی و اجتماعی ارائه دهد. فیلمی که نشان از پتانسیل معنازایی و معناآفرینی نامحدود این جنس سینما دارد. در واقع محمد داوودی در مقام کارگردان نشان میدهد که میتوان با انتخاب ایدهای که حتی روی کاغذ هم جذاب و تازه به نظر میرسد، مخاطب خسته از فیلمهای کلیشهای در ژانر اجتماعی را با ابعاد پنهان حال و هوای یک واقعه دراماتیک واقعی آشنا کرد.
محمد برزکی نیز با انتخاب سوژهای حساس در فیلم «حال خوب زن» جسارت خودش را در فیلمسازی عیان کرد. این فیلم نشان میدهد که میتوان به موضوعی پیچیده و نسبتاً تابو یعنی بحران جنسی در زندگی زناشویی پرداخت، بدون آنکه در دام شعارزدگی، مضمونگرایی افراطی یا ملودرام بیفتد. اگر کارگردان در پرداخت بهتر و مناسبتر به سوژهاش بهتر عمل میکرد، این فیلم میتوانست به یکی از فیلمهای خوب اجتماعی چند سال اخیر تبدیل شود. این فیلم در مراسم اختتامیه دیپلم افتخار بهترین تهیهکنندگی گرفت تا داوران هم مهر تأییدی بر متفاوت بودن و جسارتش بزنند.
نکته مهم دیگر جشنواره که در طول مدت برگزاریاش بسیار به چشم آمد، غیبت ستارهها و چهرههای مشهور بود. در دو قطبی حضور یا تحریم در جشنواره، گاهی در نشستهای خبری، بحثهای تندی پیرامون حضور یا عدم حضور بازیگران و عوامل بعضی فیلمها پیش آمد و باعث شد تا حاشیه جشنواره بر متن آن غلبه کند.
از موارد عجیبی که در طول جشنواره دیدیم، برگزاری نشست خبری فیلم «قایقسواری در تهران» بود که تنها با حضور تهیهکننده و بازیگر خردسال فیلم برگزار شد. یا از آن عجیبتر برگزاری نشست خبری فیلم «آرامبخش» بود که تنها با حضور تهیهکنندهاش برگزار شد و خبری از بقیه عوامل فیلم نبود؛ و باز هم از این دو عجیبتر، برگزار نشدن نشست خبری فیلم «استخر» سروش صحت بود. تا به حال در ادوار جشنواره فیلم فجر سابقه نداشته نشست خبری فیلمی برگزار نشود و عوامل فیلم «استخر» از این بابت کاری عجیب انجام دادند.
تحریم جشنواره و حضور نیافتن برندگان بازیگری در مراسم اختتامیه، این سؤال را مطرح میکند که این بازیگران اگر جشنواره فیلم فجر و سینمای ایران را قبول ندارند چرا حاضر شدهاند در این فیلمها که احتمال حضورشان در جشنواره زیاد بوده، بازی کنند؟ در این موارد این تصور به ذهن میآید که شاید پول و شهرت فیلمها و سینمای ایران برای این بازیگران خوب است ولی حضور در جشنوارهاش بد!
در نهایت، چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر را باید در قاب یک «گذار» دید؛ گذاری از دورهای پرالتهاب به مرحلهای که سینمای ایران دوباره در حال آزمودن ظرفیتهای خود است. این دوره نه بینقص بود و نه عاری از حاشیه، اما در دل همه بحثها، نشانههایی از پویایی و تکثر به چشم آمد؛ از ورود فیلماولیهای جسور گرفته تا تجربه روایتهای مبتنی بر وقایع معاصر و بازخوانی تاریخ نزدیک.
اگرچه غیبت برخی ستارهها و چالشهای رسانهای، تصویر جشنواره را در مقاطعی مخدوش کرد، اما نفس برگزاری رقابتی پرشمار با حضور نسل تازهای از فیلمسازان، نشان داد که جریان تولید همچنان زنده است و میل به تجربه و بیان، خاموش نشده است. امروز که هیاهوی سیمرغها فروکش کرده، آنچه باقی میماند کیفیت فیلمها و مسیری است که این آثار در اکران عمومی و حافظه جمعی طی خواهند کرد.