انتقال گفتمان انقلاب اسلامی به نسل جوان، یک پروژه نیست، بلکه یک فرایند مستمر، پویا و نیازمند عزمی ملی است. این انتقال، تنها از مسیر نصیحت و شعار محقق نمیشود، بلکه نیازمند خلق تجربههای زیسته، ارائه محتوای جذاب و عمیق و ایجاد فضای اعتماد و مشارکت برای جوانان است جوان آنلاین: انقلاب اسلامی ایران، به عنوان یک نقطه عطف تاریخی، توانست گفتمانی مبتنی بر ارزشهای دینی، استقلال، آزادی و عدالت را در جامعه ایران نهادینه کند. انتقال این گفتمان به نسلهای بعدی، به ویژه نسل جوان و دانشجویان، همواره به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح بوده است. با این حال، شواهد و قرائن حاکی از آن است که در این انتقال، موفقیتها و کاستیهایی وجود داشته است. بخشی از جوانان و دانشجویان، ارزشهای انقلاب را با جان و دل پذیرفته و در مواقع حساس، از جان و مال خود برای صیانت از آن گذر کردهاند. اما در عین حال، به نظر میرسد در انتقال عمیق، ظریف و اصیل این گفتمان به بخش دیگری از این نسل، با چالشهایی مواجه بودهایم. این نوشتار درپی بررسی آسیبهای موجود در مسیر انتقال گفتمان انقلاب اسلامی به نسل جوان و ارائه راهکارهایی برای بهبود این روند است.
آسیبشناسی وضعیت موجود
۱. ضعف برنامهریزی نظاممند: به نظر میرسد در حوزه انتقال فرهنگ و گفتمان انقلاب، فاقد یک برنامه جامع، بلندمدت و مبتنی بر مطالعات دقیق جامعهشناختی و روانشناختی نسل جوان هستیم. فقدان چنین برنامهای منجر به فعالیتهای سلیقهای، موازی و بعضاً متناقض شده است.
۲. نارسایی در زمانشناسی: اقتضائات و ویژگیهای عصری که نسل جوان در آن زندگی میکند، به درستی درک و در روشهای انتقال لحاظ نشده است. سرعت تغییرات اجتماعی، فناورانه و فرهنگی، نیازمند بهروزرسانی مستمر در شیوههای ارتباطی و محتوایی است.
۳. استفاده محدود از فناوریهای نوین ارتباطی: با وجود زندگی کردن نسل جوان در فضای دیجیتال، از ظرفیتهای شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای، تولیدات چندرسانهای جذاب و پلتفرمهای نوین برای انتقال هوشمندانه پیام انقلاب، به اندازه کافی استفاده نشده است.
۴. کمبود و کهنگی مربیان و مبلغان توانمند: در بسیاری از موارد، با کمبود نیروهای تربیتشده، جوان، خلاق و آشنا با ادبیات و دغدغههای نسل جدید مواجهیم. برخی مربیان موجود نیز ممکن است بهروز نبوده و نتوانند ارتباط مؤثری با مخاطب جوان برقرار کنند.
۵. ضعف در تولید محتوای جذاب و متناسب: در حوزه تاریخ انقلاب، مفاهیم عمیق دینی و ارزشی، شهدا و... تولید محتوای متنوع، خلاقانه، غیرمستقیم و جذاب که پاسخگوی سؤالات و نیازهای فکری نسل جوان باشد، ضعف داریم. غالباً محتواها به شکل سنتی و مستقیم ارائه میشوند.
۶. برخورد تحقیرآمیز و کلیشهسازی نسل جوان: متأسفانه گاهی به جای درک عمیق و گفتوگوی صمیمانه با نسل جوان، شاهد برچسبزنی، هیولاپنداری و توصیف آنان با عناوینی که منطقی نیست هستیم. این نگرش، نه تنها کمکی به انتقال گفتمان نمیکند، بلکه شکاف بین نسلی را عمیقتر میسازد. نسل Z و نسل آلفا، محصول شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی همین جامعه هستند و بیگانگی کامل با گفتمان انقلاب ندارند، بلکه نحوه انتقال و ارتباط با آنها نیازمند بازنگری است.
راهکارهای پیشنهادی برای برونرفت از وضعیت موجود
۱. تدوین سند جامع و نقشه راه: لازم است نهادهای متولی فرهنگی با همکاری اندیشکدهها و جامعهشناسان، یک سند جامع و قابل اجرا برای انتقال گفتمان انقلاب به نسل جوان تدوین کنند. این سند باید مبتنی بر واقعیتهای جامعه جوان، دارای اهداف کمی و کیفی، زمانبندی مشخص و سازوکار نظارت و ارزیابی باشد.
۲. بازخوانی و نوسازی روشهای انتقال: باید پذیرفت روشهای دیروز، پاسخگوی نیازهای امروز نیست. استفاده از روشهای غیرمستقیم، هنرمندانه، تعاملی و مبتنی بر پرسش و گفتوگو جایگزین روشهای تحکمی و یکسویه شود. تأکید بر «جذابیت» و «اثربخشی» باید محور کار باشد.
۳. اقتدار در عرصه فناوری و فضای مجازی: به جای برخورد سلبی یا انفعالی، باید با تربیت نیروهای خلاق و متعهد، تولید محتوای حرفهای و جذاب و فعالسازی مؤثر در پلتفرمهای پرمخاطب جوانان، گفتمان انقلاب را به قلب میدان آورد.
۴. تربیت و بهروزرسانی مربیان و کادرهای فرهنگی: سرمایهگذاری روی تربیت نسل جدیدی از مربیان جوان، خوشفکر، آشنا با علوم انسانی جدید و دارای مهارت ارتباطی بالا ضروری است. همچنین باید دورههای بازآموزی برای مربیان فعلی جهت آشنایی با ویژگیهای نسل جدید برگزار شود.
۵. تولید محتوای غنی و چندرسانهای: حمایت از تولید آثار فاخر سینمایی، سریالهای جذاب، انیمیشنهای حرفهای، بازیهای رایانهای با محتوای ارزشی، کتابها، پادکستها و اینفوگرافیهای حرفهای درباره مفاهیم انقلابی و دینی یک ضرورت انکارناپذیر است.
۶. مسئولیتدهی و مشارکت دادن هوشمندانه به جوانان: سپردن مسئولیت به جوانان یک «تیغ دولبه» است. اگر بدون برنامه تربیتی، آموزش مهارتهای مدیریتی، اخلاق حرفهای و نظارت حمایتی صورت گیرد، ممکن است به ضد خود تبدیل شود. اما اگر در چارچوب یک نظام تربیتی تدریجی، جوانان در موقعیتهای واقعی قرار گیرند، تجربه کنند، خطا و اصلاح را بیاموزند و پیشرفتشان مورد تشویق قرار گیرد، این اقدام میتواند عمیقترین حس تعلق و مشارکت را در آنان ایجاد کند. باید از «شعارزدگی» در مورد «جوان مؤمن انقلابی» پرهیز و بسترهای عملی برای ظهور آنان فراهم شود.
۷. انسجامبخشی و جلوگیری از موازیکاری: بسیاری از نهادهای فرهنگی کشور به صورت موازی و بعضاً با اهداف ناهمگون کار میکنند که منجر به اتلاف منابع میشود. لازم است تقسیم کار ملی و هماهنگی مؤثری بین همه دستگاههای فرهنگی، تبلیغی و آموزشی (از صداوسیما و آموزش و پرورش تا وزارت علوم و نهادهای مردمی) تحت نظارت یک مرکز راهبردی قدرتمند ایجاد شود.
۸. تأکید بر وجهه جهانی و گفتوگوی تمدنی گفتمان انقلاب: نسل امروز، نسل ارتباطات جهانی است. باید بتوانیم عمق، قدرت و توانایی گفتمان انقلاب اسلامی در ارائه راهحل برای معضلات بشر (مانند عدالت، اخلاق، معنویت و استکبارستیزی) را در عرصه بینالمللی نیز به نمایش بگذاریم. این امر حس عزت و اعتماد به نفس ملی را در جوانان تقویت میکند.
حرف آخر
انتقال گفتمان انقلاب اسلامی به نسل جوان، یک پروژه نیست، بلکه یک فرایند مستمر، پویا و نیازمند عزمی ملی است. این انتقال، تنها از مسیر نصیحت و شعار محقق نمیشود، بلکه نیازمند خلق تجربههای زیسته، ارائه محتوای جذاب و عمیق، و ایجاد فضای اعتماد و مشارکت برای جوانان است. نسل جوان امروز، بهرغم تمام تفاوتهای ظاهری، پرسشگر و جویای حقیقت است. باید با زبان هنر، منطق قوی، اخلاق نیکو و صداقت با او ارتباط برقرار کرد. اگر بخواهیم بر مسیر قبلی، با روشهای ناکارآمد و بدون برنامهریزی کلان ادامه دهیم، نه تنها بر دامنه دغدغهمندان انقلاب افزوده نخواهد شد، که با خطر «ریزش» بیشتر مواجه خواهیم بود. زمان آن فرا رسیده که با تواضع، آسیبها را بشناسیم، برنامهریزی کنیم، نیروهای کارآمد تربیت نماییم و با استفاده از همه ابزارهای نوین، گفتمان انسانساز و عدالتخواه انقلاب اسلامی را به نسل جدید منتقل کنیم. این امر تنها با عزمی راسخ، مدیریتی جهادی و با تکیه بر ظرفیتهای خود جوانان انقلابی ممکن خواهد بود.
فعال فرهنگی و رسانهای