کد خبر: 1372709
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
رسول نجفیان: 
1 حسین پناهی نگاه روزمره نداشت، بلکه به هر پدیده‌ای نگاهی اسطوره‌ای و جهان‌بینانه داشت. از یک سفره نان، یک راننده تاکسی یا ساده‌ترین اتفاقات روزمره الهام می‌گرفت، اما هیچ‌گاه اسیر روزمرگی نمی‌شد

جوان آنلاین: حسین پناهی نگاه روزمره نداشت، بلکه به هر پدیده‌ای نگاهی اسطوره‌ای و جهان‌بینانه داشت. از یک سفره نان، یک راننده تاکسی یا ساده‌ترین اتفاقات روزمره الهام می‌گرفت، اما هیچ‌گاه اسیر روزمرگی نمی‌شد. 
رسول نجفیان، از هنرمندان باسابقه و پیشکسوت، در گفت‌و‌گو با ایبنا با اشاره به آشنایی قدیمی خود با حسین پناهی گفت: حسین به خاطر استعداد نویسندگی وارد صداوسیما شد و ما آنجا با هم آشنا شدیم. معمولاً هر دوشنبه از صداوسیما تله‌تئاتر پخش می‌شد و بخشی از این تله‌تئاتر‌ها را حسین می‌نوشت و من کارگردانی می‌کردم. از جمله مهم‌ترین آنها «دو مرغابی در مه» و «آسانسور» بود که جزو تله‌تئاتر‌های فرهنگی پخش می‌شد. خیلی از کار‌ها را هم خودش نوشت و هم کارگردانی کرد. 
نجفیان افزود: از همان ابتدا بارقه نوشتن در او وجود داشت و مهم‌تر از نمایشنامه‌نویسی، شعر نیز همواره همراه نوشته‌هایش بود و شوریدگی شاعرانه به‌شدت در وجودش دیده می‌شد. 
این بازیگر با بیان اینکه بسیاری حسین پناهی را بیشتر به‌عنوان بازیگر می‌شناسند، گفت: او علاوه بر نویسندگی، شاعری منحصر‌به‌فرد بود و هیچ‌گاه از کسی تقلید نمی‌کرد. ویژگی‌های ارزشمند خودش را داشت. 
وی ادامه داد: بسیاری از دیالوگ‌های نمایشنامه‌هایش نیز شعر بود و من شاعرانگی او را حتی بیش از بازیگری و نویسندگی‌اش می‌دانم. 
نجفیان درباره رابطه نزدیک خود با حسین پناهی گفت: ما خیلی با هم گپ می‌زدیم. من او را «جو» صدا می‌کردم و او مرا «جک» می‌خواند. حتی فیلم «هی جو» هم تا حد زیادی تحت تأثیر همین ارتباطی بود که میان ما وجود داشت. همیشه هم به شوخی با هم صحبت می‌کردیم. 
وی افزود: برای مثال حسین می‌گفت: «دیشب افلاطون آمد خانه من را جارو کرد و رفت و خانه ما پر از فلسفه شد.» صحبت‌هایش سرشار از اشاره، کنایه و استعاره بود و دیدگاه‌هایش را در همین گفت‌و‌گو‌های روزمره بیان می‌کرد. 
نجفیان درباره ویژگی‌های شخصیتی حسین پناهی گفت: حسین انسان بسیار شریفی بود، هیچ‌گاه ادا درنمی‌آورد و همیشه خودش بود. تلویحاً جدی بود، اما به ظاهر شوخ. من هیچ‌وقت هیچ رنگ و ریایی از این آدم ندیدم. حتی اگر گاهی رفتاری از خودش سر می‌زد، خودش پیش از هر کسی خودش را نقد می‌کرد. 
وی افزود: او به‌شدت کتاب می‌خواند. از دفتر شعر شاعران نوین ایران تا اشعار شاعران اروپایی، به‌ویژه شاعران فرانسوی مانند رمبو و پرور را با علاقه مطالعه می‌کرد. 
وی ادامه داد: حسین زیبایی آثار آنها را درک می‌کرد، اما وقتی شعر می‌گفت، شعرهایش کاملاً امضای خودش را داشت و ویژگی‌های منحصربه‌فردش در آنها دیده می‌شد. 
نجفیان درباره مهم‌ترین ویژگی هنری حسین پناهی گفت: حسین نگاه روزمره نداشت، بلکه به هر پدیده‌ای نگاهی اسطوره‌ای و جهان‌بینانه داشت. از یک سفره نان، یک راننده تاکسی یا ساده‌ترین اتفاقات روزمره الهام می‌گرفت، اما هیچ‌گاه اسیر روزمرگی نمی‌شد. وی افزود: نگاه والایی به پدیده‌های اطرافش داشت و همین نگاه به او ویژگی ارزشمندی می‌بخشید. به یک نوع بیهودگی رسیده بود که نگاه جهان‌بینانه هر شاعر فهیمی همین است؛ اینکه آدم‌ها دل به چه بسته‌اند که در یک دور باطل به دور خود می‌چرخند و هیچ تمهید معنوی و معنایی‌ای در وجودشان نیست. من همیشه درباره او می‌گفتم: «تو یک گردنبندی، آویزان به گردن غربت.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار