کد خبر: 1341302
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
گزارش «جوان» از زندگی هنری صدایی که وطن را فریاد زد
رضا رویگری، هنرمندی که با نام «ایران» ماندگار شد فریدون خشنود: صدای رضا حزنی دارد و در آن مقطع آن را برای خوانش سرود مناسب می‌دانستم و هنوز چنین نظری دارم. او توانایی لازم را برای اجرای سرود داشت
احمد جوان

جوان آنلاین: صبح خاکستری پایتخت در روز جمعه، با حضور جمع کوچکی از هنرمندان، دوستان و دوستداران رضا رویگری آغاز شد. جمعی که آرام و بی‌هیاهو، برای بدرقه صدایی آمده بودند که سال‌ها با آن زندگی کرده بودند. در سکوت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) قرار بود مراسم بدرقه مردی برگزار شود که هنر را با احساس زندگی کرد.

خبر درگذشت رضا رویگری، فقط خبر خاموش شدن یک بازیگر یا خواننده نبود و خبر سکوت صدایی بود که سال‌ها با آن «ایران» را صدا زده بودیم. صدایی که در مهم‌ترین بزنگاه تاریخ، از دل هنر برخاست و تبدیل به حافظه جمعی یک ملت شد. رویگری رفت، اما رد صدایش هنوز در خیابان‌ها، در خاطره‌ها و در لحظه‌هایی که نام ایران با بغض گره می‌خورد، زنده است.

رضا رویگری را با نقش‌آفرینی‌هایش در نقش‌های ماندگار سینمایی و تلویزیونی زیادی به یاد می‌آوریم؛ از فیلم سینمایی «عقاب‌ها»‌ی ساموئل خاچیکیان، «بوتیک» حمید نعمت‌الله تا حضور در سریال «مختارنامه». اما نام رضا رویگری بیش از هر چیز به قطعه «ایران ایران» گره خورده است. آهنگی که فقط یک سرود یا قطعه موسیقایی نیست و بیش از هر چیزی فریاد در گلو مانده ملتی است. صدای انسانی که از دل زخم و امید، وطنش را صدا می‌زد.

این قطعه در سال ۱۳۵۷ و هم‌زمان با روز‌های اوج انقلاب اسلامی تولید شد. روز‌هایی که فضای امنیتی و حکومت نظامی، امکان هرگونه فعالیت هنری آشکار را محدود کرده بود. با این حال، «ایران ایران» در همان شرایط پرخطر و پنهانی ضبط شد. آبان سال ۱۳۵۷، فریدون خشنود به خانه رویگری رفت و ایده ضبط قطعه «ایران ایران» را مطرح کرد. گویا او پیش از این به سراغ دو خواننده مطرح آن زمان رفته بود ولی آنها به خاطر شرایط آن روز‌ها حاضر نشده بودند این آهنگ را بخوانند. قرعه به نام رویگری افتاده بود و او باید تصمیمی سرنوشت‌ساز می‌گرفت.

شهامت رویگری در خواندن قطعه ایران

خشنود آهنگساز درباره انتخاب رویگری به عنوان خواننده چنین می‌گوید: «صدای رضا حزنی دارد و در آن مقطع آن را برای خوانش سرود مناسب می‌دانستم و هنوز چنین نظری دارم. او توانایی لازم را برای اجرای سرود داشت. زمانی که از او برای همکاری دعوت کردم، تعجب کرد و گفت ساخت آهنگ الان؟ و در شرایط فعلی؟ و من هم به او گفتم که کار در این شرایط یک ریسک است، زیرا در آن مقطع زمانی کسی آنچنان رضا رویگری را نمی‌شناخت، اما ما برای اتفاقات و مراحل بعدی شهامت‌های بسیار به خرج دادیم. رضا به خانه آمد و زمانی که می‌خواند اشک در چشمانش جمع می‌شد.»

رویگری نیز خاطره ضبط این قطعه را چنین روایت کرده بود: «ضبط آهنگ را در دو شب انجام دادیم که یک شب هم، چون حکومت نظامی بود مجبور شدیم در استودیو بمانیم.» پس از ضبط موسیقی، مسئله مهم‌تر و اساسی‌تر، پخش و رساندن آن به گوش مردم بود.

رویگری ماجرای پخش این قطعه در روز‌های ملتهب و پر از خفقان آن روز‌ها را چنین تعریف کرده بود: «شاه هنوز در ایران بود و ساواک هم به شدت این جور مسائل را پیگیری می‌کرد. یک نوار کاست فروشی در توپخانه کنار بانک تجارت سابق بود که رفتیم و صد تا نوار به آنجا دادیم. صاحب مغازه گفت: «اینا چیه؟» گفتیم: «یک آهنگه. بذار اگه کسی خرید که پولش برای خودت، اگر هم نخریدند که روش هر چی خواستی ضبط کن». کار، کار تازه‌ای بود و کسی چنین چیزی تا آن موقع نشنیده بود. ما این صد تا نوار را دادیم و از مغازه خارج شدیم. به اندازه ۴۰، ۵۰ قدم دور نشده بودیم و تازه سر لاله‌زار رسیده بودیم که دیدیم صدای این آهنگ از بلندگو شیپوری مغازه دارد شنیده می‌شود. «الله، الله، الله، لا‌اله‌الا‌الله...». برگشتم به مغازه نگاه کردیم دیدیم مردم برای خریدن نوار «ایران، ایران» صف بسته‌اند.»

از نظر مضمونی، قطعه «ایران ایران» بازتاب‌دهنده فضای خون، خشم، ایمان و عصیان یک ملت بود. پیوند میان احساس، اعتقاد و موسیقی باعث شد این قطعه، فراتر از زمان تولیدش، در حافظه فرهنگی جامعه ماندگار شود.

حضوری چشمگیر در سینما و تلویزیون

رویگری که بازیگری را از سال ۱۳۴۷ و از تئاتر آغاز کرده بود، پس از انقلاب حضوری فعال در سینما و تلویزیون داشت. رضا رویگری از آن دسته بازیگرانی بود که پیش از آن‌که با یک نقش خاص شناخته شود، با حضورش در ذهن مخاطب جا می‌گرفت. حضوری گرم، صدا و چهره‌ای که به‌سرعت باور می‌شد و بازیگری که بیش از هر چیز، به تیپ‌های مردمی و شخصیت‌های ریشه‌دار اجتماعی جان می‌داد.

در سینما، رویگری اغلب در نقش مردانی ظاهر شد که میان صلابت بیرونی و زخمی درونی در نوسان بودند. از فیلم‌های اجتماعی دهه ۶۰ و ۷۰ گرفته تا آثار متأخرتر، او بازیگری بود که حتی در نقش‌های کوتاه، ردی از حضورش را بر آن شخصیت باقی می‌گذاشت. فیلم‌هایی، چون «عقاب‌ها»، «کانی مانگا»، «مسافر ری» و «بوتیک» نمونه‌هایی از حضور متنوع او هستند؛ حضوری که گاه در دل سینمای دفاع مقدس تعریف می‌شد و گاه در فیلم‌های تاریخی و گاه در روایت‌های شهری.

اما شاید برای بخش وسیعی از مخاطبان ایرانی، تصویر ماندگار رضا رویگری بیش از هر جا، در تلویزیون شکل گرفت. او از بازیگرانی بود که به‌خوبی با قاب کوچک تلویزیون ارتباط برقرار می‌کرد و شخصیت‌هایی خلق کرد که به حافظه جمعی راه یافتند. بازی در سریال‌هایی، چون «مختارنامه»، «سال‌های مشروطه» و «معصومیت از دست رفته» نشان داد که رویگری توانایی ایفای نقش‌های تاریخی، مذهبی و شخصیت‌های پیچیده را به خوبی دارد.

نکته مهم درباره نقش‌آفرینی‌های رضا رویگری، پرهیز آگاهانه‌اش از تکرار بود. او می‌توانست میان نقش‌های مردمی، شخصیت‌های تاریخی، پدران خاموش، مردان شکسته و چهره‌های مقتدر جابه‌جا شود، بی‌آنکه به کلیشه پناه ببرد. همین تنوع، از او بازیگری ساخت که نسل‌های مختلف مخاطبان، هر کدام با تصویری متفاوت از او خاطره دارند.

رویگری در سال‌های پایانی زندگی، روز‌های آسانی را پشت سر نگذاشت. بیماری، انزوا و کم‌توجهی، سایه‌هایی بودند که آرام‌آرام بر زندگی‌اش افتادند. با این حال، حتی در رنج، شأن هنری‌اش را حفظ کرد و از جایگاه هنر کوتاه نیامد. شاید همین وقار خاموش بود که رفتنش را اندوه‌بارتر کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار