کد خبر: 1372226
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
نگاهی به تازه‌ترین فیلم سروش صحت که به هیچ‌عنوان انتظارات را برآورده نمی‌کند
1 «استخر» را نمی‌توان یک فیلم مطلقاً بد و غیرقابل تماشا دانست. در قیاس با کمدی‌های مبتذل، سخیف و بی‌هویتی که این روز‌ها روی پرده می‌روند، حتی تا حدی فاخر، محترم و دغدغه‌مند به نظر می‌رسد، اما برای کارگردان صاحب‌امضایی، چون سروش صحت، این سطح از تکرار، وسواس‌های نابجا و سرگردانی در فرم به هیچ وجه پذیرفتنی نیست
 محمد تقی‌زاده

جوان آنلاین: به نظر می‌رسد «استخر» جزو مناقشه‌برانگیزترین فیلم‌های امسال سینمای ایران باشد، چراکه مخاطبان آن به‌طور عجیبی به دو دسته تقسیم شدند. گروهی فیلم را طنزی عمیق و متفاوت می‌بینند و آن را در ادامه جهان فیلم‌سازی صحت متصور می‌شوند و صحت را کارگردانی مؤلف می‌دانند. در سوی دیگر، مخاطبانی هستند که فیلم را اثری هدررفته می‌پندارند و شوخی‌ها و فضای آن را اتمسفری تکراری، کلیشه‌ای و لوس توصیف می‌کنند و به‌هیچ‌وجه تحمل بحث و تحلیل درباره فیلم را ندارند. این طیف‌بندی، نه تنها در میان اهالی سینما و منتقدان، بلکه در میان شمار زیادی از مخاطبان عادی نیز شکل گرفته است. 

 درجا زدن در حوضچه‌ای راکد
سروش صحت را همواره با جهان‌بینی خاص، سکوت‌های معنادار و طنزی تلخ و متفاوتش می‌شناختیم. سینمایی که در آثاری، چون «جهان با من برقص» توانسته بود تعادل ظریفی میان فرم و محتوا برقرار کند. اما «استخر»، سومین ساخته بلند او در سینما، بیش از آنکه امتداد مسیر رو به رشد آثار پیشینش باشد، شبیه به درجا زدن در حوضچه‌ای راکد است. فیلمی که نه جرئت می‌کند به عمق برود و نه می‌تواند موجی در مخاطب ایجاد کند. 
داستان از یک بحران بزرگ و بنیادین آغاز می‌شود، زنی پس از ۲۵ سال زندگی مشترک، ناگهان و بی‌مقدمه تصمیم به جدایی می‌گیرد. این ایده، پتانسیل بالایی برای کالبدشکافی یک فروپاشی عمیق انسانی و واکاوی روان‌شناختی یک رابطه فرسوده داشت، اما در «استخر» این بحران به سادگی در میان شوخی‌های تکراری، شخصیت‌های فرعی بی‌خاصیت و سکانس‌های کشدار گم می‌شود. بهار با بازی سحر دولتشاهی هرگز به شخصیتی چندلایه و قابل همذات‌پنداری تبدیل نمی‌شود و انگیزه‌اش برای ترک زندگی در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. فیلم پر از ماجرا‌های فرعی و سکانس‌های اضافه‌ای است که از پیرنگ اصلی خارج هستند و تنها باعث می‌شوند ریتم و تمرکز اثر از هم بپاشد. 

 شوخی‌های آزاردهنده با سیگار
شاید بزرگ‌ترین ضربه را بتوان در تغییر رویکرد کارگردان به مقوله «سکوت» دید. آنچه در آثار پیشین صحت، نگاهی مینیمال و معنادار به تراژدی بود و به تماشاگر فرصت هضم احساسات را می‌داد، اینجا به کرختی و بی‌تفاوتی ضددراماتیک بدل شده است. گویی فروپاشی یک خانواده و پایان یک عمر زندگی مشترک، امری پیش‌پاافتاده است و هیچ‌کس واکنش درستی به فاجعه نشان نمی‌دهد. این بی‌تفاوتی شخصیت‌ها، مخاطب را هم از فیلم عبور می‌دهد و همین، بزرگ‌ترین شکست برای اثری است که ادعای تأثیرگذاری دارد. در این میان، وسواس عجیب فیلم در نمایش مصرف سیگار هم به شدت توی ذوق می‌زند. شوخی‌محوری «قول سیگار» آنقدر تکرار می‌شود که از مرز طنز می‌گذرد و آزاردهنده می‌شود. حجمی از تکرار که فراتر از ضعف هنری، نوعی بی‌تفاوتی اخلاقی و قبح‌زدایی را به رخ می‌کشد. 
ریشه این مشکلات را باید در سرگردانی هویتی کارگردان جست. صحت همزمان می‌خواهد از اپیدمی کمدی‌پسندی گیشه سود ببرد و هم طنزی متفاوت، روشنفکرانه و صاحب‌امضا بسازد. این نوسان پاندولی میان فضای عامه‌پسند و دغدغه‌های روشنفکری، دقیقاً همان نقطه‌ای است که سینمای او را دچار مشکل کرده است. فیلم مدام مسیر بین کمدی تجاری و روایت عمیق انسانی را طی می‌کند، بی‌آنکه به مقصد مشخصی برسد. انگار تکلیف صحت در سریال‌های شبکه نمایش خانگی مثل «تموم عمر چند تا بهاره» با مخاطبش بسیار مشخص‌تر از سینمای اوست و او در پرده نقره‌ای دچار تردید و دوگانگی می‌شود. 

 بازی‌های پرنوسان بازیگران
بحث‌های نمادین فیلم صحت، یکی دیگر از موضوعات پرمناقشه میان هواداران و مخالفان است. همانگونه که گاو و زرافه در فیلم «صبحانه با زرافه‌ها» نماد‌ها و استعاراتی عجیب‌وغریب بودند، در این فیلم نیز میمون - که چند بار به آن اشاره شده - محل مناقشه و یکی از مجاری ورودی طرفداران فیلم است. این در حالی است که به قول قدیمی‌ها، «مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید». فیلم باید خودش راهش را در ارتباط حسی و عاطفی با مخاطب پیدا کند، وگرنه تراشیدن استعارات عجیب‌وغریب فلسفی، عرفانی و اگزیستانسیالیستی، اتفاق مبارک و شاذی برای فیلم‌ها محسوب نمی‌شود. شاید شگرد روشنفکرانی، چون سروش صحت، دقیقاً همین طراحی و تعبیه عناصر نمادین باشد تا جبران ناتوانی در قصه‌گویی کند و بهانه‌ای برای بحث و طرفداری حامیانشان از فیلم‌ها فراهم آورد. 
در بخش بازیگری نیز اوضاع یکدست نیست و نوسان دارد. امین حیایی در نقش مردی تنها و افسرده، نشان داده در ایفای نقش‌های جدی چقدر توانمند است. حال و هوای غمگین و تنهایی او، قطب‌نمای احساسی و برگ برنده فیلم است، هرچند در میان شلوغی‌های پیرنگ و ریتم کند، گاهی این پرداخت ارزشمند نیز زیر دست‌وپای سکانس‌های اضافه له می‌شود. سحر دولتشاهی در حد قابل قبول ظاهر شده، اما در خدمت شخصیت‌پردازی لنگ فیلم نیست و مهران مدیری در نقشی کلیشه‌ای کاملاً هدر رفته است. تأسف‌بارتر، اما معرفی سورنا صحت به عنوان شگفتی‌ساز فیلم است. بازی ضعیف و مصنوعی او، یادآور خطر پدیده آقازادگی در سینمای ایران است که هیچ توجیه هنری نمی‌پذیرد. 
«استخر» را نمی‌توان یک فیلم مطلقاً بد و غیرقابل تماشا دانست. در قیاس با کمدی‌های مبتذل، سخیف و بی‌هویتی که این روز‌ها روی پرده می‌روند، حتی تا حدی فاخر، محترم و دغدغه‌مند به نظر می‌رسد، اما برای کارگردان صاحب‌امضایی، چون سروش صحت، این سطح از تکرار، وسواس‌های نابجا و سرگردانی در فرم به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. «استخر» فقط در حوضچه‌ای راکد شناور مانده و تماشاگر را با حسرت تماشای یک اثر از دست رفته و پتانسیلی هدررفته از سالن سینما بیرون می‌فرستد.

برچسب ها: مخاطب ، سینما ، طنز
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار