محسن جسور در دومین تجربه بلند سینمایی خود، با فیلم «گیس»، سراغ یکی از مباحث داغ و جنجالی اجتماعی رفته است. جوان آنلاین: محسن جسور در دومین تجربه بلند سینمایی خود، با فیلم «گیس»، سراغ یکی از مباحث داغ و جنجالی اجتماعی رفته است. فیلم اول او، نتوانسته بود انتظارات سینمایی منتقدان و مخاطبان را برآورده سازد و دومین اثر، تلاشی است برای اثبات تواناییهای او. «گیس» بر بستر انفجار پتروشیمی ماهشهر در سال ۱۴۰۱ شکل گرفته و محور اصلی روایت، چالشهای ناشی از سنگاندازی در مسیر تولید داخلی و به خطر افتادن معیشت کارگران آن مجموعه است. فیلم با صحنه اعتراضات کارگران آغاز میشود؛ صحنهای که همزمان با ورود نمایندگان وزارت نفت به ماهشهر شکل میگیرد و با مداخله تند نیروهای امنیتی همراه میشود. این برخورد، به ویژه از طریق دیالوگهای مأمور امنیتی که خواستههای مردم را «هرج و مرج» میخواند، باورپذیری تلخ صحنه را افزایش میدهد.
نقطه اوج دراماتیک فیلم، جایی است که شخصیت اصلی جوان، رهبر اعتراضات، در شب عروسی خود، منافع شخصی را فدای «منافع ملی» میکند؛ تلاشی که یادآور روحیه ایثارگرانه جوانان دوران جنگ است. با این حال، به نظر میرسد فیلم قصد داشته لایههای عمیقتری از داستان را نیز بگشاید، شاید اشارهای به پروژه نفوذ که متأسفانه در بدنه نظام ریشه دوانده است. متأسفانه یا به دلیل کمبود وقت یا شاید خودسانسوری، این بُعد از داستان به شکلی کامل و قانعکننده پرداخت نشده و در حد یک اشاره باقی میماند. فیلمنامه اثر دارای ساختاری نسبتاً منسجم است. ایده محوری به شکلی ساده و مستقیم بیان شده و اجازه داده است فیلم بدون پیچیدگیهای زائد، مسیر خود را به پایان برساند. یکی از نقاط قوت فیلمنامه، شخصیتپردازی قهرمان داستان است، او نه یک اسطوره فراانسانی، بلکه یک انسان معمولی با دغدغههای واقعی است. از منظر کارگردانی، با وجود شلوغی صحنهها و پرسوناژهای زیاد، جسور توانسته است نماهای اضافه را حذف و قاببندیها را به خوبی مدیریت کند. با وجود این، بزرگترین ضربه فنی به فیلم، مربوط به کیفیت گریم است؛ ایرادی که به وضوح در کار دیده میشود. به عنوان مثال، گریم بهنوش طباطبایی در نقش زنی جنوبی که نماد این منطقه است، فاقد ثبات لازم بود و در طول سکانسها تغییر میکرد. در بخش بازیگری، اغلب بازیگران توانستهاند از پس ایفای نقش خود برآیند. حامد بهداد در نقش مأمور امنیتی، حضوری قابل قبول دارد، هرچند در برخی مقاطع، عدم همخوانی او با نقش کاملاً مشهود است. بهنوش طباطبایی و الهه حصاری نیز در نقشهای زنانه خود، تأثیرگذاری مثبتی بر روایت داشتند. با این حال، نکتهای که همچنان در ذهن باقی نمیماند، فقدان یک سکانس ماندگار یا یک بازی خیرهکننده است که امضای فیلم شود.
جمعبندی
در نهایت، فیلم «گیس» به دلیل پرداختن به یک موضوع روز و جذاب، ظرفیت مورد پسند واقع شدن را دارد، اما در عین حال، ضعفهای فنی در گریم و پرداخت ناقص برخی زیرمتنها، مانع از آن میشود که بتوان آن را اثری کاملاً بینقص یا تأثیرگذار در کارنامه کارگردان دانست.