جنوب ایران با هزاران کیلومتر نوار ساحلی در امتداد خلیج فارس و دریای عمان، یکی از بزرگترین ذخایر بالقوه گردشگری کشور را در اختیار دارد؛ ظرفیتی که هنوز سهم آن در اقتصاد ملی بهویژه در مقایسه با کشورهای همسایه جنوبی ناچیز است. در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای منطقه، گردشگری دریایی را به پیشران اصلی اشتغال، ارزآوری و توسعه محلی تبدیل کردهاند، سواحل ایران همچنان میان نگاه امنیتی، کمبود زیرساخت و سیاستگذاریهای مقطعی گرفتار ماندهاند.
برخلاف مقاصد شمالی کشور که عملاً به چند ماه محدود از سال وابستهاند، سواحل جنوبی ایران از یک مزیت اقلیمی کمنظیر برخوردارند. پاییز و زمستان، فصل طلایی گردشگری جنوب است؛ زمانی که دمای هوا در استانهایی، چون هرمزگان، بوشهر و سیستانوبلوچستان به شرایط ایدهآل برای سفر، تفریحات ساحلی و دریانوردی تفریحی میرسد. در بهار هم به دلیل هوای مطبوع جنوبی، بخش مهمی از این سواحل قابلیت میزبانی گردشگران داخلی و خارجی را دارند. این ویژگی بهمعنای ظرفیت اشتغال پایدار و غیر فصلی است؛ امتیازی که معیشت هزاران خانوار ساحلنشین را از وابستگی به صید سنتی یا مشاغل ناپایدار خارج میکند.
گردشگری دریایی در جنوب ایران محدود به شنا و ساحل نیست. این پهنه آبی، ظرفیت توسعه انواع مدلهای گردشگری را دارد؛ از تورهای جزیرهای در قشم، هرمز، هنگام و کیش گرفته تا گردشگری کروز، قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی، ژئوتوریسم ساحلی و بومگردی دریامحور که هر کدامشان منبع عظیمی برای اشتغال بندرنشینان و درآمدزایی برای کل کشور هستند.
در کنار آن، فرهنگ بومی جنوب، موسیقی، خوراک دریایی، آیینهای محلی و معماری ساحلی، بخشی از بسته کامل تجربه گردشگری به شمار میآید؛ بستهای که ارزش افزوده آن بهمراتب بیشتر از گردشگری عبوری و کوتاهمدت است. ناگفته نماند توسعه گردشگری دریایی، تنها به ایجاد شغل در هتلها و مراکز اقامتی محدود نمیشود. هر واحد سرمایهگذاری در این حوزه، زنجیرهای از مشاغل را فعال میکند.
برآوردهای کارشناسی نشان میدهد گردشگری دریایی، در مقایسه با بسیاری از صنایع سنگین، هزینه اشتغالزایی کمتری دارد و در عین حال، توزیع درآمد آن عادلانهتر و محلیتر است به شرط آنکه سیاستگذاریها به نفع جوامع بومی طراحی شود.
با وجود این ظرفیتها، جنوب ایران با کمبود جدی اسکلههای گردشگری، ناوگان تفریحی استاندارد، خدمات ایمنی و مدیریت یکپارچه ساحلی مواجه است. بسیاری از سواحل مستعد یا فاقد دسترسی مناسباند یا در تداخل کاربریهای صنعتی، نظامی و شهری قرار گرفتهاند.
اگر سیاستگذار، دریا را نه یک تهدید، بلکه یک دارایی اقتصادی بداند، جنوب ایران میتواند به یکی از قطبهای اصلی گردشگری منطقه تبدیل شود؛ قطبی که هم ارزآور است، هم اشتغالزا و هم سازگار با محیطزیست.
در حالی که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با سرمایهگذاری هدفمند، گردشگری دریایی را به منبع اصلی درآمد غیرنفتی تبدیل کردهاند، ما هنوز فاقد یک نقشه راه ملی گردشگری دریایی هستیم. نقشهای که نقش دستگاهها، شهرداریها، بنادر و بخش خصوصی را شفاف تعریف کند و از آنها بخواهد در یک مسیر مشترک حرکت کنند. امتیاز گردشگری دریایی این است که نیازمند پروژههای عظیم و پرهزینه نیست، بلکه بیش از هر چیز به ثبات مقررات، صدور مجوز شفاف و حمایت محلی نیاز دارد.